اسلام در قزاقستان
از
ظهور اسلام كه يك ميليارد و سيصد ميليون نفر از جهانيان با السنه و
نژادهاى گوناگون به آن ايمان دارند ، در عرصه تاريخ بيش از پانزده قرن
گذشته است . اين دين در جزيره العرب كه امروزه شبه جزيره عرب نام دارد
پديدار گرديد .
خداوند
متعال قرآن كريم را در اين سرزمين بر حضرت محمّد ابن عبدالله ( ص ) از
طايفه قريش وحى فرمود . خداى بزرگ براى بيرون آوردن بنى آدم از ظلمات جهل
و گمراهى به خير ، شفقت و مرحمت ، يعنى هدايت به راه راست گاه به گاه
پيامبرانش را گسيل داشته و آنان را از ميان خلائق خاصى برميگزيد .
خداى تعالى با رسولانش كتاب مقدّسش -قانون زندگى- را
نيز همراه ساخت تا آدميزادگان با رعايت آن در راهى راست و آشكار حركت
نمايند . اما آنان از پيامبران پيروى نكرده كلام حق را تحريف نموده به
حيات جاهلانه شان ادامه دادند. بالاخره خداوند خالقمان جوامع خاطى را
نابود كرد .
خداوند
بزرگ بر آدميان دين پاك و حق را ارائه داشت ؛ چنانچه فرمود : « از ريسمان
استوار خدا ( دين ) محكم بچسبيد و پراكنده نشويد » ( آل عمران ، آيه 103 )
. « هر آيينه دين در نزد خداوند ، همان اسلام است » ( آل عمران ، آيه 19 )
. قرآن كريم بر محمّد ( ص ) پيغمبر ما وحى شد تا انسان با هدايت آن بدون
ظلم بر هيچ كس و هيچ چيز زندگى كرده و اجتماعش از عدل و ايمان برخوردار
باشد .
رسول
الله ( ص) نه فقط همچون رسل پيشين براى قومى خاص بلكه براى جميع آدميان و
عالميان به مثابه رحمت فرستاده شده است . الله تعالى درباره او مى فرمايد
: « اى محمّد ، اگر تو نبودى ، من افلاك را خلق نمى كردم » . موسى ( ع )
و عيسى ( ع ) نيز در حدود چهل جا از نسخه هاى اصيل تورات و انجيل تولد
محمّد ( ص ) را پيش بينى كرده اند .
مثلا
ً در حق او ، عيسى ( ع ) مى گويد : « اى قوم بنى اسرائيل! من پيامبرى هستم
فرستاده خدا بر شما و تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى كنم و به
فرستاده اى كه پس از من مى آيد و نام او احمد است بشارتگرم ... » ( الصف ،
آيه 6 ) . احمد ، محمود و محمّد همگى به معناى ستوده است . يعنى پيغمبر ما
، محمّد ( ص ) تا قيامت ستوده و داراى مقام رفيع خواهد بود .
اسلام
براى همه جهانيان خواهان آسايش ، نيكى ، عدالت و خير مى باشد . به احترام
براى بزرگ و حمايت از كوچك دعوت مى كند . اسلام دينى است سرشار از انسانيت
حقيقى كه بنى آدم را به احسان به نزديكان ، پاشيدن بذر خير ، حمايت
تنگدستان ، تسلى خاطر دردمندان ، مهربانى نسبت به پدر و مادر و فرا مى
خواند .
بارى
مسلمانى كه عقيده اصيل دينى را كه بر وحدت و هم پيمانى مبتنى بوده و
پيروانش را به ايمان و پاكى روح دعوت مى نمايد ، پرچم خود قرار دادند ،
بعد از چند سال اندك ، از شبه جزيره عرب برآمده ، به سرزمينهاى امروزى
سوريه ، فلسطين و عراق رسيدند . بخشى از قشونهاى عرب تحت لواى اسلام از
بحر احمر عبور نموده در مصر استقرار يافتند و سپس در ماوراى آن ، كشورهاى
فعلى مغرب عربى ، هم پرچم خويش را برافراشتند . ليبى ، تونس ، الجزاير و
مراكش به اسلام تسليم شدند .
در
سال 711 ميلادى / 90 ه . ش . مسلمانان مغربى تحت لواى دين جديد از تنگه
جبل الطارق كه مديترانه و اقيانوس اطلس را از هم جدا مى كند ، گذشته و پاى
در اندلس ( اسپانيا ) گذاشتند . آنان همچنين به كوههاى پيرنه ، بين
اسپانيا و فرانسه ،رسيدند . كمى بعد دين اسلام ، نه تنها در آفريقاى شمالى
بلكه در برخى ممالك آفريقاى مركزى نيز گسترش يافت .
