قزاق ها با عبور از ايران فيناليست شدند

مسابقات واليبال ساحلي آسيا صبح امروز با فيناليست شدن تيم هاي قزاقاستان "يك " و "دو " پيگيري شد

سومين روز از رقابت هاي واليبال ساحلي آسيا كه در جزيره كيش در حال برگزاري است صبح امروز با برگزاري 4 ديدار پيگيري شد كه طي آن تيم هاي قزاقستان "يك " و "دو " با غلبه بر نمايندگان ايران راهي ديدار پاياني شدند تا فينال اين دوره از مسابقات بين تيم هاي قزاقستاني به انجام برسد.

به گزارش فارس ، همچنين تيم هاي ايران "دو " و اندونزي براي كسب عنوان پنجمي برابر هم به ميدان رفتند كه تيم اندونزي موفق شد با پيروزي بر نماينده ايران عنوان پنجمي را به خود اختصاص دهد.

ديدار تيم هاي افغانستان و تايلند هم كه براي كسب عنوان هفتمي برگزار شد را تايلندي ها به سود خود پايان دادند تا در مكان هفتم قرار بگيرند.

نتايج مسابقات صبح امروز به اين شرح است:
ايران "دو " صفر – اندونزي 2
افغانستان صفر – تايلند 2
ايران "يك " يك – قزاقستان "دو " 2
ايران "سه " صفر – قزاقستان "يك " 2

سومين دوره از مسابقات واليبال ساحلي آسيا امروز با برگزاري ديدار پاياني و رده بندي به پايان خواهد رسيد.

برنامه بازي هاي امروز به اين شرح است:
ايران "يك " – ايران "دو "(رده بندي)
قزاقستان "يك " – قزاقستان "دو "(فينال)

سومين دوره مسابقات تور آسيايي واليبال ساحلي كيش از شنبه 14 اسفندماه آغاز شد و تا 16 اسفندماه ادامه دارد. جايزه در نظر گرفته شده براي اين مسابقات 15 هزار دلار است كه بين تيم هاي برتر تقسيم خواهد شد.

ايران و نوروز در آثار نقاشي‌ كودكان قزاق

جام جم آنلاين: آثار برتر مسابقات سراسري نقاشي كودكان قزاقستان كه مهرماه گذشته با عنوان "سلام نوروز " و "ايران مرواريد مشرق زمين " برگزار شده بود، در نمايشگاه "كشف رنگ‌هاي دنيا " به نمايش گذاشته شد.

به گزارش فارس، نمايشگاه آثار نقاشي كودكان با عنوان "كشف رنگ‌هاي دنيا " به همت رايزني فرهنگي سفارت جهوري اسلامي ايران در قزاقستان و با مشاركت كتابخانه دولتي كودكان آلماتي برگزار شد.

اين نمايشگاه حاصل مسابقه سراسري نقاشي كودكان قزاقستان است كه در مهرماه سال جاري از سوي رايزني فرهنگي ايران در قزاقستان و كتابخانه ياد شده برگزار شده بود.

"صوفيه رايوا " مسئول كتابخانه كودكان آلماتي در مراسم افتتاح اين نمايشگاه گفت: اين مسابقه با استقبال فراوان از سوي دانش آموزان قزاقي روبرو شده به طوري كه در مجموع 531 اثر نقاشي در 2 موضوع "سلام نوروز " و "ايران مرواريد مشرق زمين " از سراسر كشور قزاقستان دريافت شد.

وي افزود: هيات داوران از ميان آثار دريافتي، 100 اثر برتر را انتخاب كرد كه اين آثار جهت شركت در نمايشگاه، به كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان جمهوري اسلامي ايران ارسال خواهد شد كه در ايران نيز پس از برگزاري نمايشگاه به صاحبان آثار برتر جوايزي اعطا خواهد شد.

"محمدرضا ستاري " معاون رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران نيز سالروز ولادت حضرت پيامبر را تبريك گفته و ضمن تشكر از همكاري رياست كتابخانه كودكان آلماتي، گفت: نقاشي كودك يك پيام است و به كمك اين هنر پيامي را كه نمي‌تواند به لفظ درآورد به ما انتقال مي‌دهد و بسياري از پژوهشگران بر اين عقيده‌اند كه نقاشي كودك دريچه‌اي به انديشه‌ها و احساس‌هاي اوست.

وي افزود گفت: اينگونه نمايشگاه‌ها باعث مي‌شود جوامع و كودكان 2 كشور نسبت به فرهنگ، آداب و رسوم و همچنين عيد نوروز كه عيد مشترك 2 ملت است، شناخت بيشتري پيدا كنند.

ستاري گفت: جوايز نفيسي به صاحبان آثار برتر در ارديبهشت ماه آينده اعطا خواهد شد.

اين نمايشگاه به مناسبت فرا رسيدن جشن باستاني نوروز برپا شده است كه طي آن دانش آموزان 6 تا 16 ساله از 7 استان قزاقستان در آن شركت كردند.

آثار شركت كنندگان در اين مسابقه در پايگاه اينترنتي كتابخانه كودكان آلماتي به نشاني www.spring.kz منتشر خواهد شد.

همچنين آثار برگزيده در تقويم سال ميلادي 2012 توسط طرف قزاقي منتشر مي‌شود.

آمادگي قزاقستان در سرمايه‌گذاري كارخانجات بزرگ گلستان

ديلم : سفير قزاقستان در ديدار با استاندار گلستان گفت: قزاقستان در تامين مواد اوليه مورد نياز از جمله فولاد و سرمايه گذاري در كارخانه هاي بزرگ آمادگي دارد. يريك اوتمبايف امروز در اين ديدار از آمادگي سرمايه گذاران قزاقي براي سرمايه گذاري و خريد سهام شركت هاي بزرگ در راستاي سياست هاي اجراي اصل 44 در واگذاري شركت هاي دولتي خبر داد. وي استان گلستان را استاني با قابليت هاي بالاي اقتصادي و سرمايه گذاري دانست و تصريح كرد: با وجود بنادر و مسيرهاي ارتباطي زميني، هوايي و دريايي در اين استان، ادامه فعاليت هاي تجاري و سرمايه گذاري براي دو كشور سودمند است. استاندار گلستان نيز در اين ديدار گفت: براساس تفاهماتي كه در گذشته صورت صورت گرفته و از آنجايي كه ايجاد كنسولگرايي قزاقستان در گرگان به تائيد وزارت امور خارجه و تصويب هيئت وزيران رسيده مي توان تا سه ماه آينده، خواهر خواندگي استان هاي منگستائو و گلستان را به مرحله عمل رساند. يحيي محمودزاده افزود: در صورتي آمادگي طرف قزاقي استان، گلستان آمادگي به برگزاري نمايشگاه توانمندي‌هاي استان و اعزام هيئت تجاري به سرپرستي اتاق بازرگاني به كشور قزاقستان دارد. وي همچنين از ساخت يك تنديس در يكي از ميادين شهر گرگان كه نهاد شهر اكتائو مي باشد خبر داد و خواستار پيگيري مجد طرفين در خصوص دو موضوع ايجاد كنسولگري قزاقستان در استان و همچنين اجراي پروتكل همكاري هاي طرفين خواهرخواندگي استان هاي منگستائو و گلستان شد. در اين ديدار يحيي محمودزاده استاندار گلستان، سيدمحمد موسوي معاون برنامه‌ريزي استانداري گلستان، امير طالبي رئيس سازمان بازرگاني گلستان، محمدقلي حاجي ايري نماينده مردم كردكوي، امير عابدي نماينده اتاق بازرگاني و رئيس كميسيون نظارت اتاق بازرگاني حضور داشتند. استان گلستان در شمال كشور با توليد 92 نوع محصول به وزن حدود پنج ميليون تن، رتبه يك تا پنجم در توليد گندم، دانه هاي روغني، توتون، برنج، پنبه و مركبات، 3300 هكتار باغ، پنج ميليون واحد دامي و بزرگترين مركز استحصال خاويار و صيد ماهيان خاورياري كشور از جمله قابليت هاي استان هستند

تاكيد بر احداث راه‌آهن "ايران ـ تركمنستان ـ قزاقستان

روساي جمهوري تركمنستان و قزاقستان در گفت‌وگويي تلفني بار ديگر بر احداث خط راه‌آهن "ايران تركمنستان قزاقستان" تاكيد كردند.

به گزارش ايرنا، تلويزيون تركمنستان روز شنبه گزارش داد "قربان‌قلي بردي‌محمداف" و "نورسلطان نظربايف" در اين گفت‌وگوي تلفني همچنين احداث خط لوله ساحلي درياي خزر را مهم دانستند.

آنان اجراي اين طرح‌ها را در گسترش همكاري‌هاي منطقه‌اي بسيار مهم توصيف كردند.

موافقت اوليه‌احداث خط راه‌آهن "ايران تركمنستان قزاقستان" ارديبهشت ماه امسال در شهر تركمنباشي بين روساي جمهوري تركمنستان و قزاقستان به امضا رسيد كه موافقت‌نامه نهايي آن در حاشيه نشست مهرماه سران كشورهاي حاشيه درياي خزر در تهران بين سه كشور امضا شد.

ميزان ظرفيت جابجايي كالا از طريق اين خط راه‌آهن سالانه سه تاپنج ميليون تن اعلام شده كه تا سقف ‪۱۵‬ميليون تن قابل افزايش خواهد بود.

طول اين مسير ‪ ۹۰۰‬كيلومتر است كه از اين مقدار ‪ ۷۰۰‬كيلومتر در خاك تركمنستان، ‪ ۹۰‬كيلومتر در خاك ايران و مابقي در خاك قزاقستان ريل‌گذاري خواهد شد.

سه كشور روسيه، تركمنستان و قزاقستان بتازگي،موافقت‌نامه اجرايي احداث خط لوله گاز بخش تركمني درياي خزر را به ميزان ‪ ۲۰‬ميليارد مترمكعب گاز امضا كردند.

تركمنستان سالانه حدود ‪ ۵۰‬ميليارد متر مكعب گاز به روسيه صادر مي‌كند.

شماره تلفن سفارت

شماره تلفن سفارت ایران در قزاقستان: آلماتی:2619646-2610335 آستانه:242511-12

انتخابات ریاست جمهوری قزاقستان آغاز شد

انتخابات ریاست جمهوری قزاقستان روز یکشنبه آغاز شد و بیش از نه هزار و هفتصد دفتر اخذ رای از صبح روز یکشنبه فعالیت خود را آغاز کرده اند.

بیش از نه میلیون و یکصد هزار نفر برای شرکت در این انتخابات ثبت نام کرده اند که بیش از چهارده هزار نفر از آنها در خارج از این کشور رای خود را به صندوق خواهند انداخت.به همین منظور بیش سی و پنج شعبه اخذ رای نیز در سفارت ها و دفاتر دیپلماتیک قزاقستان در خارج این کشور در نظر گرفته شده است.در این انتخابات چهار نامزد شامل نورسلطان نظربایف رییس جمهور کنونی، قانع قاسموف عضو سنای قزاقستان، ژامبیل احدبیکف نامزد حزب کمونیست و ملس یلیسیوزف شرکت دارند.  برگه های اخذ رای به دو زبان روس و قزاق به رای دهنده گان ارائه  شد.امروز آقاق نورسلطان نظربایف در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.در این دوره از انتخابات بیش از ۱۰۵۹ ناظر از کشورهای اروپایی-کشورهای مشترک المنافع-و آسیایی و سازمان ها و نهادههای بین المللی شرکت ورزیدند

یک مدرسۀ فوتبال برزیلی جوانان قزاق را آموزش می دهد

آلماتی، قزاقستان - برزیل و قزاقستان نیمی از جهان با یکدیگر فاصله دارند و زبان ها و رسومات مختلفی دارند. اما دو کشور دست کم یک چیز مشترک دارند: فوتبال بیشتر از یک ورزش صرف است - فوتبال نوعی علاقۀ شدید ملی است.


این علاقۀ شدید مشترک دو کشور را در قالب یک برنامه جدید به هم نزدیک کرده است که در طی آن، جوانان قزاق به مدت سه سال به یک مدرسۀ فوتبال برزیل فرستاده می شوند. کمی پیش از سال نو، نخستین گروه 26 نفره ثبت نام کنندگان مدرسۀ فوتبال باشگاه اوله برزیل در سائوپائلو برای تعطیلات به خانه برگشتند.


الکساندر کپلین، دبیر مطبوعاتی اتحادیۀ فوتبال قزاقستان، به آسیای میانه آنلاین گفت که این برنامه توسط نورسلطان نظربایوف، رئیس جمهور قزاقستان، پیشنهاد شد و لوئیز ایناسیو لولا دسیلوا، رئیس جمهور برزیل، از آن پشتیبانی نمود.


قزاقستان 83 میلیون تنگه قزاق (550,000 دلار) به آموزش ورزشکاران 13 تا 15 ساله اختصاص داده است. این طرح تحت برنامه آموزشی بولاشک (آینده) قزاقستان اجرا می شود.


کپلین می گوید که اتحادیۀ فوتبال قزاقستان امیدوار است که در پایان آموزش سه ساله "یک تیم آماده داشته باشد که در عرصه جهانی با افتخار برای کشور بازی کند." به گفتۀ خود بچه ها، آنها در نخستین سال تحصیلی خود پیشرفت چشمگیری در هنر فوتبال داشته اند.


بریک شیخوف گفت که دو هفته پس از آغاز آموزش ها شرکت کردن تیم قزاق ها در جام جوانان سائوپائلو فرصت خوبی برای قزاق ها بود تا خود را نشان دهند. جوانان قزاقستان تا پیروزی جام سائوپائلو پیش رفتند و حریفان قوی خود در کراوینوز را 2 بر 0 شکست دادند.


بعد از آن موفقیت شیخوف و هم تیمی او رووان ساریف که هر دو بازیکن خط میانی هستند توسط آکادمی باشگاه اوله برزیل انتخاب شدند تا در مسابقات جوانان پائلو شرکت کنند.


ساریف که یکی از بهترین گلزنان این دو سری مسابقات بوده است با شادی گفت: "من در جام محلی 15 گل برای قزاقستان زدم و در جام پائولو 10 پاس گل دادم".