سپاهيان
عرب نه فقط به غرب بلكه به آسياى صغير كنونى و كوههاى قفقاز هم روى آوردند
. بتدريج دين نو به تركستان كه ماوراء النهر ناميده مى شد نيز رسيد. بخارا
،سمرقند ، چاچ ( تاشكند ) ، اطرار و خوارزم هم اسلام آوردند .
بدينسان
، دين اسلام در قرون 9 تا 10 ميلادى / 3 تا 4 ه . ش . بتدريج در راستاى
تسنّن در بين تركها هم به استقرار گرائيد . با اينهمه ، تا رواج تمام و
جايگيرى كامل دينمان كه حاصل علم و دانش ، خير و منفعت است در قزاقستان
هنوز كمى زمان لازم بود . آرى ، مسلمان ساختن طوايف ترك چندين قرن به
درازا كشيد . در اين مورد نبرد نهائى سال 751 ميلادى / 130 ه .ش. اعراب با
قره ختائيها در حوالى رود تالاس نقش بزرگى ايفا نمود .
مرحله
بعدى مسلمان سازى با روزگارى كه خاندان قره خان ( 10 تا 11 ميلادى / 4 تا
5 ه .ش. ) و مغولها ( 15 ميلادى / 9 ه .ش. ) بر سرزمين ما حكومت مى كردند
مصادف شد . در اين دوره اسلام دين رسمى كشور گرديد .
اسلام
در سده هاى ميانه نه تنها شالوده شهرها ، قلاع ، حصارها و قراى سابقا ً
موجود در دشت قزاق را استوار نمود ، بلكه در استقرار شهرهاى ديگر نيز مؤثر
واقع گرديد . مساجد و مدارس مروّج اسلام و كانون هاى علم و دانش قد
برافراشتند . نه تنها شهرهاى صيرام ، مانكند ، طراز ، تويمه كند ، قولان ،
مركى ، آسپارا ، بلاساغون ، چو ( واقع در شرق اطرار ) بلكه سوتكند ، آركوك
، قبچاق ، جند ، آساناس ، سغناق ، بارشنكند ( واقع در طول سير دريا )
آقتوبه ، باباآتا ، سودا كند ، سوزاق نيز جان گرفتند .اغلب اين شهرها با
كانون هاى علمى و فرهنگى دنياى عرب و فارس در ارتباط بودند .
اشخاص
بصير و بيدار دل بومى آنها به مراكز علمى چاچ ( تاشكند ) ، بخارا ، سمرقند
، مرو ، ترمذ ، يا آنسوتر ، تهران ، اصفهان ، يا باز هم آنسوتر ، بغداد ،
بصره ، دمشق و قاهره رفته و به تحصيل علم كوشيدند . در اين خصوص ارتباط
فرهنگى و معنوى اجدادمان با خوارزم ، در جنوب سيردريا ( سيحون ) هرگز قطع
نشد .
زبان
عربى چندين قرن در آسياى ميانه لسان علم و دانش بود . ابونصرفارابى ،
اسحاق فارابى ، اسماعيل جواهرى از اهالى اطرار در كشورهاى خاور نزديك و
ميانه علم خود را تكميل و آثار كلاسيكى از خود باقى نهادند كه در خزانه
زرين فرهنگ جهان جاى دارند . با اينهمه در قرن 10 تا 12 ميلادى / 4 تا 6 ه
. ش . نه فقط به زبان عربى بلكه بتدريج آثارى به زبان بومى تركى نيز بوجود
آمد .
سنّتى
را كه يوسف بلاساغونى ،محمود كاشغرى و خواجه احمد يسوى بنياد گذارده بودند
در قرون 16 تا 17 ميلادى / 10 تا 11 ه . ش . محمد حيدر دولاتى ، قادرعلى
بيك قوسم اوغلوى جلايرى ادامه دادند . بدين ترتيب تمدن اسلامى از قرون
وسطى تا همين ديروز در ادبيات ، فرهنگ و حيات معنوى مردمان آسياى ميانه
بسيار اثر نمود . 
اگر
گروهى از علماى عرب ، فارس و ترك زبان كشور ما با آثارى در فلسفه ، تاريخ
، فرهنگ ، نجوم ، منطق ، موسيقى ، ادبيات ، زبان و طب نامدار شده اند ،
دسته اى ديگر بخاطر آثارشان درباره قرآن مقدّس ، تفسير ، شرايع ، مذاهب و
فقه در بين مردم مورد ارج وتكريمقرار گرفتند . در اين خصوص مى توان برهان
الدين احمد فارابى ، عماد الدين ابوالقاسم فارابى ، قوام الدين فارابى ،
مولا محمد فارابى ، ملا احمد جندى ، حسام الدين حسينى سغناقى ، ابوعبدالله
بلاساغونى ، عبدالغفوركردرى ، محمد كردرى و حفيظ الدين كردرى را مى توان
نام برد .
احمد
اسفيجابى ، على اسفيجابى از علماى اهل صيرام آثار ژرف انديشانه خود را به
علوم اسلامى اختصاص دادند . همچنين از صيرام قضاتى همچون قاضى البيضاوى ،
ابوالحسن على البيضاوى برخاسته اند . اين دو شخص اخير الذكر در زادگاه خود
صيرام چشم از جهان فروبسته اند .
در
قرون وسطى در آسياى ميانه و قزاقستان آئين تصوف نيز رواج يافت. اين امر
غالبا ً در استقرار دين اسلام بين كوچ نشينان و حيات و ادبيات و فرهنگ
آنان مؤثر واقع شد .
تبديل
قزاقستان در قرن 19 ميلادى / 13 ه . ش . به مستعمره روسيه تزارى ، اضمحلال
خانخانى و قوت گرفتن سرمايه دارى در معنويات دينى هم بلااثر نبود . همچنين
آثار نهضتى كه در خاور نزديك براى ترويج دين آغاز شده بود به آسياى ميانه
و قزاقستان هم رسيد . در اين رابطه نياز به اصلاح در امور دينى مطرح شد .
قدماى سنت گرا و نوگرايان متجدّد وارد صحنه آزمايش شدند .
بارى
اشخاص بصير و بيدار دل با عنايت به دين كشور نيز در پى ايجاد سازمان جهت
اتحاد مسلمانان و اجراى امور دينى به اقتضاى زمانه برآمدند . بدينسان در
بهار سال 1906 ميلادى در شهر ورنى ( آلماتى ) اولين همايش مسلمانان
تركستان برگزار شده حدود يك صد هيأت در آن شركت كردند . در قطعنامه همايش
بيان گرديد كه تشكيل اداره كل دينى مسلمان جهت مديريت مسائل دينى و معنوى
مسلمين تمام روسيه ، انتخاب كاركنان دينى ، از مفتى تا مؤذن ، نه از سوى
حكومت محلى بلكه توسط خود مردم ، تأسيس اوقاف ، اجازه بناى مساجد و تعمير
آنها و اصلاح مكاتب و مدارس ضرورت دارد . بدينگونه در آن سالها ، مثل ساير
احزاب و سازمانهاى اجتماعى در ژتى سو ( سميرچيه ) انجمن دينى نيز رسما ً
به ثبت رسيد .
آرى
، اسلام در طول قرون بسيار مذهب و طريقت خلق قزاق و تكيه گاه آنان بوده
است . معهذا در دوران شوروى الحاد خونريز حوزه عمل دين اسلام را روز به
روز تنگتر ساخت .
( سالنامه اداره مسلمانان قزاقستان ، ص 7 تا 9 )
دين اسلام در دوران شوروى
حكومت
شوروى بعد از انقلاب اكتبر تا اواخر سالهاى 20 ، بدوا ً با دين برخوردى
مسالمت آميز داشت . بدين سبب مساجد و مدارس دينى توانستند به كار خود
ادامه دهند . در سال 1920 در شهر اورنبورگ يك همايش ديگر مسلمانان برگزار
گرديد . در سال 1921 قرارى جهت برگزارى عيدين فطر و قربان در كشور جمهورى
به تصويب رسيد .در اكثر جمهوريهاى آسيايه ميانه و قفقاز روز جمعه تعطيل
اعلام شد . امّا اين امر چندان بدرازا نكشيد . حكومت شوروى پس از اينكه به
خود آمد ، بزودى وارد مبارزه با دين گرديد . دين اسلام كه از هزار سال پيش
تا كنون بذر خير و بركت را مى افشاند ارتجاعى قلمداد شد . سردمداران مذهبى
تحت تعقيب قرار گرفتند ، تبعيد ، تيرباران و اعدام شدند .مردم بتدريج يكى
از اركان معنوى خود را از دست دادند . زبانشان زير فشار افتاد . روس
گردانى تسريع شد . فلاكت معنوى سلطه يافت . مردم ما در حين چنين احوال
سختى از دين دل نكندند . در مساجد شهرها ، روستاها و آباديها نمازهاى جمعه
، عيدين فطر و قربان - ولو در سطح محدود – برگذار مى شد . در سالهاى
38-1937استالين كه از نزديك شدن آلمان به رود ولگا هراسان شده بود ، به
منظور جلب رضايت مسلمانان آسياى ميانه كه خود آنان را بدون هيچ گناهى جفا
داده بود به عنايت به دين مبادرت كرد .