شیخوف و ساریف هر دو متوجه شده اند که آموزش در اوله برزیل تفاوت قابل توجهی با مدارس ورزشی قزاق دارد.

آنها گفتند که اهمیت زیادی به آمادگی جسمانی ورزشکار داده می شود و طرز برخورد با مهارت های نگاه داشتن توپ و شوت تفاوت دارد. آنها افزودند که آنها بویژه از فضای موجود و تفکر واقعی فوتبال لذت می برند؛ چیزی که هنوز در طرز برخورد قزاقستان با فوتبال دیده نمی شود.


والدین این دو جوان می گویند بچه هایشان از نظر جسمانی تغییری نکرده اند؛ اما از نظر روانشناسی اعتماد بنفس بیشتری پیدا کرده اند. یرلان ساریف پدر رووان گفت: "پسرم بیش از پیش اعتماد به نفس پیدا کرده است."


در بین دیگر اعضای جوانان قزاقستان در سائوپائلو می توان به علیشیر تاکتاسینوف مهاجم، مختار کلیمبکوف بازیکن میانی و الماس کورمانعلی دروازه بان اشاره کرد. این پسرها گفتند نمایندگان کشورهای دیگر نیز در آکادمی فوتبال باشگاه اوله برزیل حضور دارند؛ اما آنها تنها نمایندگان جمهوریهای شوروی سابق هستند. ساریف اشاره کرد که برخلاف دانشجویان قزاق در برنامه بولاشک که نیمی از آنها به کشور بر نمی گردند، همه بازیکنان جوان قصد دارند به کشور برگردند.


الکساندر آرفیف، مربی تیم منتخب جوانان قزاقستان، به آسیای میانه آنلاین گفت: "من فکر می کنم که از آموزش این پسرها در برزیل چیز خوبی به وجود آید. آنها نه تنها یاد می گیرند، چطور بازی کنند؛ بلکه یاد می گیرند برنده شوند و اهمیت آن کمتر از بدنسازی و یادگیری مهارت ها نیست. روانشناسی یک فرد پیروز؛ این چیزی است که قزاق ها اغلب در زمین فوتبال ندارند".

قزاقستان در تدارك جشن 110 سالگی ادیب قزاق

قامات قزاقستان براي برپايي جشن صدودهمین سالگرد تولد «ثابت مقانف» چهره برجسته دانشگاهي اين كشور آماده مي‌شوند.

 «ثابت مقانف» از بنیانگذاران ادبیات معاصر قزاق است و در پایداری و رشد زبان و ادبیات قزاق، فولکور، تاریخ، روزنامه‌نگاری و علوم اجتماعی اين كشور، نقشي ارزنده داشته است.

 
وی در تاسيس کتابخانه قزاقستان شمالی نيز سهم مهمي داشت و از اين رو، پس از درگذشت او در سال 1972 ميلادي (1351 شمسي) این کتابخانه به اسم او نامگذاری شد.

در چهار چوب برنامه‌های جشن قرار است مسابقه‌هاي گوناگون ورزشی، مشاعره، برنامه‌های مختلف هنری و بازدید از موزه ادیب نامدار نیز انجام شود.

ثابت مقانف در کشور قزاقستان بلندترین درجه علمی این کشور با عنوان «آکادميسین» را دارا بود.

افتتاح سرکنسولگری جمهوری قزاقستان در گرگان

با حضور استاندار گلستان
سركنسولگري قزاقستان در گرگان افتتاح شد

استاندار گلستان در آيين افتتاحيه سركنسولگري جمهوري قزاقستان در گرگان گفت: با توجه به اشتراكا ت فراواني كه ميان جمهوري اسلامي ايران و جمهوري قزاقستان وجود دارد،افتتاح اين سركنسولگري مي‌تواند در ارتقاي اين اشتراكات نقش بسيار زيادي داشته باشد.

يحيي محمودزاده افزود: سركنسولگري مي‌تواند در راستاي پيوند هرچه بيشتر دو كشور نقش بسيار مهمي داشته باشد و از اين پس صدور رواديد براي همگان در استان گلستان و استان‌هاي مجاور و براي بازرگانان و تجار بسيار آسان‌تر خواهد بود.
وي اظهار داشت: بازرگانان و تجار تا پيش از اين براي حضور در كشور قزاقستان با مشكلاتي مواجه بودند كه از اين پس با افتتاح اين سركنسولگري بسياري از تجار و صنعتگران در كشور قزاقستان و استان "منگستائو" به راحتي حضور خواهند داشت.
وي خاطرنشان كرد: همچنين افتتاح اين سركنسولگري موجب خواهد شد تا قزاقستان كه تا پيش از اين سومين شريك اقتصادي گلستان محسوب مي‌شد به نخستين شريك تجاري تبديل شود.
به گفته محمودزاده با همكاري که با سفارت قزاقستان برقرار خواهد شد،دو كشور خواهند توانست در نمايشگاه‌هاي تجاري، صنعتي و نمايشگاه‌هاي بين‌المللي در زمينه‌هاي مختلف شركت كنند.
وي همچنين تصريح کرد: پروژه‌هاي بسياري را در زمينه‌هاي مختلف مي‌توان با همكاري مشترك ميان دو كشور انجام داد كه مسير اين همكاري‌ها و ارتباطات از سركنسولگري قزاقستان مي‌گذرد.
سركنسولگري قزاقستان با حضور استاندار گلستان و "بريك اوتمبايف" سفير جمهوري قزاقستان در ايران، فعاليت خود را بصورت رسمي در گرگان آغاز كرد.
عکس های از این مراسم در ادامه مطالب 
 
 
 
 
 
عکس های از این مراسم در ادامه مطالب 
ادامه نوشته

شکوه نوروز در ميان قزاقها

شکوه نوروز در ميان قزاقها

طرح قانون چند همسری در پارلمان قزاقستان

 

نمایندگان پارلمان قزاقستان قرار است قانونی تحت عنوان "ازدواج و خانواده" را بررسی کنند، که بر طبق آن قانونی شدن چند همسری برای مردان این کشور امکانپذیر می شود. زنان قزاقستان و بویژه نمایندگان زن مجلس با طرح این قانون به شدت مخالفت کرده اند.

 

پیش از این نیز چنین قوانینی در پارلمان های کشورهای دیگر آسیای مرکزی بررسی شد که اکثریت نمایندگان مجلس آن را رد کردند. اکنون چند همسری در این کشورها غیرقانونی است و جرم جنائی به حساب می آید.

 

چند همسری در قزاقستان جرم نیست

 

دامنه بحث تعدد زوج اکنون به مجلس قزاقستان کشیده شده است. نمایندگان قانونی را بررسی می کنند که طبق آن مردان می توانند با "رضایت" همسر اول و ارائه مدرکی در مورد تأمین مالی خانواده، حتی ۳ یا ۴ همسر داشته باشند.

نمایندگان زن پارلمان قزاقستان با طرح قانون "ازدواج و خانواده" به شدت مخالفت می کنند. باغیت صدیقوا یک نماینده زن در پارلمان قزاقستان تهدید کرده است که با طرح قانون "ازدواج و خانواده" در مجلس، قانون چند همسری برای زنان را نیز از پارلمان کشور درخواست خواهد کرد.

 

مخالفین این طرح در مجلس همچنین گفته اند که بجای تصویب چنین قوانینی بایستی کودکانی را که در خارج از ازدواج رسمی بدنیا آمده اند بر اساس قانون با فرزندان قانونی افراد برابر حقوق گردند.

 

طبق قوانین کشورهای آسیای مرکزی چند همسری ممنوع و جرم جنایی محسوب می گردد. ولی قزاقستان تنها کشوری است که این قوانین را در سال ۱۹۹۸ ملغی کرد.

اکنون چند همسری در قزاقستان جرم به حساب نمی آید. گروههای مستقل زنان هشدار می دهند که در قزاقستان تعداد زنانیکه به عنوان همسر دوم و یا سوم هستند افزایش می یابد. این گروهها همچنین گفته اند که این زنان و فرزندان آنها از هیچگونه حقوقی برخوردار نیستند.

 

چرا مردان قزاقستان طرفدار چند همسری هستند؟

 

مراد قولیم بگ، معاون سردبیر مجله زنان قزاقستان می گوید، در قسمت جنوبی کشور که اکثیریت ساکنان آن مسلمان هستند، حدود ۳۰ درصد از مردان بیشتر از یک همسر دارند.

در نظر سنجی که روزنامه "اکسپرس قزاقستان" در سال ۲۰۰۴ انجام داده،  اعلام می شود که حدود ۴۰ درصد از مردان قزاق طرفدار تعدد زوج بوده اند. بیش از ۷۳ درصد از زنان ولی با آن مخالفت کردند. 

 

آلتین ماگاوینا یک روزنامه نگار ترکمنستانی و آگاه به مسائل زنان آسیای مرکزی که خود با یک مرد قزاق ازداوج کرده، می گوید افزایش تعداد کودکانی که در خارج از ازدواج رسمی بدنیا آمده اند و همچنین پایمال شدن حقوق آنها و مادرانشان سبب شده است که در رسانه های گروهی کشور بحث های فراوانی انجام  بگیرد. وی در مصاحبه با دویچه وله گفت که در قزاقستان حقوق فرزندانی که از زن دوم و یا سوم هستند پایمال می شود. آلتین ماگاوینا به این مسئله اشاره می کند که مردم بویژه زنان مخالف تصویب چنین قانونی هستند: "طرفداران قانون "ازدواج و خانواده" امیدوارند حداقل فرزندانی که "نامشروع" بدنیا آمده اند از حقوق تساوی با دیگر کودکان برخوردار شوند. ولی مخالفین از این بیم دارند که مردان با توسل به زور رضایت همسر اول را بدست آورند."

 

نورسلطان نظربایف رئیس جمهور کشور هم خود چند همسر داردBildunterschrift: نورسلطان نظربایف رئیس جمهور کشور هم خود چند همسر دارد

 

آلتین ماگاوینا دلیل این را که چرا چند همسری در میان بخشی از زنان هم طرفدارانی پیدا کرده چنین توضیح می دهد: "اغلب زنان موافق، یا خود یا یکی از خویشاوندان آنها همسر دوم و یا سوم هستند. از آن گذشته پدیده چند همسری در میان مقامات بلندپایه مملکتی نیز رواج دارد. و این مسئله سبب می شود که در افکار عمومی تاثیر بگذارد. حتی نورسلطان نظربایف رئیس جمهور کشور هم خود چند همسر دارد.

 

مبارزه مخالین علیه قانون "چند همسری"

 

سازمان های مستقل زنان در قزاقستان با قانون ازدواج و خانواده به شدت مخالفت می کنند.  آلتین ماگاوینا، روزنامه نگار بر این باور است که این قانون در مجلس قزاقستان به تصویب نخواهد رسید: " هنوز مردان آسیای مرکزی تحت تاثیر افکار و ایدئولوژی زمان شوروی سابق هستند که پدیده چند همسری در آن زمان جزو مسائل تابو به شمار می رفت، از آن گذشته تعداد مردانی که مخالف این قانون هستند بیشتر از مردان طرفدار این قانونند. "

 

اپوزسیون قزاقستان نیز همراه با سازمان های مستقل زنان، با طرح قانون "چند همسری" در پارلمان این کشور مخالفت می کند. آنها این مسئله را پایمال کردن حقوق زنان می شمارند و به آن اعتراض کرده‌اند.

سرود ملى جمهورى قزاقستان

ҚАЗАҚСТАН РЕСПУБЛИКАСЫНЫҢ МЕМЛЕКЕТТІК ӘНҰРАНЫ

Қазақстан Республикасы Мемлекеттік әнұранының мәтіні
сөзі: Жұмекен Нәжімеденов, Нұрсұлтан Назарбаев

әні: Шәмші Қалдаяқовтыкі

Алтын күн аспаны,
Алтын дән даласы,
Ерліктің дастаны,
Еліме қарашы!
Ежелден ер деген,
Даңкымыз шықты ғой.
Намысын бермеген,
Қазағым мықты ғой!
Қайырмасы:
Менің елім, менің елім,
Гүлің болып егілемін,
Жырың болып төгілемін, елім!
Туған жерім менің – Қазақстаным!
Ұрпаққа жол ашқан,
Кең байтақ жерім бар.
Бірлігі жарасқан,
Тәуелсіз елім бар.
Қарсы алған уақытты,
Мәңгілік досындай.
Біздің ел бақытты,
Біздің ел осындай!
Қайырмасы:
Менің елім, менің елім,
Гүлің болып егілемін,
Жырың болып төгілемін, елім!
Туған жерім менің – Қазақстаным!

سرود ملى جمهورى قزاقستان

آسمانش زرّين هور،

بيابانش زرّين دان ،

حماسۀ حرّيّت ،

كشور من را ببين!

بحرّيّت از ازل ،

آوازه مان آشكار.

بر ناموسش پاسدار،

قزاقم است نامدار.

ترجيع :

اى ميهنم ، اى ميهن!

كاشته شوم چون گلت.

لب پرزنم چون شعر تو ، اى ميهن ،

مرا توئى زادگاه ، اى‌كشور قزاقان!

دارم خاكى گسترده ،

راهش بر نسل بگشوده.

نى كشورم وابسته ،

وحدتش است شايسته.

مستقبل روزگار،

همچون دوستى جاودان ،

كشور ماست بختيار،

كشور ماست خود چنان!

ترجيع :

اى ميهنم ، اى ميهن!

كاشته شوم چون گلت.

لب پرزنم چون شعر تو ، اى ميهن،

مرا توئى زادگاه ، اى كشور قزاقان!

مشاعره در فرهنگ و ادب قزاق

 مشاعره در فرهنگ و ادب قزاق

 

مشاعره يكي از شاخه هاي ادبيات برجسته اي است كه تصويرگرزندگي مردم است.زيرا مشاعره شادي و غم، شيوه زندگي، جريان سياسي، چهره فرهنگي، ديدگاههاي زمان، اداب و رسوم و روابط اجتماعي و فردي را بيان مي كند.