بدينسان
در سال 1943 در شهر تاشكند همايش مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان برپا شد
. در آن گردهمائى شيخ عبدالغفار شمس الدينف رئيس هيأت قزاقستان بود . در
آن همايش اداره دينى مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان تأسيس شده و ايشان
بابا خان عبدالمجيد خان ( 1957-1856 ) به عنوان مفتى اعظم و رئيس هيأت
مديره انتخاب گرديد . ( همان ، ص 10 )
اداره دينى مسلمانان قزاقستان
اداره
دينى مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان چون تا سال 1990 در تاشكند قرار
داشت نتوانست در زندگى دينى و معنوى قزاقستان تأثيرى بنمايد .تعدادى
روزنامه و مجله كه از تاشكند منتشر مى شد نتوانست تقاضاى دينى مردم جمهورى
را بر آورده سازد .

جريان
نيمه دوم سالهاى 1980شفافيت و دموكراتيزاسيون در امپراتورى شوروى در امور
دينى نيز اثر گذاشت . بهمين سبب در ميهن پهناور ما انديشه تأسيس اداره
مستقل دينى قوّت گرفت . اين امر را مسكو با تأييد ن . ا . نظربايف رئيس
شوراى وزراى وقت جمهورى ، تصويب نمود و همايش مسلمانان قزاقستان در 12
ژانويه 1990 برگزار گرديد . در نتيجه تأسيس اداره دينى مسلمانان قزاقستان اعلام شد .
اداره
دينى مسلمانان قزاقستان جامعه مستقل مؤمنانى است كه دين اسلام را تبليغ مى
كند. تبليغات و خدمات دينى اداره دينى در تمام مناطق جمهورى قزاقستان
انجام مى گيرد و خدمات خود را مطابق قوانين مملكت اجرا مى نمايد . اهداف
مهمى در مقابل اداره دينى مسلمانان قزاقستان گذاشته شد . مثلا ً :
-
ضمن تبليغ و ترويج صحيح اسلام و فرمايشات پيغمبرمان ، محمّد (ص) در مساجد
، كمك به اتحاد اسلام و مسلمانانى كه تابع كلام الهى هستند و جلوگيرى از
انحراف مساجد و خلوص آنها ؛
-
اجراى كامل و صحيح شريعت در سازمانهاي دينى . كمك به حل مسائل دينى جامعه
مسلمان جمهورى به توسط ائمه جماعات استانها كه نماينده اداره هستند؛
- تأمين كادر دينى در سراسر جمهورى و نظارت بر انتصاب و بازآموزى آنان ، ارتباط با واحدها و سازمانهاى آموزش دينى خارجى ؛
- تهيه آثار و كتابها و ساير نشريات ضرورى دينى براى چاپ وانتشارآنها ؛
- رسيدگى به معابد اسلامى در مناطق جمهورى و بررسى فهرست ، دانش و خدمات كاركنان دينى آنها توسط ائمه جماعت استان ؛
- اجراى امور دينى در كشورمان ، با رعايت آداب ، سنن و رسوم مسلمانان جمهورى كه مخالف شريعت نمى باشد؛
-
تبعيت از كلام الهى ، قرآن ، احاديث شريف پيغمبرمان محمّد ( ص ) و مكتب
ابوحنيفه كه در طول هزار سال شكل گرفته و آداب موافق شريعت در امور خود ؛
- مديريت رعايت دين اسلام ، برگزارى صحيح اعمال دينى و جهت گرفتن آن در راستاى اهداف كشور در سطح جمهورى .
اداره
دينى مسلمانان قزاقستان كار خود را در حدود اساسنامه مورد تصويب بالاترين
مؤسسه اش ، همايش ،مطابق مقررات مسجدى كه از آن منشأ گرفته است انجام مى
دهد . اداره مسلمانان قزاقستان ارگان اجرائى است
كه برنامه همايش مسلمانان قزاقستان را در فواصل برگزارى اجلاسهاى آن اداره
و اجرا مى كند . همچنين مفتيات دستگاه اجرائى اداره دينى مسلمانان
قزاقستان است كه رئيس هيأت مديره آن در همايش انتخاب مى گردد .
پس
از شروع به كار اداره دينى مسلمانان چندين اقدام خوب صورت گرفت. دانشگاه
اسلامي براى آماده كردن ائمه افتتاح شد . انتشار روزنامه « ايمان » آغاز
گرديد . گرچه امور دينى در ابتدا اين چنين پيشرفت كرد به علت كمبود خبرگان
عالم و باسواد اعتبار اداره دينى بتدريج تنزّل يافته بود لازم شد كه امور
دينى بنحو جديدى سازماندهى شود . بدين سبب پس از برگزارى همايش مسلمانان
قزاقستان در سال 2000 ، مديريت جديد امور دينى را به طريقى متمدنانه اعمال
نموده ، شروع به منظور تقويت محيط دينى و روحانى ، اصلاحات جسورانه اى را آغاز كرد .
( همان ، ص 21 )
سازماندهى
بدين جهت ، قبل از هر چيز ، نظام ساختارى اداره دينى مسلمانان قزاقستان كاملا ً بازسازى شد . شعبات و نظام قسمتهائى همچون «
شريعت ، فتوا و امور مساجد » ، « روابط بين المللى ، حج و مقاوله نامه » ،
« تبليغ و آموزش دينى » و « امور ادارى » افتتاح گرديده و براى آنها
كارشناسان عالى جذب شده ، طرح شعبات تنظيم و وظايف آنها تعيين و طبق آن
وارد عمل گرديدند .
اساسنامه
ا . د . م . ق . به مقتضاى امور دينى در روزگار فعلى ، در هيأت رئيسه آن
چندين بار مورد بررسى قرار گرفته و تغييرات و اصلاحاتى پذيرفت . در سال
2002 در وزارت دادگسترى جمهورى قزاقستان دوباره به ثبت رسيد .
طرح جديد ساختمان ا . د . م . ق . تنظيم و احداث آن در دست اقدام است .
حل
مسائل دينى انباشته حياتى آغاز گرديد ، يعنى اداره دينى نه فقط محل اجتماع
دينداران بلكه رهبر آنان شده است .ديدار مديريت اداره دينى با رؤساى دينى
اسلام در كشورهاى آسياى ميانه و پيمان جامعه همسود ، مشاوره درباره مسائل
مشترك و همچنين تبادل تجربيات به يك سنت تبديل شده است .
مفتى
اعظم هر ماه دو بار ارباب رجوعى را كه بخاطر مسائل فردى مراجعه مى نمايد
به حضور مى پذيرد . اسامى و مشخصات ايشان و تقاضاهاى آنان و حكم متخذه در
مجله درج مى گردد . مثلا ً ايشان در سال 2003 – 2000 تعداد 1055 شخص را كه
به اداره دينى با درخواست و عرايض متنوع مراجعه كرده بودند به حضور
پذيرفته و درباره مسائل مطروحه آنان آراى مشخصى صادر كرد . در سرنوشت عده
اى ميانجيگرى كرده به برخى ديگر مساعدتهاى مادى و معنوى نمود .
با
چنين كارهاى خيرى اعتبار دين اسلام بالا رفته و مى رود كه جايگاه شايسته
آن در اجتماع مشخّص شود . مقصود اداره دينى آن است كه اهداف دين و دولت را
با يكديگر مطابقت داده و اصلاح امور دينى را ادامه دهد . براى اينكه
ارزشهاى معنوى غرب نمى تواند براى ما معيار قرار گيرد . قزاقستان كشورى
است با معنويات خاص و ارزشهاى ريشه دار و ميراث غنى قابل اتكا و روحبخش.
اداره
دينى نهايت مساعدت خود را با اهداف ن . ا . نظربايف رئيس جمهور قزاقستان
همچون دموكراتيزاه كردن كشورمان ، بالا بردن اعتبار آن ، تبديلش به يكى از
پيشرفته ترين ممالك عالم ، اتحاد و حفظ تماميت ارضى آن ، دوستى في ما بين
مليتها و غيره ادامه خواهد داد .