     مشاعره از گذشته هاي دوردر بستر ادبيات شفاهي قزاق در وسعتي گسترده جريان داشته است.با اين حال از مضمون مشاعرات بيش از قرن نوزدهم ميلادي اثار زيادي در دست نيست واشعار معروف جار- جار، اق بالا، باديك، بوزداق( جوان برومند) و امثال ان اگر چه بدستمان رسيده ولي شاعران ان نا معلوم است از اين رو به اشعار خلق شهرت يافته اند.

 جار- جار( يار- يار) در زمان استقبال از عروس توسط شاعر اوازخوان با دومبرا( الت موسيقي شبيه دو تار) بعنوان خوشامد گويي در جمع مهمانان بصورت ترانه اجرا مي شود.اق بالا( كودك دوست داشتني) و باديك( وراج) هر يك بيانگر احساس شاعر به ان نوع از ادمهاست اما شاعران مشاعره قرن نوزده بعنوان چهره هاي برجسته ادبيات مردمي در تاريخ ادبيات قزاق جاي ويژه اي دارند.به اسامي چند تن از انها اشاره مي كنيم: اورنباي، شورتانباي، جاناق، اسد، قودايبرگن، جامبول و... از ميان شاعره هاي معروف ميتوان دامه، اولبيكه، قاديشا، خديجه، اق سولو، مانات، سارا، تايبا و... را نام برد.

 

 بسياري از شاعران مشاعره مثل شورتانباي، جاناق، مراد، ماراباي، سوينباي تنها شاعران صحنه مشاعرات نبودند بلكه در سرودن اشعار كلا سيك دستي داشتند ودر كنار ان براي برقراري عدالت اجتماعي در مبارزات سياسي در كنار مردم حضور داشتند و از اين زاويه اگر به مسئله بنگريم مشاعره يكي از سلاحهاي مبارزه بر عليه ظلم واستبداد بود ودر روشنگري مردم به مسائل حاكميت و روابط حاكميت با جامعه نقش بارزي ايفا ميكرد وتا به امروز هم كم وبيش در حد قابل توجه اي رل ايدئولوژيكي خود را حفظ كرده است.

 مشاعره در زبان قزاقي" ايتس" گفته مي شود كه از ريشه مصدري ايت يعني بگوي مشتق شده است وايتس يعني گفتگوي بين دو نفرودر معناي عام و روزانه جنجال وبگو مگوي بين دو طرف هم معني مي دهد.مشاعره در تاريخ ملل ديگر ديده نمي شود.فقط چيزي شبيه به ايتس يا مشاعره در بين اعراب قديم وجود داشته است.در حاليكه ايتس در قزاقستان بطور گسترده اي بصورت برنامه ريزي شده و شركت شاعران في البداهه از تمام نقاط كشوروحضور طرفدارودوستدار مشاعره برگزار مي شود وبعنوان يكي از برنامه هاي مورد علاقه مردم قزاق ازكانالهاي تلويزيوني پخش مي شود ودر مطبوعات مقالات نقادانه بسياري به چاپ مي رسد.در تاريخ گذشته قزاق مشاعره از نظر محبوبيت ومعروفيت بين مردم كمتراز مسابقات اسب دواني نبوده است وبراي شاعران مشاعره گرجوايز نفيسي در نظر مي گرفتند.امروزه هم مشاعرات در سطح مناطق بخشداري، استان وجمهوري با شكوه تمام وتعيين جوايز گرانقيمت ازقبيل اتومبيل واپارتمان براي برندگان اول ان برگزارمي شود.داوران مشاعرات از ادبا وشاعران و رجال فرهنگي مشهور قزاق در سطح جمهوري هستند.براي شركت در مشاعرات جمهوري مثل اكثرمسابقات ورزشي شاعران بايد از مناطق دهستان، شهرستان و استان در مشاعرات برپا شده برنده شوند تا به مشاعرات كشور راه يابند.

 در مشاعره ها شرط سني ويا جنسيت ويا نواقص عضوي وامثال ان وجود ندارد.تنها شرط ان داشتن قابليت شاعري في البداهه بودن واگاهي نسبت به مسائل فرهنگي اجتماعي و سياسي است.

 هريك از مناطق جغرافيايي قزاقستان كلاس و مكتب خاص خود را دارد وجوانان مستعد از همان اوان در مشاعرات محلي مورد توجه مردم واهل فن قرار ميگيرند وسپس از سوي اساتيد منطقه تربيت مي شوند.

 هريك از شاعران مشاعره تعصب خاصي به مكتب واستاد خود دارد وهرمنطقه باعشق پرشوري از شاعران خود طرفداري مي كنند ودرواقع شاعران مشاعره هم افتخار محلي اند وهم فخر ملي قزاقها هستند.  

قبل از شکل گيري و توسعه ادبيات کتبي قزاق عنوان شاعر به افرادي که در مشاعرات شرکت مي جستند اطلاق مي شد.

سروده هاي شاعران مشاعره گرچه اکثراً في البداهه است ولي گاه از ادبيات آماده ( ترافارت ) نيز استفاده مي کنند.

در جريان مشاعره طرفين حق توهين به فرد يا افرادي ندارند. يا حق اهانت به باورهاي فرهنگي و سنتي منطقه و يا احياناً حق صف بندي و طايفه گرايي ندارند. در وضعيتي جداي از اين چارچوب اولاً با هوو کردن مردم شرکت کننده روبرو مي شوند و در صورت ديگر سرپرست برگزار کنندگان و يامجري مشاعره و يا هيئت داوران حق متوقف ساختن مشاعره را دارند.

در دوره هاي متفاوت زوج هاي مشاعر مرد و زن مشهور بسيار بوده است ، از آنجمله : برجان سارا ، آق بالا- بوزداق ، آجار واحد ، عمرقل تابيا و...

شاعري محبوب است که بيانگر احساسات دروني و آرمان هاي مردم خويش باشد.

انوع مشاعره ها :

1- قايمداسو ( مشاعره در شکل شوخي و بذله گويي بين دختران و پسران جوان با استفاده از امثال و حکم مردمي در اشکال گوناگون )

2- جومباق ( چيستان گويي ) اين مشاعره خود دو شکل دارد يکي اينکه شاعران در جريان مشاعرات چيستانهايي مي گويند براي آنکه طرف مقابل پاسخ آنرا بدهد در مقابل شاعر ديگر با چيستان آغاز و يا خاتمه مي دهد.

3- مشاعره ديني ، براي گسترش و تفهيم دين اسلام طرفداران مصلح جامعه مشاعرات ديني برپا مي کردند. از اين طريق سعي در آشنا نمودن مردم با مفاهيم واحد اصطلاحات ديني بود.

4- مشاعرات فرهنگي ، اجتماعي و سياسي نيز از مشاعرات رايج است.  

  

آباي (ابراهيم) قونابايف

آباي (ابراهيم) قونابايف، (1845- 1904) شاعر و متفكر بزرگ قزاقي

خواب عجز ديدگانم را مي‌پوشاند و
دگر بار چشم مي‌گشايم تا خدا را بازيابم

در تاريخ 22 اوت 1845 در استان سميپالاتين متولد شد.

او بعد از تحصيلات خانگي نزد ملايي به مدرسه ملا احمد رضا رفت و همزمان در مدرسه روس‌زبان نيز به تحصيل مشغول شد. پدرش آرزو داشت پسر را بر تخت رياست طايفه خود ببيند، اما آباي در سن 28 سالگي با حس سرخوردگي سياست را وداع گفت و به تحصيل علم و خودآموزي روي ‌آورد. آباي بعد از مدتي به يكي از فرهيخته‌ترين اشخاص كشور خود مبدل شد و زبان‌هاي روسي، عربي، فارسي، تركي و تاتاري را در حد كمال آموخت.

نوشتن شعر را در كودكي آغاز كرد اما زماني كه تقريباًچهل‌ساله بود براي اولين بار نامش را زير شعر «تابستان» درج كرد (پيش از اين او اشعارش را به نام دوستش، كوكپاي جنتاسف امضا مي‌كرد).

او در چهارچوب ارزش‌هاي خردگرايانه غربي، ادبيات قزاقستان و صوفيسم آسياي مركزي را كه بر انديشه و ايده‌هاي اشخاصي نظير خواجه احمد ياسوي، رومي و نوايي استوار بود دگرگون كرد.

در زمان حيات آباي فقط چند شعر از او منتشر شد و فقط در سال 1896 اقدام به گردآوري اشعارش كه در شكل‌ها و اقتباس‌هاي مختلف دهان به دهان مي‌گشت كرد.

اولين كتاب آباي در سال 1909 در سنت‌پترزبورگ به همت پسرش توراگل و علي‌خان بوكي‌خانف منتشر شد.

شعر آباي تركيبي است پيچيده از عناصري به‌ظاهر متناقض. در اشعار او هم طنز بسيار ظريف مردمي ديده مي‌شود، هم ايده‌هاي مذهبي صوفيان و هم ترانه‌هاي مردمي قزاقستان و ظرافت اشعار پوشكين.

آباي علاقه خاصي به ادب روس داشت و اشعار بزرگاني مثل پوشكين، لرمانتف و كريلف را به زبان قزاقي برگردانده است. برگردان او از «نامه تاتيانا» (رمان منظوم «يوگني آنگين» پوشكين) كه به موسيقي خودش نيز آرسته شد، به شهرتي باورنكردني بين مردم قزاقستان دست يافت و تا ده‌ها سال بعد نيز شاعران بداهه‌گوي قزاقي (آكين‌ها) در مسابقات‌شان آن ترانه را كه از عشقي سوزناك حكايت مي‌كند، مي‌خواندند.

سال‌هاي آخر زندگي آباي بسيار سخت گذشت. درگيري‌هاي دايمي با مقامات روسي وضع سلامتي‌اش را تحليل برد و مرگ پسرانش، عبدالرحمان- كه در آن زمان در پتربورگ تحصيل مي‌كرد – و ماگويي، شاعر خوش‌ذوق، ضربه نهايي را بر او وارد كرد.

او بعد از چهل روز پس از مرگ پسرش در سن 59 سالگي درگذشت و در نزديك خانه قشلاقي‌اش در دره ژيدباي به خاك سپرده شد.

***

رمه گوسفندان بر آب گذر مي‌كند،

 بي آن‌كه ذره‌اي چربي بر آب بماسد.

گرگ رنگ‌پريده حيران است.

من نيز چون گرگ

 به اطراف مي‌نگرم

و جز بي‌پناهي و واهشتگي نمي‌بينم.

 

باور كنم كه تقديرم چنين خواسته است؟

سال‌هاست كه از زمين خاكي دل بريده‌ام.

جان من مي‌پتد و بال مي‌زند در عطش پرواز،

اما به هر جا راه مي‌گشايم،

 جز ظلام نمي‌بينم.

 

چنين مي‌انديشم كه تنها خدايم

 مرا روز و شب به سوي خويش مي‌خواند.

اما ذهن ما، اسيران مرگ،

 در برابر خداوند چه ناتوان و

 بار درخت‌مان

 در اين تلاش بي‌ثمر

 چه بي‌دوام است.

 

ذهن‌مان ياراي آن ندارد

 كه دريابيم خدا را.

 

خواب عجز ديدگانم را مي‌پوشاند و

دگر بار چشم مي‌گشايم تا خدا را بازيابم.

 

ترديدي به دل راه نمي‌دهم،

اما بدون فكرش

 حتي آهي از سينه‌ام بر نمي‌آيد.

مادام كه ذهنم ناتوان است،

 دلم نيز به باورش تن نمي‌دهد،

ولي دلم را دگر بار

 نه خوابي شيرين

 كه آتش سوزان اشتياق فروزان مي‌كند.

 

او خود بي‌نهايت است،

 ولي به ما هر كدام نهايتي داده است

و راهي جز راه برگشت به سويش نداريم.

پس براي چيست اين گله بيهوده كارها و انديشه‌ها

اگر هدفي جز او داشته باشيم؟

 

زندگي باريكه‌راهي است بي‌انتها

 كه پايانش در دستان اوست،

  همان‌سان كه آغازش.

باريكه‌راه پر پيچ و خم مي‌گذرد،

 پس هشيار باش و بيدار

 تا دور از اين راه و خويشتن خويش نماني. 

 

***

سخن نوزدهم از «كتاب سخن‌ها»

 فرزند انسان عاقل به دنيا نمي‌آيد. فقط با شنيدن، ديدن، لامسه و بويايي اشياء است كه توانايي تميز دادن خوبي از بدي را كسب مي‌كند. كودك هر چه بيشتر مي‌بيند و مي‌شنود، بيشتر درك مي‌كند. خيلي چيزها را مي‌توان از گوش دادن به سخنان فاضلان آموخت. داشتن عقل كافي نيست، فقط باً گوش دادن و به خاطر سپردن پندهاي عالمان وپرهيز از بدي‌ها مي‌توان به كمال انسانيت دست يافت.

 اما وقتي انسان هنگام شنيدن سخنان حكيمانه بي‌جهت شادي مي‌كند يا برعكس بي‌اشتياق است و آشفته‌خاطر و با اين‌كه به درستي و منفعت سخنان واقف است، اما آن‌چه را مبهم است بار ديگر نمي‌پرسد، نمي‌كوشد نفس سخن را دريابد يا هيچ عبرتي از آن‌چه شنيده استخراج نمي‌كند، شنيدن يا نشنيدن او چه فرقي دارد؟

 از چه مي‌توان سخن گفت با انساني كه ارزش كلام را نمي‌داند؟

 همان‌گونه كه فاضلي فرموده است، از اين به چراندن خوكي كه گرامي‌ات مي‌دارد. . . 

 

تنديس شاعر بزرگ قزاق در تهران نصب مي‌شود

تنديس شاعر بزرگ قزاق در تهران نصب مي‌شود

خبرگزاري فارس: در حاشيه سفر رييس جمهور قزاقستان به تهران، تنديس «آباي كونانبايف» شاعر بزرگ قرن نوزدهم اين كشور در كتابخانه ملي ايران نصب مي‌شود.

مدير كل روابط عمومي و بين‌الملل سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي خبرگزاري فارس، اظهار داشت: هفته آينده در حاشيه اجلاس سران كشورهاي حاشيه درياي خزر كه در تهران برگزار مي‌شود، نور سلطان نظربايف رئيس جمهور قزاقستان از كتابخانه ملي بازديد به عمل مي‌آورد.
ياري گفت: در اين بازديد سه پروژه افتتاح مي‌شود. پروژه اول نصب و پرده‌برداري از تنديس آباي شاعر و نويسنده مشهور قزاقستان است كه در كتابخانه ملي ايران صورت مي‌گيرد. اين طرح در راستاي يك طرح كلي است كه در آينده در اين كتابخانه اجرا خواهد شد و تنديس مشاهير ادبي فرهنگي علمي كشورهاي منطقه در محدوده‌اي خاص نصب مي‌شود.
وي افزود:‌ پروژه بعدي رونمايي و معرفي كتاب «راه قزاقستاني» تأليف آقاي «نظربايف» است كه در آن فعاليت‌ها و تلاش‌هاي شكلگيري قزاقستان جديد شرح داده شده است. همچنين در اين كتاب كه به زبان فارسي ترجمه شده، چشم‌انداز آينده جمهوري قزاقستان ترسيم شده است.
مدير روابط عمومي كتابخانه ملي اضافه كرد: پروژه سوم، افتتاح اتاق مطالعات ايران و قزاقستان در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران است كه با حضور رئيس جمهور قزاقستان صورت مي‌گيرد. در اين اتاق كه با منابعي از طرف قزاقستان و كتابخانه ملي ساخته شده، محققاني كه بخواهند در مورد دو كشور تحقيق كنند مي‌توانند از منابع موجود استفاده كنند.
«آباي كونانبايف» شاعر قزاقي در سال 1845 متولد و در سال 1904 بدرود حيات گفت. او بنيانگذار سبك جديد ادبي قزاقي بود.
آباي معتقد بود كه فقط از طريق فرهنگ مي‌توان به قوم ديگر ابراز احترام كرد

اسلام در قزاقستان

اسلام در قزاقستان

از ظهور اسلام كه يك ميليارد و سيصد ميليون نفر از جهانيان با السنه و نژادهاى گوناگون به آن ايمان دارند ، در عرصه تاريخ بيش از پانزده قرن گذشته است . اين دين در جزيره العرب كه امروزه شبه جزيره عرب نام دارد پديدار گرديد .

خداوند متعال قرآن كريم را در اين سرزمين بر حضرت محمّد ابن عبدالله ( ص ) از طايفه قريش وحى فرمود . خداى بزرگ براى بيرون آوردن بنى آدم از ظلمات جهل و گمراهى به خير ، شفقت و مرحمت ، يعنى هدايت به راه راست گاه به گاه پيامبرانش را گسيل داشته و آنان را از ميان خلائق خاصى برميگزيد .

خداى تعالى با رسولانش كتاب مقدّسش -قانون زندگى- را نيز همراه ساخت تا آدميزادگان با رعايت آن در راهى راست و آشكار حركت نمايند . اما آنان از پيامبران پيروى نكرده كلام حق را تحريف نموده به حيات جاهلانه شان ادامه دادند. بالاخره خداوند خالقمان جوامع خاطى را نابود كرد .

خداوند بزرگ بر آدميان دين پاك و حق را ارائه داشت ؛ چنانچه فرمود : «‌ از ريسمان استوار خدا ( دين ) محكم بچسبيد و پراكنده نشويد » ( آل عمران ، آيه 103 ) . « هر آيينه دين در نزد خداوند ، همان اسلام است » ( آل عمران ، آيه 19 ) . قرآن كريم بر محمّد ( ص ) پيغمبر ما وحى شد تا انسان با هدايت آن بدون ظلم بر هيچ كس و هيچ چيز زندگى كرده و اجتماعش از عدل و ايمان برخوردار باشد .

رسول الله ( ص) نه فقط همچون رسل پيشين براى قومى خاص بلكه براى جميع آدميان و عالميان به مثابه رحمت فرستاده شده است . الله تعالى درباره او مى فرمايد : «‌ اى محمّد ، اگر تو نبودى ، من افلاك را خلق نمى كردم » . موسى ( ع ) و عيسى ( ع ) نيز در حدود چهل جا از نسخه هاى اصيل تورات و انجيل تولد محمّد ( ص ) را پيش بينى كرده اند .

مثلا ً در حق او ، عيسى ( ع ) مى گويد : « اى قوم بنى اسرائيل! من پيامبرى هستم فرستاده خدا بر شما و تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى كنم و به فرستاده اى كه پس از من مى آيد و نام او احمد است بشارتگرم ... » ( الصف ، آيه 6 ) . احمد ، محمود و محمّد همگى به معناى ستوده است . يعنى پيغمبر ما ، محمّد ( ص ) تا قيامت ستوده و داراى مقام رفيع خواهد بود .

اسلام براى همه جهانيان خواهان آسايش ، نيكى ، عدالت و خير مى باشد . به احترام براى بزرگ و حمايت از كوچك دعوت مى كند . اسلام دينى است سرشار از انسانيت حقيقى كه بنى آدم را به احسان به نزديكان ، پاشيدن بذر خير ، حمايت تنگدستان ، تسلى خاطر دردمندان ، مهربانى نسبت به پدر و مادر و فرا مى خواند .

بارى مسلمانى كه عقيده اصيل دينى را كه بر وحدت و هم پيمانى مبتنى بوده و پيروانش را به ايمان و پاكى روح دعوت مى نمايد ، پرچم خود قرار دادند ، بعد از چند سال اندك ، از شبه جزيره عرب برآمده ، به سرزمينهاى امروزى سوريه ، فلسطين و عراق رسيدند . بخشى از قشونهاى عرب تحت لواى اسلام از بحر احمر عبور نموده در مصر استقرار يافتند و سپس در ماوراى آن ، كشورهاى فعلى مغرب عربى ، هم پرچم خويش را برافراشتند . ليبى ، تونس ، الجزاير و مراكش به اسلام تسليم شدند .

در سال 711 ميلادى / 90 ه . ش . مسلمانان مغربى تحت لواى دين جديد از تنگه جبل الطارق كه مديترانه و اقيانوس اطلس را از هم جدا مى كند ، گذشته و پاى در اندلس ( اسپانيا ) گذاشتند . آنان همچنين به كوههاى پيرنه ، بين اسپانيا و فرانسه ،رسيدند . كمى بعد دين اسلام ، نه تنها در آفريقاى شمالى بلكه در برخى ممالك آفريقاى مركزى نيز گسترش يافت .

سپاهيان عرب نه فقط به غرب بلكه به آسياى صغير كنونى و كوههاى قفقاز هم روى آوردند . بتدريج دين نو به تركستان كه ماوراء النهر ناميده مى شد نيز رسيد. بخارا ،سمرقند ، چاچ ( تاشكند ) ، اطرار و خوارزم هم اسلام آوردند .

بدينسان ، دين اسلام در قرون 9 تا 10 ميلادى / 3 تا 4 ه . ش . بتدريج در راستاى تسنّن در بين تركها هم به استقرار گرائيد . با اينهمه ، تا رواج تمام و جايگيرى كامل دينمان كه حاصل علم و دانش ، خير و منفعت است در قزاقستان هنوز كمى زمان لازم بود . آرى ، مسلمان ساختن طوايف ترك چندين قرن به درازا كشيد . در اين مورد نبرد نهائى سال 751 ميلادى / 130 ه .ش. اعراب با قره ختائيها در حوالى رود تالاس نقش بزرگى ايفا نمود .

مرحله بعدى مسلمان سازى با روزگارى كه خاندان قره خان ( 10 تا 11 ميلادى / 4 تا 5 ه .ش. ) و مغولها ( 15 ميلادى / 9 ه .ش. ) بر سرزمين ما حكومت مى كردند مصادف شد . در اين دوره اسلام دين رسمى كشور گرديد .

اسلام در سده هاى ميانه نه تنها شالوده شهرها ، قلاع ، حصارها و قراى سابقا ً موجود در دشت قزاق را استوار نمود ، بلكه در استقرار شهرهاى ديگر نيز مؤثر واقع گرديد . مساجد و مدارس مروّج اسلام و كانون هاى علم و دانش قد برافراشتند . نه تنها شهرهاى صيرام ، مانكند ، طراز ، تويمه كند ، قولان ، مركى ، آسپارا ، بلاساغون ، چو ( واقع در شرق اطرار ) بلكه سوتكند ، آركوك ، قبچاق ، جند ، آساناس ، سغناق ، بارشنكند ( واقع در طول سير دريا ) آقتوبه ، باباآتا ، سودا كند ، سوزاق نيز جان گرفتند .اغلب اين شهرها با كانون هاى علمى و فرهنگى دنياى عرب و فارس در ارتباط بودند .

اشخاص بصير و بيدار دل بومى آنها به مراكز علمى چاچ ( تاشكند ) ، بخارا ، سمرقند ، مرو ، ترمذ ، يا آنسوتر ، تهران ، اصفهان ، يا باز هم آنسوتر ، بغداد ، بصره ، دمشق و قاهره رفته و به تحصيل علم كوشيدند . در اين خصوص ارتباط فرهنگى و معنوى اجدادمان با خوارزم ، در جنوب سيردريا ( سيحون ) هرگز قطع نشد .

زبان عربى چندين قرن در آسياى ميانه لسان علم و دانش بود . ابونصرفارابى ، اسحاق فارابى ، اسماعيل جواهرى از اهالى اطرار در كشورهاى خاور نزديك و ميانه علم خود را تكميل و آثار كلاسيكى از خود باقى نهادند كه در خزانه زرين فرهنگ جهان جاى دارند . با اينهمه در قرن 10 تا 12 ميلادى / 4 تا 6 ه . ش . نه فقط به زبان عربى بلكه بتدريج آثارى به زبان بومى تركى نيز بوجود آمد .

سنّتى را كه يوسف بلاساغونى ،محمود كاشغرى و خواجه احمد يسوى بنياد گذارده بودند در قرون 16 تا 17 ميلادى / 10 تا 11 ه . ش . محمد حيدر دولاتى ، قادرعلى بيك قوسم اوغلوى جلايرى ادامه دادند . بدين ترتيب تمدن اسلامى از قرون وسطى تا همين ديروز در ادبيات ، فرهنگ و حيات معنوى مردمان آسياى ميانه بسيار اثر نمود .

اگر گروهى از علماى عرب ، فارس و ترك زبان كشور ما با آثارى در فلسفه ، تاريخ ، فرهنگ ، نجوم ، منطق ، موسيقى ، ادبيات ، زبان و طب نامدار شده اند ، دسته اى ديگر بخاطر آثارشان درباره قرآن مقدّس ، تفسير ، شرايع ، مذاهب و فقه در بين مردم مورد ارج وتكريمقرار گرفتند . در اين خصوص مى توان برهان الدين احمد فارابى ، عماد الدين ابوالقاسم فارابى ، قوام الدين فارابى ، مولا محمد فارابى ، ملا احمد جندى ، حسام الدين حسينى سغناقى ، ابوعبدالله بلاساغونى ، عبدالغفوركردرى ، محمد كردرى و حفيظ الدين كردرى را مى توان نام برد .

احمد اسفيجابى ، على اسفيجابى از علماى اهل صيرام آثار ژرف انديشانه خود را به علوم اسلامى اختصاص دادند . همچنين از صيرام قضاتى همچون قاضى البيضاوى ، ابوالحسن على البيضاوى برخاسته اند . اين دو شخص اخير الذكر در زادگاه خود صيرام چشم از جهان فروبسته اند .

در قرون وسطى در آسياى ميانه و قزاقستان آئين تصوف نيز رواج يافت. اين امر غالبا ً در استقرار دين اسلام بين كوچ نشينان و حيات و ادبيات و فرهنگ آنان مؤثر واقع شد .

تبديل قزاقستان در قرن 19 ميلادى / 13 ه . ش . به مستعمره روسيه تزارى ، اضمحلال خانخانى و قوت گرفتن سرمايه دارى در معنويات دينى هم بلااثر نبود . همچنين آثار نهضتى كه در خاور نزديك براى ترويج دين آغاز شده بود به آسياى ميانه و قزاقستان هم رسيد . در اين رابطه نياز به اصلاح در امور دينى مطرح شد . قدماى سنت گرا و نوگرايان متجدّد وارد صحنه آزمايش شدند .

بارى اشخاص بصير و بيدار دل با عنايت به دين كشور نيز در پى ايجاد سازمان جهت اتحاد مسلمانان و اجراى امور دينى به اقتضاى زمانه برآمدند . بدينسان در بهار سال 1906 ميلادى در شهر ورنى ( آلماتى ) اولين همايش مسلمانان تركستان برگزار شده حدود يك صد هيأت در آن شركت كردند . در قطعنامه همايش بيان گرديد كه تشكيل اداره كل دينى مسلمان جهت مديريت مسائل دينى و معنوى مسلمين تمام روسيه ، انتخاب كاركنان دينى ، از مفتى تا مؤذن ، نه از سوى حكومت محلى بلكه توسط خود مردم ، تأسيس اوقاف ، اجازه بناى مساجد و تعمير آنها و اصلاح مكاتب و مدارس ضرورت دارد . بدينگونه در آن سالها ، مثل ساير احزاب و سازمانهاى اجتماعى در ژتى سو ( سميرچيه ) انجمن دينى نيز رسما ً به ثبت رسيد .

آرى ، اسلام در طول قرون بسيار مذهب و طريقت خلق قزاق و تكيه گاه آنان بوده است . معهذا در دوران شوروى الحاد خونريز حوزه عمل دين اسلام را روز به روز تنگتر ساخت .

( سالنامه اداره مسلمانان قزاقستان ، ص 7 تا 9 )

دين اسلام در دوران شوروى

حكومت شوروى بعد از انقلاب اكتبر تا اواخر سالهاى 20 ، بدوا ً با دين برخوردى مسالمت آميز داشت . بدين سبب مساجد و مدارس دينى توانستند به كار خود ادامه دهند . در سال 1920 در شهر اورنبورگ يك همايش ديگر مسلمانان برگزار گرديد . در سال 1921 قرارى جهت برگزارى عيدين فطر و قربان در كشور جمهورى به تصويب رسيد .در اكثر جمهوريهاى آسيايه ميانه و قفقاز روز جمعه تعطيل اعلام شد . امّا اين امر چندان بدرازا نكشيد . حكومت شوروى پس از اينكه به خود آمد ، بزودى وارد مبارزه با دين گرديد . دين اسلام كه از هزار سال پيش تا كنون بذر خير و بركت را مى افشاند ارتجاعى قلمداد شد . سردمداران مذهبى تحت تعقيب قرار گرفتند ، تبعيد ، تيرباران و اعدام شدند .مردم بتدريج يكى از اركان معنوى خود را از دست دادند . زبانشان زير فشار افتاد . روس گردانى تسريع شد . فلاكت معنوى سلطه يافت . مردم ما در حين چنين احوال سختى از دين دل نكندند . در مساجد شهرها ، روستاها و آباديها نمازهاى جمعه ، عيدين فطر و قربان - ولو در سطح محدود – برگذار مى شد . در سالهاى 38-1937استالين كه از نزديك شدن آلمان به رود ولگا هراسان شده بود ، به منظور جلب رضايت مسلمانان آسياى ميانه كه خود آنان را بدون هيچ گناهى جفا داده بود به عنايت به دين مبادرت كرد .

بدينسان در سال 1943 در شهر تاشكند همايش مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان برپا شد . در آن گردهمائى شيخ عبدالغفار شمس الدينف رئيس هيأت قزاقستان بود . در آن همايش اداره دينى مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان تأسيس شده و ايشان بابا خان عبدالمجيد خان ( 1957-1856 ) به عنوان مفتى اعظم و رئيس هيأت مديره انتخاب گرديد . ( همان ، ص 10 )

اداره دينى مسلمانان قزاقستان

اداره دينى مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان چون تا سال 1990 در تاشكند قرار داشت نتوانست در زندگى دينى و معنوى قزاقستان تأثيرى بنمايد .تعدادى روزنامه و مجله كه از تاشكند منتشر مى شد نتوانست تقاضاى دينى مردم جمهورى را بر آورده سازد .

جريان نيمه دوم سالهاى 1980شفافيت و دموكراتيزاسيون در امپراتورى شوروى در امور دينى نيز اثر گذاشت . بهمين سبب در ميهن پهناور ما انديشه تأسيس اداره مستقل دينى قوّت گرفت . اين امر را مسكو با تأييد ن . ا . نظربايف رئيس شوراى وزراى وقت جمهورى ، تصويب نمود و همايش مسلمانان قزاقستان در 12 ژانويه  1990 برگزار گرديد . در نتيجه تأسيس اداره دينى مسلمانان قزاقستان اعلام شد .

اداره دينى مسلمانان قزاقستان جامعه مستقل مؤمنانى است كه دين اسلام را تبليغ مى كند. تبليغات و خدمات دينى اداره دينى در تمام مناطق جمهورى قزاقستان انجام مى گيرد و خدمات خود را مطابق قوانين مملكت اجرا مى نمايد . اهداف مهمى در مقابل اداره دينى مسلمانان قزاقستان گذاشته شد . مثلا ً :

- ضمن تبليغ و ترويج صحيح اسلام و فرمايشات پيغمبرمان ، محمّد (ص) در مساجد ، كمك به اتحاد اسلام و مسلمانانى كه تابع كلام الهى هستند و جلوگيرى از انحراف مساجد و خلوص آنها ؛

- اجراى كامل و صحيح شريعت در سازمانهاي دينى . كمك به حل مسائل دينى جامعه مسلمان جمهورى به توسط ائمه جماعات استانها كه نماينده اداره هستند؛

- تأمين كادر دينى در سراسر جمهورى و نظارت بر انتصاب و بازآموزى آنان ، ارتباط با واحدها و سازمانهاى آموزش دينى خارجى ؛

- تهيه آثار و كتابها و ساير نشريات ضرورى دينى براى چاپ وانتشارآنها ؛

- رسيدگى به معابد اسلامى در مناطق جمهورى و بررسى فهرست ، دانش و خدمات كاركنان دينى آنها توسط ائمه جماعت استان ؛

- اجراى امور دينى در كشورمان ، با رعايت آداب ، سنن و رسوم مسلمانان جمهورى كه مخالف شريعت نمى باشد؛

- تبعيت از كلام الهى ، قرآن ، احاديث شريف پيغمبرمان محمّد ( ص ) و مكتب ابوحنيفه كه در طول هزار سال شكل گرفته و آداب موافق شريعت در امور خود ؛

- مديريت رعايت دين اسلام ، برگزارى صحيح اعمال دينى و جهت گرفتن آن در راستاى اهداف كشور در سطح جمهورى .

اداره دينى مسلمانان قزاقستان كار خود را در حدود اساسنامه مورد تصويب بالاترين مؤسسه اش ، همايش ،مطابق مقررات مسجدى كه از آن منشأ گرفته است انجام مى دهد .  اداره مسلمانان قزاقستان ارگان اجرائى است كه برنامه همايش مسلمانان قزاقستان را در فواصل برگزارى اجلاسهاى آن اداره و اجرا مى كند . همچنين مفتيات دستگاه اجرائى اداره دينى مسلمانان قزاقستان است كه رئيس هيأت مديره آن در همايش انتخاب مى گردد .

پس از شروع به كار اداره دينى مسلمانان چندين اقدام خوب صورت گرفت. دانشگاه اسلامي براى آماده كردن ائمه افتتاح شد . انتشار روزنامه « ايمان » آغاز گرديد . گرچه امور دينى در ابتدا اين چنين پيشرفت كرد به علت كمبود خبرگان عالم و باسواد اعتبار اداره دينى بتدريج تنزّل يافته بود لازم شد كه امور دينى بنحو جديدى سازماندهى شود . بدين سبب پس از برگزارى همايش مسلمانان قزاقستان در سال 2000 ، مديريت جديد امور دينى را به طريقى متمدنانه اعمال نموده ، شروع به منظور تقويت محيط دينى و روحانى ، اصلاحات جسورانه اى را آغاز كرد .

( همان ، ص 21 )

سازماندهى

بدين جهت ، قبل از هر چيز ، نظام ساختارى اداره دينى مسلمانان قزاقستان كاملا ً بازسازى شد . شعبات و نظام قسمتهائى همچون « شريعت ، فتوا و امور مساجد » ، « روابط بين المللى ، حج و مقاوله نامه » ، « تبليغ و آموزش دينى » و « امور ادارى » افتتاح گرديده و براى آنها كارشناسان عالى جذب شده ، طرح شعبات تنظيم و وظايف آنها تعيين و طبق آن وارد عمل گرديدند .

اساسنامه ا . د . م . ق . به مقتضاى امور دينى در روزگار فعلى ، در هيأت رئيسه آن چندين بار مورد بررسى قرار گرفته و تغييرات و اصلاحاتى پذيرفت . در سال 2002 در وزارت دادگسترى جمهورى قزاقستان دوباره به ثبت رسيد .

طرح جديد ساختمان ا . د . م . ق . تنظيم و احداث آن در دست اقدام است .

حل مسائل دينى انباشته حياتى آغاز گرديد ، يعنى اداره دينى نه فقط محل اجتماع دينداران بلكه رهبر آنان شده است .ديدار مديريت اداره دينى با رؤساى دينى اسلام در كشورهاى آسياى ميانه و پيمان جامعه همسود ، مشاوره درباره مسائل مشترك و همچنين تبادل تجربيات به يك سنت تبديل شده است .

مفتى اعظم هر ماه دو بار ارباب رجوعى را كه بخاطر مسائل فردى مراجعه مى نمايد به حضور مى پذيرد . اسامى و مشخصات ايشان و تقاضاهاى آنان و حكم متخذه در مجله درج مى گردد . مثلا ً ايشان در سال 2003 – 2000 تعداد 1055 شخص را كه به اداره دينى با درخواست و عرايض متنوع مراجعه كرده بودند به حضور پذيرفته و درباره مسائل مطروحه آنان آراى مشخصى صادر كرد . در سرنوشت عده اى ميانجيگرى كرده به برخى ديگر مساعدتهاى مادى و معنوى نمود .

با چنين كارهاى خيرى اعتبار دين اسلام بالا رفته و مى رود كه جايگاه شايسته آن در اجتماع مشخّص شود . مقصود اداره دينى آن است كه اهداف دين و دولت را با يكديگر مطابقت داده و اصلاح امور دينى را ادامه دهد . براى اينكه ارزشهاى معنوى غرب نمى تواند براى ما معيار قرار گيرد . قزاقستان كشورى است با معنويات خاص و ارزشهاى ريشه دار و ميراث غنى قابل اتكا و روحبخش.

اداره دينى نهايت مساعدت خود را با اهداف ن . ا . نظربايف رئيس جمهور قزاقستان همچون دموكراتيزاه كردن كشورمان ، بالا بردن اعتبار آن ، تبديلش به يكى از پيشرفته ترين ممالك عالم ، اتحاد و حفظ تماميت ارضى آن ، دوستى في ما بين مليتها و غيره ادامه خواهد داد .

تبلیغ مسیحیت در قزاقستان

تبلیغ مسیحیت در قزاقستان

 

در سالهای اخير تعداد مبلغین فرقه های بیگانه به طور چشم گیری افزایش يافته است. اکثر اين گروهها بدون كسب مجوز رسمی، فعالیت می کنند. تنها در سال گذشته دادستانی استان قزاقستان جنوبی، 34 گروه غیر قانونی مذهبی بیگانه را شناسايي کرده است. مقامات انتظامی و امنیتی نيز زمانی متوجه فعالیت این گروهها می شوند که مرتکب جرم و جنایاتی شده باشند. خطرات آینده احتمالی این روند از هم اكنون مشخص است. نشانه های اولیه آن ايجاد تشنج بين پیروان اسلام که بخش اعظم جمعيت قزاقستان را تشكيل می دهند، با مبلغين و هواداران فرقه های مذهبی بیگانه است.
روش تبلیغی پروتستانها این است که به طور علنی با در دست داشتن کتاب و جزوه های تبلیغاتی درکوچه و خیابان، سر راه مردم را گرفته و از آنان دعوت مي كنند تا به مقر و دفاتر این فرقه ها بروند تا برای آنان مجالس و محافل تفريحي و سرگرم کننده برگزار کنند. به دلیل اصرار زیاد مبلغین، افراد بسياري تا كنون از طريق اين دعوت ها جذب شده اند.
طي 5 سال اخیر در استان قزاقستان جنوبی، فعالیت گروههای پروتستانی مسیحی که توسط شهروندان کره ای سازماندهی شده اند، به شدت افزایش يافته است. اینک گروههای مسیحی، تركيبي از مسيحيان قديمي و مسلمانان گرويده به دين مسيحيت است. ادامة این روند با واكنش شديد روحانیون مسلمان مواجه گردیده است. همچنين در افزايش فعاليتهاي تبليغي اين مسيونر، در داخل خانوادههاي مسلمان منطقه نيز برخي از اعضاي خانواده با باورهای مذهبی مخالف وجود دارند که زمینه اختلافات آینده را فراهم مي نمايد. "باریک آسیلاف" معاون دادستان استان قزاقستان جنوبی می گوید: در این استان 11گروه تبلیغاتی مسیحی که اساسا از شهروندان و اتباع کُره هستند، فعالیت مي كنند. البته فعالیت کلیساهای کُره ای مغايرتي با قوانين قزاقستان ندارد، اما عواقب اجتماعي ناگواری را براي جامعه قزاقستان به همراه خواهد داشت. به طور مثال اعضای فرقه های پروتستان هیچ علاقه ای به مسائل ملی و وطن پرستی قزاقها ندارند. حتی با فاصله گرفتن از خانواده و نزدیکان خویش، بنیان اجتماعی جوامع را تهدید می کنند. چنانچه فرقه "شاهدان یحیی" تمامی دولتهای دنیوی را مردود دانسته و معتقد است که فرد نباید به قوانین یک کشور غیر مذهبی و وظایف شهروندی خویش پایبند باشد. دو سال قبل انتشار خبر مرگ یک کودک 9 ماهه شهروندان و مسئولان منطقة "چیمکنت" را به شدّت نگران کرد. زيرا پدر ومادر این کودک که پیروان فرقه "شاهدان یحیی" بودند، به پزشكان اجازه ندادند كه داروي مورد نياز را به فرزندشان تزريق ومنتقل كنند. شگفتی آور این بود که والدین این کودک هر دو دارای تحصیلات عالی و معلّم بودند.
یکی از ویژگیهای فعالیت مبلغین مسیحی، توجه آنان به جوانان است بطوريكه اکثر مبلغين و خادمان کلیسای کُره ای را جوانان قزاق تشکیل می دهند. فعلا تمامی این فرقها دارای مدارس مذهبی خاصّ خویش می باشند که در روزهای یکشنبه انجیل تدریس می کنند. چند سال قبل مبلغین مسیحی موفق به اخذ مجوز رسمی برای فعالیت دانشگاه مذهبی خویش تحت نام "Elim" شدند. این مرکز آموزش عالی در نوع خویش نخستین دانشگاه است که با سرمايه گذاري گروه کُره ای "Syn bon –bim" تاسيس شده است. اين گروه داراي دو مركز تدريس براي آماده كردن مبلغان مسيحي، جهت انجام امور تبيليغي است. این در حالی است که دانشگاه "Elim" نه تنها برای قزاقستان، بلکه ساير جمهوریهای آسیای مرکزی نظیر ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و حتی روسیه کادر تبليغي تربيت و اعزام مي كند. آموزش دراین دانشگاه مجانی بوده و در پایان دوره تحصیلی، به دانش آموختگان درجه علمی "باکالوور" اعطا می شود. دانشجویانی که قبل از ورود به این دانشگاه، پایان نامه تحصیلات عالی در رشته های مختلف را کسب کرده باشند، درجة "ماجستری" در رشته الهیات دریافت می کنند. براي تمامی دانش آموختگان این مرکز شغل (تبلغي) با حقوق ثابت تعيين و تأمین می شود. اگر فرد دانش آموخته از رفتن به مکان پیشنهادی از سوی فرقه یادشده، خودداری نماید، از امتیازات ویژه محروم خواهد شده و به عنوان خادم معمولی مشغول به كار خواهد شد. با این حال جریان حوادث نشان می دهد که اکثر دانش آموختگان طبق دستور مسئولین دانشگاه فعالیت كرده و به مکان مقرر شده می روند. از سوی دیگر رقابت شدیدی در میان دانشجویان برای بدست آوردن اعتماد مبلغین مسيحي کره ای به وجود آمده است. آنان تلاش می کنند، افراد بيشتري را به فرقه هاي یاد شده جذب نمایند. مسئولین فرقه "شاهدان یحیی" برای تشخیص دادن میزان آمادگی افراد تازه وارد به گروه خویش، پاسخ نامه هاي مختلفی را تهیه کرده اند که شامل 100پرسش است و برای شناخت بيشتر از افكار و انديشه هاي علاقه مندان به این فرقه، در میان آنان توزیع می شود.
موضوع مهم دیگر در فعالیت این گروهها، منشاء وسرچشمه تأمین مالی آنهاست. فعلا این نکته مشخص است که به جزء گروه ارتدکسی که از روسیه تأمین مالی می شود، بقیه گروهها از خارج کمک مالی دریافت می کنند. ولی در اکثر موارد منبع و هدف پولهای دریافتی محرمانه باقی مانده است. نکته قابلملاحظه این که هيچ اقدامي از سوی مقامات انتظامی و یا ارگانها و نهادهاي مسئول، براي جلوگیری از

فعالیت فزاینده اين فرقه های تبلیغاتی بیگانه صورت نمی گيرد. این در حالی است که به علت واقع شدن اماکن مختلف مذهبی در قلمرو استان جنوبي قزاقستان، شرایط رقابتی میان گروههای تبلیغي مذهبی برای جذب افراد به صفوف خویش شدیدتر شده است. به اصطلاح شکار افراد برای کشاندن آنان به فرقه های مختلف مذهبی آغاز گرديده كه با شدت عمل نیز همراه است. معاون دادستان استان قزاقستان جنوبی می گوید: هر فردي در انتخاب اعتقاد و عقاید خویش آزاد است. امّا فعالیت فرقه های بیگانه، به جای ایجاد تفاهم درجامعه، موجب اختلاف و تفرقه می گردد.

قزاق ها و نظام خويشاوندي و همسر گزيني در ميان آنها

قزاق ها و نظام خويشاوندي و همسر گزيني در ميان آنها

 

چکيده : قزاق هاي ايران در شهرهاي گرگان ، بندر ترکمن و گنبد کاووس ساکنند. در هر سه شهر محله هايي را که قزاق ها ساکنند قزاق محله مي خوانند.

قزاق ها طي سال هاي 1305 تا 1312 ش به تدريج از مرزهاي شمالي مانند گميشان و سلاق وارد ايران شدند و در گرگان ، سکني گزيدند.

حدود پانصد خانوار طي هفت سال از مرز گذشتند و در گرگان ساکن شدند. کار طاقت فرسا ، تغذيه بد و ناهمسازي با محيط زيست تازه تلفات سنگيني بر قوم از راه رسيده وارد کرد ؛ به طوري که از هر ده نفر شش نفر تلف شدند. پس از مدتي تصميم به کوچ گرفتند و از گرگان به بندر ترکمن رفتند ، گروهي به گنبد کوچيدند و عده اي هم در گرگان ماندند.

 

نگاهي به قزاق هاي ساکن ايران و نظام خويشاوندي و همسر گزيني در ميان آنها

قزاق هاي ايران در شهرهاي گرگان ، بندر ترکمن و گنبد کاووس ساکنند. در هر سه شهر محله هايي را که قزاق ها ساکنند قزاق محله مي خوانند.

قزاق ها طي سال هاي 1305 تا 1312 ش به تدريج از مرزهاي شمالي مانند گميشان و سلاق وارد ايران شدند و در گرگان ، کنار رودخانه زيارت مسکن گزيدند.

حدود پانصد خانوار در هفت سال از مرز گذشتند و در گرگان ساکن شدند.  در آن زمان جاده هايي از گرگان به شهرهاي اطراف کشيده مي شد ، اکثر آنها به عنوان کارگر روزمزد در جاده سازي به کار پرداختند. کار طاقت فرسا ، تذيه بد و ناهمسازي با محيط زيست تازه ، تلفات سنگيني برقوم از راه رسيده وارد کرد ، به طوري که از هر ده نفر شش نفر تلف شدند.

پيرها نقل مي کنند که : پيرو جوان نداشت. بيمار تب مي کرد ، شکمش ورم مي کرد و پس از چند روز مي مرد. پس از مدتي به اين نتيجه رسيدند که آب و هواي محيط با آنها سازگار نيست و تصميم به کوچ گرفتند. گروههايي که تلفات زياد داده بودند از گرگان به بندر ترکمن رفتند ، گروهي ، به گنبد کوچيدند و عده اي هم در گرگان ماندند.

پس از مدتي متوجه بليه تازه اي شدند. مردان و زنان در محيط تازه عقيم شده بودند. تا پنج سال هيچ کس صاحب فرزند نمي شد. تا چهار سال بعد از آن هم اگر کودکي به دنيا مي آمد بيش از چند روز نمي پاييد و پس از چند روز مي مرد. پس از ده سال سکونت در ايران ، نوزادان رفته رفته پاي گرفتند و زندگي روند عادي به خود گرفت و خانوارها گسترش يافت.

 

نژاد و زبان   

قزاق ها از نژاد زردند. با چشمان قهوه اي تيره و چين مخصوص پلکها که زاويه داخلي چشم را مي پوشاند و به چشم حالتي مورب مي دهد. موي سياه و صاف و پرپشت و چهره تا حدي پهن است و استخوانهاي گونه دور از يکديگر قرار دارند. ريش و سبيل کم پشت و تنک و موي بدن بسيار کم است.

بيني عموماً راست و برآمدگي آن کوچک ، ضخامت لبها متوسط و قد آنها بسيار کوتاه است.

ريشه زبان قزاقي ترکي است و نشان هايي از ويژگيهاي زبان زرد پوستان را در آن مي توان ديدو مثلاً بين حرف ژ ، چ ، ج و ش تفاوت زيادي محسوس نيست و جمني را که نام يک تيره است ژمني ، چمني و شمني هم تلفظ مي کنند.

با آنکه قزاق ها در حفظ آداب و رسوم و فرهنگ خود سخت مي کوشند اما ناچار شده اند از برخي ويژگيها چشم پوشي کنند. يکي از اين چشم پوشي ها در مورد انتخاب نام براي کودکان است که نامهاي قزاقي رفته رفته جاي خود را به نامهاي فارسي داده اند ، شايد از آن روي که تلفظ يا نوشتن آن براي فارسي زبانان آسان نبوده و يا برخي از واژه ها در زبان فارسي معني خويشاوندي نداشته اند. اورگش باي و دن نام فرزندان خود را عبداله و مرواريد نهاده اند و ساقم باي و قره شاش نامهاي فريدون و شاپور را براي فرزندان خود انتخاب کرده اند.

 

خلق و خوي و مذهب

قزاقها با آنکه در برخورد اول محتاط و سرد مي نمايند ولي پس از آشنايي بسيار مهربان و خونگرم و با صفا هستند. پر طاقت ، زحمتکش و باگذشتند. پيرو مذهب تسنن و حنفي مذهبند.  به حفظ شعاير ديني و انجام آداب مذهبي پايبندند. در دوستي صميمي و در مهمان نوازي کم نظيرند.  

 

 

 

تيره و عشيره

قزاقهاي ساکن ايران به 26 تيره تقسيم مي شوند که عبارت اند از : تني ، برش ، بگي ،  قوس قولاق ، آبز ، ژمني ، باي بز ، يس کلدي ، مدد ، جاري ، قرق ملتق ، جامان آداي ، ماترتاي ، خجه ، قاراش ، ژاقا و کورپه ، باي شاقر ، بق ساري ، ژاباس ، قارجا و توپش ، علي ، شگم ، تابناي ، باوبک.

هر تيره خود به چندين زير تيره يا عشيره تقسيم مي شود. مثلاً تيره ژمني شامل 9 تيره يا عشيره است که ساکنان گرگان از اين تيره به شرح زير است : آخشاکدي 4 خانوار ، قاراکدي 17 خانوار ، يسن 7 خانوار ، آق بوتا 6 خانوار ، باي بشه 6 خانوار ، سلطان علي 2خانوار ، اولجاشه 5 خانوار ، وردک 37 خانوار ، قره توقا 7 خانوار.

هم اکنون حدود پانصد خانوار از قزاق ها در شهرهاي گرگان ، گنبد و بندر ترکمن زندگي مي کنند. بعد از استقلال قزاقستان در سال 1991 م گروهي از قزاق هاي ايران به موطن اصلي خود بازگشتند.

 

نظام خويشاوندي و همسر گزيني

از نظر همسر گزيني قزاق ها را بايد از گروه هاي درون همسري به حساب آورد ، زيرا طبق سنّت ، نه به غير از قزاق زن مي دهند و نه از غير قزاق زن مي گيرند.

قانون ديگري نيز در ميان قزاق ها رعايت مي شود که شايد بتوان از آن با عنوان ازدواج برون تيره اي ياد کرد. مثلاً پسري که از تيره ژمني است نمي توان با دختري از همان تيره ازدواج کند. زيرا همه دختران تيره ژمني که 53 خانوار از آنها ساکن گرگان هستند ( و همه دختران ديگر اين تيره در گنبد و بندر ترکمن ) خواهران او محسوب مي شوند و همه زنان تيره ژمني عمو و يا برادر او به حساب مي آيند. او بايد همسر خود را از ميان بيست و پنج تيره ديگر برگزيند.

يادآوري اين نکته ضروري است که در بين قزاق ها پدر تباري حاکم است و قوانين منع ازدواج از طريق پدر منتقل مي شود. مثلاً وقتي پدر از تيره ژمني باشد و مادر از تيره توپش ، پسر مي تواند با دختران تيره توپش ( جز محرمات ) ازدواج کند.

رعايت اين قانون در همسر گزيني موجب شده است که هيچ نوع بيماري ژنتيکي در ميان قزاق ها ديده نشود. و با وجود آنکه با غير قزاق ازدواج نمي کنند اين شيوه همسر گزيني سلامت و بقاي خانواده را تضمين کرده است.

 

 

برادر شدن

 در ميان قزاق ها از ديرباز رسمي بوده است که با اجراي آن پيوند برادري مي بستند. دو قزاق براي آنکه برادر همخون شوند ، با جاري کردن خون سر انگشتان که در ظرفي شير مخلوط مي کردند و از آن مي نوشيدند ، سوگند برادري ياد مي کردند ، بنابراين رسم کهن ،اگر کسي در اين مراسم شرکت نکند اگر چه برادر تني باشد ، برادر شمرده نمي شود ، در اين ابيات به اين رسم اشاره شده است:

 

قزاق ها را رسمي کهن هست ،

که از قديم به جاي مانده است ،

خون را در شير مي چکانند ،

مي آميزند و مي نوشند ؛

اين چنين با هم برادر مي شوند ،

برادري که ار يک مادر متولد شده اند.

 

قورداس

اگر دو کودک در يک سال و يک ماه و يک روز در يک محل با هم متولد شوند ، با هم قورداس ( همسال ) مي شوند و اين دو تمام عمر با هم صميمي اند. جنسيت در بين دو قورداس مهم نيست. دو دختر يا دو پسر با هم قورداس اند. و يک دختر و يک پسر هم مي توانند قورداس باشند و گاه از همان کودکي ( اگر مانعي وجود نداشته باشد ) با هم نامزد مي شوند و اغلب با هم ازدواج خواهند کرد.

 

خانواده

خانواده قزاق ها گسترده است. پدر ، مادر ، فرزندان ، عروس ها و نوه ها در خانه اي با اتاقهاي متعدد در کنار هم زندگي مي کنند. پدر خانواده از احترام ويژه اي برخوردار است. پسرها پس از ازدواج در خانه پدري مي مانند و پس از طي مدارج عالي تحصيلي ، نظر پدر خانواده  اگر بي سواد هم باشد بر نظر آنها مرجّح است. معمولاً تحصيل کرده ها پس از اتمام تحصيلات به ميان قوم خود باز مي گردند تا هم از نظر اقتصادي به خانواده کمک کنند و هم در بهبود وضع فرهنگي و اجتماعي قوم خود نقش مثبت داشته باشند. زنها با بافتن قالي به اقتصاد خانواده کمک مي کنندو علاوه بر آن کمتر زني هست که در خياطي و گلدوزي مهارت نداشته باشد. کار شاق نمد مالي هم به عهده زنان است. وقتي زني قصد تهيه نمد دارد ، چندين زن از آشنايان او را در اين کار کمک مي کنند. او نيز بعداً همه کساني را که با او همکاري داشته اند ، به هنگام تهيه نمد کمک خواهد کرد. همه در اين همياري در صورت لزوم زحمات ديگري را جبران مي کنند. اين تعاون موجب مي شود که کار توانفرساي نمد مالي زودتر به اتمام برسد. نمدها اکثراً در اندازه 4×3

متر تهيه مي شوند و داراي نقشهاي ساده و زيبا هستند. از نمدها در مفروش کردن خانه  استفاده مي شود ، در حالي که قالي بيشتر براي عرضه به بازار و فروش است.

 

ينچه

اگر پسري که ازدواج کرده بخواهد از خانه پدري جدا شود ، پدر در حد توان خود سهمي به او مي دهد که به آن ينچه مي گويند.

پسري که به اين صورت مستقل مي شود ديگر از پدر و مادر ارثي نخواهد برد. هرچه از پدر و مادر به ارث مي ماند براي فرزند يا فرزنداني است که پيش پدر و مادر مانده اند.

اعتراض به احداث قمارخانه عظیم آسیا در قزاقستان

اعتراض به احداث قمارخانه عظیم آسیا در قزاقستان

مسلمانان قزاقستان: لاس وگاس نمی خواهیم!

آغاز پروژه احداث بزرگترین مرکز تفریحی آسیای میانه که بخش عظیمی از آن قمارخانه خواهد بود، اعتراض مسلمانان قزاقستان را برانگیخته است.
 
به گزارش فرارو و به نقل از سی ان ان، پس از مذاکرات فراوان که مابین یکی از بزرگترین میلیونرهای قزاقستان و دولت این کشور برای تاسیس یک مرکز بزرگ تفریحی صورت گرفت، سرانجام کلنگ احداث آن که قرار است به عنوان عظیم ترین مرکز قمار در آسیا و ملقب به "لاس وگاس آسیایی" باشد به زمین زده شد. 

گفته می شود دولت آمریکا به حمایت از این طرح مشتاق بوده چراکه بر نفوذ آمریکا در این کشور و منطقه می افزاید.

بر اساس این گزارش، هدف ازایجاد این طرح عظیم، جبران ضعف صنعتی و ارتقاء توانایی اقتصادی قزاقستان است که البته با مخالفت های فراوانی نیز از سوی مسلمانان این کشور مواجه شده است. مسلمانان این کشور بر این باورند که نباید اعتقادات مذهبی مردم را فدای سود اقتصادی نمود. به گفته این افراد قمار در اسلام حرام بوده و به دنبال خود فساد اخلاقی، مشروبات الکلی و مواد مخدر را به دنبال دارد.

بر اساس ارزیابی های صورت گرفته، این مرکز تفریحی در مدت ده سال تکمیل خواهد شد و به گفته کارشناسان می تواند سرمایه عظیمی روانه کشور قزاقستان کرده و ضعف صنعت توریسم این کشور را جبران کند. 

اما این مسلمانان بر این باورند که قزاقستان می تواند از طرق دیگر سود اقتصادی کسب کند و نباید فرهنگ شرقی این کشور فدای جهانی سازی آنهم از نوع آمریکایی کرد.

خانه قزاق ها

خانه قزاق ها
313368.jpg


قزاق ها را در استان گلستان همه مى شناسند. مردمانى با چشمانى كشيده، سينه اى فراخ و رويى گشاده. مهاجرانى كه ۸۳ سال پيش از كشورشان يعنى قزاقستان به ايران آمده و سال هاست كه در شهرهاى بندرتركمن، گرگان و گنبد سكنا گزيده اند. مردمانى صلح جو، آرام و دوست داشتنى كه در شهرهاى گلستان در محلاتى كه به قزاق محله شهرت دارد به دور هم گردآمده و زندگى مى كنند.
قزاق محله جاى مشهورى در گرگان است. خيابانى كه هسته مركزى جمعيت قزاق است. خيابانى معمولى مانند ديگر خيابان هاى شهر. تنها تفاوتى كه در اين محله به چشم مى آيد ديدن افرادى شبيه اقوام زردپوست با چشمانى تنگ است كه لباس هاى سنتى، كلاه هاى سه گوش و جليقه هاى كوتاه برتن دارند. در اين خيابان مسن ترها بعضاً زير سايه ديوار خانه ها مى نشينند و با كلاه هاى سه گوش و ريش هاى سفيد باريك نشان مى دهند كه بزرگان قوم قزاق هستند.
بيشتر آنها در كنار مسجد محله يعنى مسجد «ابوحنيفه» كه در سال ۱۳۱۸ خورشيدى بنا شده دور هم گرد مى آيند و حكايت روزگاران گذشته را مرور مى كنند. دهه ۲۰ميلادى را كه پدران و مادرانشان در نابسامانى هاى اقتصادى و آشفتگى هاى اجتماعى، قزاقستان را ترك كردند. زمانى را كه وحشت دستگيرى به دست بلشويك ها در ميان قزا ق ها سايه افكنده و از سويى خشكسالى با پنجه هاى سياه خود بر سرزمين شان چنگ انداخته و آنها را ناگزير از كوچ ساخته بود.
پس از مدتى گروهى از طايفه و گاه تمام افراد رحل سفر بستند. برخى از آنها با مقدارى پول، تكه اى جواهر، چند دام باقيمانده و برخى با دستان خالى به راه افتادند. گروه كثيرى از قزاق هاى پياده به سوى كشورهاى همسايه حركت كردند. اين كوچ جانفرسا و دردناك را همه به پايان نرساندند. عده بسيارى از گرسنگى و بيمارى جان سپردند. آنهايى كه باقيماندند به افغانستان، تركمنستان و ايران رفتند. ريش سفيدان قزاق هنوز خاطره خواهران و برادران كوچك خود را به ياد دارند كه در بين راه و در مرز قزاقستان به خاك سپرده شدند.
پيرمردان امروز از كودكانى مى گويند كه مادرانشان به علت نداشتن شير و غذا آنها را در ميان سنگ ها به جاى گذاشتند تا مرگشان را به چشم نبينند. مرگى در تنهايى و حداقل دور از دسترس درندگان. آنها روزهايى را به ياد مى آورند كه يك خانواده مجبور بود فقط با يك مشت گندم روز را به شب آورد. داس مرگ چنان خرمن زندگى ها را درو مى كرد كه از بعضى طوايف و خانواده ها تنها يك يا ۲نفر باقى ماندند.
قزاقان سكنا گزيده در ايران همه متعلق به اردوى كوچك از منطقه منقشلاق قزاقستان هستند. اينان كه كوچ سختى را پشت سر گذاشته، با جنگ و گريز از دست ارتش سرخ گريخته و از تركمنستان گذشته بودند، بيشتر دامدار بودند كه باتوجه به از دست دادن دام ها، امكان ادامه همان شيوه معيشت براى شان فراهم نبود، اما كسانى كه تجربه كار در راه آهن شوروى يا به طور كلى امور فنى را داشتند از شانس بيشترى براى پيداكردن كار و گذراندن زندگى برخوردار بودند.
عده اى نيز به ساختن ابزارها و وسايلى پرداختند كه فن و فرهنگ استفاده از آن را در زندگى گذشته خود تجربه كرده بودند. ابزارهايى چون شانه قالى يا ارابه چهارچرخ. از اين رو آتش روشن كوره هاى آهنگرى قزاقان صنعتگر نه تنها موجب گرمى اجاق خانه آنها شد، بلكه به امرار معاش و كسب روزى ديگر قزاقان نيز كمك بسيارى كرد چنانكه بسيارى از آنها به ارابه رانى مشغول شدند. اين عده در ادامه كار خود اكنون صاحب وسايل نقليه پيشرفته تر چون مينى بوس وكاميون هستند.
گروه هاى قزاق واردشده به ايران ابتدا در روستاهاى اطراف بندرتركمن، گنبد و گرگان مى زيستند، اما با رشد نسبى وضع اقتصادى، قزاق ها به فكر تشكيل اجتماعات بزرگتر و زندگى در مناطق شهرى افتادند، شايد مهم ترين عامل در اين تصميم گيرى اقليت بودن آنها و احساس هميارى و حضور هموطنان خود بود. در سال هاى دهه ۳۰ اين تصميم تحقق پيدا كرد و قزاق ها از روستاهاى محل سكونت خود به نزديك ترين شهرها كوچيدند و به اين ترتيب در اواخر دهه ۳۰ در بندر تركمن، گرگان و گبندكاووس محلات قزاق نشين پديد آمد.
محلاتى كه قزاقان اهل سنت را در خودجاى داده است امروزه ديگر در وسط شهرها واقع شده و آنها مانند ديگر مردم شهر به كارهاى مختلف از كارگرى گرفته تا طبابت مشغولند. قزاق تبارانى كه با شناسنامه هاى ايرانى خود به كشورى كه پدرانشان به آن پناه آوردند عشق مى ورزند. هر چند از دهه گذشته مهاجرت به قزاقستان شروع شده اما بسيارى ايران را وطن خود مى دانند. «سخى بابق» يكى از قزاقان گلستانى در اين مورد مى گويد: من خود را يك ايرانى مى دانم. متولد گرگان هستم و هر چندكه نژادم قزاق است اما به ايران عشق مى ورزم.
وى مى افزايد: پدران ما از سال ۱۹۲۳ بعد از انقلاب بلشويكى كه منجر به تصرف اموال مردم شد مهاجرت كردند و چون اعتقادات مذهبى داشتند كشورهاى اسلامى را برگزيدند به اين سبب قزاق ها اكنون به غير از ايران در كشورهاى مختلف نظير عربستان، مصر، كويت، اردن، تركمنستان، تركيه و افغانستان پراكنده هستند.
«على بيگى» از اهالى قزاق محله هم مى گويد: پدر من ۱۵ ساله بوده كه به ايران آمده. من ۶ بار به قزاقستان رفته ام و با كاميون بار برده ام و بستگان نزديكم را كه در آنجا زندگى مى كنند ديده ام ولى باز برگشتم. ما ايرانى هستيم و اينجا وطن ماست. درست است پدرانمان قزاق بودند ولى ما اينجا بزرگ شديم. كسانى هم كه مى روند طاقت نمى آورند و برمى گردند. بعضاً جوان ها فشار مى آورند كه برويم ولى باز برمى گردند.
نصيبه شادكام خانمى ۵۷ ساله كه كلاه سنتى و سفيد زنان قزاق را بر سر دارد هم مى گويد: من كشورهاى زيادى را ديده ام به تركيه، تركمنستان و قزاقستان سفر كرده ام اما هيچ كشورى مانند ايران نمى شود. ما در اينجا آزادهستيم، فرزندان ما به دانشگاه مى روند و مشاغل دولتى دارند. هيچ جاى غير از ايران زندگى نخواهم كرد.
اما حاجى محمدشادكام حقوقدان درباره مهاجرت چند سال اخير قزاق ها مى گويد: جمهورى قزاقستان به خاطر تكميل جمعيت خود از سال ۷۰ از بعضى خانواده هاى قزاق مقيم ايران براى زندگى دعوت كرده است كه برخى به اين كشور رفتند ولى چون نتوانستند هماهنگى لازم را به دست آورند به دليل تفاوت هاى فرهنگى كه در قزاقستان با آن مواجه شدند به ايران بازگشتند. به همين سبب از تعداد داوطلبان ايرانى كه همه ساله براى اقامت به كشور قزاقستان دعوت مى شوند كم شده است.
به عقيده شادكام، قزاق هاى ايران يكى از مؤثرترين راه هاى ابلاغ پيام جمهورى اسلامى به مسلمانان قزاقستان هستند كه اتفاقاً تشنه دريافت آن هستند. وى كه وكيل دادگسترى در گرگان است و بارها در سفر هيأت هاى قزاق به استان به عنوان مترجم شركت كرده، مى گويد: حتى حضور ما در مراسم هاى مختلف مورد توجه مقام هاى قزاقستان قرار گرفته كه به همين سبب قزاق هاى ايران فرصت مناسبى براى كشور هستند كه مى توانند به ايران خدمت كنند.
در اين رابطه وجود قزاق تباران ايرانى توانسته روابط نزديك ترى را ميان ۲ استان گلستان و قزاقستان پديد آورد، براى نمونه سفرهاى چندباره هيأتى از مسئولان قزاقستان به اين استان و ديدار مقام هاى استانى از آن كشور كه با عقد قراردادهاى اقتصادى همراه بود سبب شد قزاقستان شريك تجارى استان گلستان به حساب آيد. به جز آن مقام هاى قزاق پارسال قول برپايى كنسولگرى در يكى از شهرهاى قزاق نشين گلستان را داده اند و همچنين ۲ شهر آقتائو قزاقستان و گرگان خواهر خوانده شدند كه همگى نشان از علاقه قزاقان نسبت به افزايش همكارى ها دارد.
با اين حال جمعيت قزاق ايران با وجود حفظ سنت هاى قومى و نزديكى فرهنگى با كشور قزاقستان هنوز نتوانسته ظرفيت هاى خود را به كارگيرد و نمايشى از توانمندى هايش را نشان دهد.
اين در حالى است كه جمعيت هاى مهاجر در كشورهاى مختلف در محلات مخصوص به خود فعاليت زيادى انجام مى دهند. محله چينى ها، ايتاليايى ها و عرب ها نمونه هايى است كه در شهرهاى بزرگ دنيا شهرت زيادى دارد.
در اين محلات رستوران ها، فروشگاه هاى صنايع دستى، هتل ها، خانه هاى فرهنگى و اماكنى كه سنت هاى اقوام مهاجر را به نمايش مى گذارند فعال است. اين محلات علاوه بر شهرتى كه به هم مى زنند گردشگرانى كه وارد شهرها مى شوند را به سمت خود جلب مى كند. اما در قزاق محله هاى گلستان مشاركت چندانى از سوى مردم محله ديده نمى شود.
شادكام نيز با اميد به تحرك اجتماعى بيشتر قزاقان از تقاضاى ثبت انجمن فرهنگى خبر مى دهد و اميدوار است كه موافقت با آن تسريع شود. وى مى گويد: امكانات خاصى براى جذب توريست در ميان قزاق هاى ايران وجود ندارد. غذاهاى قزاق، صنايع دستى، خصوصيات قومى و جشن هاى سنتى از جمله فرصت هايى است كه مى توان در معرض تماشا گذاشته شود اما ساماندهى به اين مسائل نياز به كمك و راهنمايى دارد.
اين وكيل قزاق مى گويد: اكنون ميهمانانى كه از قزاقستان مى آيند در حد روابط فاميلى هستند. براى آمدن گردشگران امكانات خاصى وجود ندارد ولى هر سرمايه گذارى در اين زمينه مى تواند مفيد باشد. اگر انجمن فرهنگى قزاق پابگيرد و نيروها را يكى يكى متمركز كنيم بيشتر از فعاليت هاى فردى مؤثر است و با شكل رسمى كه پيدا مى كند، مى تواند نقطه شروعى براى پاگرفتن فعاليت بيشتر و مشاركت قزاق ها باشد.
«تويجان بابق» يكى از فعالان فرهنگى قزاق استان گلستان هم مى گويد: ما در پى نصب سمبلى از قزاقان مهاجر در استان هستيم كه اميدواريم استاندارى با درخواست ما موافقت كند.
«عبدالرضا چراغعلى» رئيس كميسيون فرهنگى، اجتماعى و زيست شهرى شوراى شهر گرگان در اين مورد مى گويد: قزاق محله گتوى شهرى به حساب مى آيد، به اين معنى كه طايفه اى خاص در مكانى مشخص در شهر جمع شده و از آنجا پراكنده نمى شوند و از آنجايى كه در اين نقاط سنت هاى قومى به جاى مانده از گذشته از سوى مردمان محله بيشتر حفظ مى شود، لازم است اين منطقه كه ظرفيت هاى خوبى دارد، تقويت شود.
وى مى افزايد: قزاق ها قومى غير بومى در گلستان هستند كه به دليل اخلاق خوش و پايين بودن جرم و جنايت در بين آنها بسيار مورد توجه اهالى شهر قرار دارند و جزو اقوام محبوبى در استان هستند كه سنت هايشان كمترين تغيير را داشته است.
وى مى گويد: با توجه به حفظ سنت ها، قزاق محله مكان بسيار در خور توجهى است، به همين سبب در صدد مكانى مناسب براى ايجاد بازارچه اى سنتى در آنجا هستيم كه با ۲ ديدگاه، يكى حفظ سنت هاى قديمى و عرضه آن و ديگرى براى افزايش اشتغال در بين مردم محله بزودى و در صورت پيدا كردن جاى مناسب ايجاد خواهد شد.

هنرهای رایج و صنایع دستی قزاق

هنرهای رایج و صنایع دستی قزاق

 

این هنرها شامل : قالی بافی، ساخت زره وسلاحهای جنگی ، کنده کاری برروی چوب و نقره واستخوان رواج داشته است که در این میان هنر ساخت الات موسیقی ، رشد فزاینده ای داشته وانواع مختلفی از ان طی سالهای متمادی ساخته شده و توسط شعرا و اهنگسازان مشهوری همچون ابای ، اخلاص ، جامبول ،بئرجان وغیره نواخته می شده است.این وسایل نقش مهم و بسزایی در انتقال شیوه های قومی  و فولکلورهای حماسی مردم قزاق داشته است زیرابه دلیل فقدان ادبیات کلاسیک و مکتوب ) تا قبل از ابای)، انتقال شیوه های قومی و مفاهیم ادبی، به صورت شفاهی وسینه به سینه، از نسلی به نسل دیگر و توسط همین اثار منظوم، اوازها، قطعات موسیقی، داستانهای حماسی  غیره، منتقل می شده است و شاید به همین جهت هنر بدیهه سرائی در بین این قبایل رشد فزاینده ای داشته است. در اساطیر کهن قومی، قزاق ها به چنین شعرای دشتی، سیره، سالس و یا زیراس می گویند.

   از دیگر هنرهای مردم قزاق، تزیین فرشهای نمدی در قرن نوزده بوده است ،همچنین تولید بعضی اشیای چرمی به قزاق ها و قرقیزها نسبت داده شده است.انها از پوستهای دباغی شده نوعی مشک می ساختند که جالبترین انها از جهت شکل تزیینات مخصوص موسوم به قوقور است که بدنه ای شبیه به بز کوهی دارد.

    لازم به ذکر است به منظور حمایت از صنعتگران و ترویج صنایع دستی در جمهوریهای اسیای مرکزی به تازگی اتحادیه های ویزه ای در این کشورها تاسیس گردیده است.

اين جا اينترنته يعني ياهوي كه هر توش مي بيني باعث تحريكه

تحريك روحتو تو آشغالدونيه مي فهمي توام آدم نيستي يه آشغالي

اين جا همه گرگند مي خواي باشي برّه بزار چشمو گوشتو با كنم يه زره

اين جا اينترنته لعنتي شوخي نيستش خبري از بي اف و جي اف خوشگل نيستش

اين جا جنگله بخور تا خورده نشي اين جا نصف عقده ين نصف وحشي

اختلاف سني اينجا بيداد مي كنه روح دخترا زخميو بيمار مي كنه

همه بي اف ها جي اف ها كنار همند نمي خوان اصل كامل بدند

حقيقت روشنه خودتو به اون راه نزن روشنترش ميكنم جا نزن Saiyadan_del@yahoo.com شعر از جنوبي باحال (صيادان دل)

دومبرا Домбыра

دومبرا

 

 

دومبرا ( تنبوره ) يكي از گرانبهاترين و محبوبترين آلات موسيفي خلق هنرمند ماست كه با آن آواز رفيع سرداده و آهنگي پر طنين نواخته ، از جواهرات بيشتر دوست داشته و بر آن پر جغد آويخته ، همچون دردانه اي عزيز داشته بر صدر خانه مي آويزند. اگر بتواني صداي بسيار نازنين و ملايم آن را با ظرافت در آوري ، با تو از سرنوشت پر فراز و نشيب آباء و اجدادمان كه در اعماق اعصار باقي است سخن خواهد گفت. اندوه و زاري ، سوز و گداز ، غم و حسرت و آرمان خلق ما از دوتار اين دومبراي مقدس بصورت آهنگ فرو مي بارد. مردم محروم از سواد همگي هنرش را ،  درّ و مرجانهاي آن را در سينه خود حفظ كرد و گنجينه اش را همچون امانت خود از نسلي به نسل ديگر رسانيده است.

يكي از آن ميراثهاي اصيل ما گنجينه آهنگ است. دو نيروي قدرتمند هست كه اين ميراث را در امان نگهداشته با تمام مايه و شيره اش به اين زمانه رسانيده است :

يكي دومبراي مقدس ، دومي آهنگسازان ما كه اين دومبرا را نه تنها به سخن گفتن واداشته اند بلكه تاريخ را بصورت آهنگ تصنيف كرده و بدان وسيله به خلقشان قوّت روحاني بخشيده اند.آنان عبارتند از : قورمانغازي ، دولت كه ره ي، تاثتمبه ت ، آبل ، ثوركه ش ، ماحامبه ت ، مامه ن ، بالاماسيان ، دايراباي ، بايسه ركه ، سه يته ن ، ثوقا ، قازانغاپ ، سوگر ، بايجگت و سايرين

استادان ممتازي همچون دينا نورپه يسودا ، لقمان محيطف ، عقاب قابيغوجين، قالي جانتله ووف ، ابكه ن حسنف آثار تحسين انگيز چنين آهنگسازان چيره دست قرن گذشته را كه در خزانه زرين موسيقي ما محفوظ مانده است نه تنها به نسل كنوني عرضه كرده اند بلكه سنّت موسيقيايي شكل گرفته در بين خلق را ادامه داده اند.

هر كدام از نوازندگان و مصنفين نغمه پرداز روزگار خود هستند. يك صف بزرگي از نوابغ كه پيكره معجزه آساي مملكت تكامل يافته امروزين ، شيوه زندگي اجتماعي ، قهرمانيهاي كارگران خلاق و زندگاني سعادتمندانه آنها را مايه آهنگهاي پرطنين فرار داده اند ، رشد يافته و به مرحله رفيعي از هنر خويش رسيده اند.

باري ، بايد تداوم هنر از نسلي به نسل ديگر و پيوند سنتهاي نيك هنري چنين شكل گرفته و توسعه يابد. آنچه در اين ميان قابل ذكر است اينكه همانگونه كه روندهنر رشد و تكامل پذيرفته آلات موسيقي ملي نيز تكميل تر شده است. مثلاً ، هر يك از نوازندگان دومبرا مطابق ميل خود شخصا  مي ساختند. اين سازها بسيار ساده و معمولي بود. دومبرا نوازها پرده هاي آن را طبق تمايل خود بسته و صداي آن را با توجه به ريتم آهنگ كوك مي كردند. هر نوع زهي كه پيدا مي شد نصب مي گرديد. امّا ، دومبراي فعلي هم از لحاظ شكل ، هم از لحاظ قد و قواره قالب معيني بخود گرفته است. پرده هاي آن با نظام صوتي كروماتيك تطبيق يافته ، به كوكهاي ثابتي بسته شده است. امكان توليد انواع دومبراها را بدست آورده ايم. اين دومبراها در كارخانه هاي مخصوص و كارگاههاي علمي تحقيقي بدست افراد كاردان كاملاً آشنا به طبيعت اين ساز ملّي و متخصصان وارد ساخته مي شود.

صف نوازندگان هنرمند دومبرا روز بروز طولاني تر مي شود. ده ها تن از جوانان ما از مدارس و آموزشگاههاي موسيقي تعليم يافته و مهارت خود را افزايش مي دهند. اگر زماني با يك دومبرا آهنگ مي نواختيم ، امروز در هر آبادي و شهر يك اركستر دومبرا وجود دارد. اين اركسترها به آن سطح از درجه حرفه اي ترقي كرده اندكه با دومبرا علاوه بر آهنگهاي مصنفين خلق قزاق آثار كلاسيك آهنگسازان روس و خارجي را با مهارت فرا.وان اجر مي كنند. نمونه هاي برتر مهارت اجرائي را مي توان از اركستر ملي آكادميك سازهاي مردم قزاق ، بنام قورمانغازي كه در تمام مملكت و خارج از آن شهرت گسترده دارد و برنامه هاي بسيار زياد بوضوح ملاحظه كرد.    

آكادميسين احمد قوآن اولوجوبانف در مقدمه چاپ اوّل اين مكتب يادگيري دومبرا  چنين نگاشته بود : اركستر ملي سازهاي مردمي قزاق بنام قورمانغاري ، در اين راه به موفقيتهاي چشمگيري نائل و قادر به اجراي آثار بزرگ سمفونيائي شد. ثابت گرديد كه دومبرا- سازي كه در بين مردم بيشتر از همه رواج يافته است- داراي امكانات بزرگ مي باشد..

ادبيات شفاهي ( فولکلور ) و هنر موسيقي قزاق

ادبيات شفاهي ( فولکلور ) و هنر موسيقي قزاق

 

فولکلور ادبيات عاميانه و مردمي است که از جنبه هاي علمي و اجتماعي براي هر ملت و در مجموع مردم جهان داراي ارزش و اهميت بسيار است. ارزش جهاني فولکلور بدان سبب است که دانش عوام هر ملتي آيينه ذوق و هنر و معرف خلق و خوي آن مردم مي باشد و چون غالبا با فولکلور ، ملت هاي ديگر که رابطه تاريخي ، ديني و فلسفي دارند ، مي توانند سفير حسن نيت و پيام آور صلح و دوستي يک ملت نزد ساير ملت ها در جهان باشد. در حقيقت فولکلور ، عامل بسيار مهمي براي پيوند دوستي و رابطه معنوي بين ملت ها است.

قزاق ها چون کوچ نشين بوده اند ، ادبيات شفاهي آنها همواره رو به تکامل داشته است. به عنوان مثال منظومه هاي ادبي حماسي مانند" قوبلاندي" ،" آلپامس" ،" قنبر بهادر" ،" اير طارغن" دهان به دهان ساليان درازي طي کرده تا به عصر حاضر رسيده است. همچنين منظومه هاي عاشقانه "قزجئبک" ،" آيمان شولپان" ، "قوازي ماري کورپش بايان سولو" از آثار اصيل ادبي اين ملت است. آهنگساز مشهوري چون" سي. گ. بوروسيلووسکي" بر مبناي چنان منظومه هايي ، اپراهايي مانند" قيپچاق قوبلاندي" ،" يرتارغن" و" قزجئبک" را خلق کرد و از منظومه هاي عاشقانه اي که ذکر گرديد ، نمايشنامه هاي تئاتري نوشته شد و فيلم سينمايي" قزجئبک" براي استوديو قزاق فيلم در سال هاي 1970 ميلادي اعتبار زنده اي را کسب نمود. کشورهاي زيادي فيلم مذکور را خريداري کرده و با زندگي و آداب و رسوم قزاق ها در گذشته آشنا شدندو مخصوصاً آهنگ فيلم ساخته آهنگساز مشهور قزاق" نور غيسا هم تيلند ياف" تاثير ارزنده اي بر بينندگان آن گذاشت.

شوقان وليخان در اثر ماندگار خود" تنگري" از هنر باقسي گري سخن به ميان آورده که باقسي هاي بزرگ در وقت نمايش شمشيري را در شکم فرو مي برند. آهن گداخته را زبان مي زنند و با تبر بر تن خود ضربه وارد مي کنند و همه اين اعمال را آهنگ به يادگار مانده از اولياي قورميت که به وسيله قوبيز ( آلت موسيقي شبيه ويلون ) نواخته مي شود ، همراهي مي کند. درباره باورها و عقايد قزاق و نيز هنر باقسي گري ، سياحان ، جهانگردان خارجي و محققين آثار ويژه اي را جمع آوري و تأليف کرده اند از جمله يانوشکويچ لهستاني در قرن نوزده در دشت قزاق به سياحت پرداخت و در رابطه با باقسي گري مطالب جالبي جمع آوري کرد. او در تحقيق خود مي نويسد : باقسي وردهايي مي خواند و نام هاي گوناگون خدا را بر زبان مي آورد. در بين اوراد او عزرائيل و جبرائيل هم به گوش مي رسيد. اوليا و فرشتگان را فرا مي خواند. در وقت آواز خواندن شانه هايش تکان مي خورد. بعد ويلرن ( قوبيز ) خودش را به کناري تکيه داد. در آخر به شکم خود چاقو زد و در داخل خانه نمدي همچون پروانه چرخيد.

نقل حکايت فوق درباره باقسي ها و اعمالشان از سوي سياحان و کساني که با چشم خود مشاهده کرده اند ، بيانگر ارزش هنر قوبيز است از اين رو مي توان گفت باقسي ها دو چيز را خيلي دوست مي داشتند و مقدس مي شمردند : اول قورقت ، و دوم قوبيز. گر چه قورقت چهره تاريخي نيست و زاده انديشيه هاي محل ترک زبان است ، ولي در راستاي رشد و گسترش موسيقي قزاق سهم و اثر ارزنده اي داشته است. براساس ديدگاه دانشمندان محققي چون و.بارتولد ، حيرمونسکي ، خ کوراوغلو ، موجوديت قورقت را با شجره افسانه اي طوايف کوچنده ، مرتبط دانسته اند.

ادبيات شفاهي قزاق ها جايگاه خاصي در فرهنگ انساني دارد. اگر از يونان باستان" ايلياد اديسه" به يادگار مانده باشد منظومه حماسي" ماناس" اثر مشترک قزاق و قرقيز است. آثار منظومه حماسي آسياي ميانه و قزاقستان را محققان ارزنده اي چون و.بارتولد و. جيرمانسکي ، و. چيچيروف ا.بوروکف ، ي. برتلس ، م.عيوض اف ، 1. مارغولان ا. قونراتبايف ، م. ماقاوين ، ق. جوماليف مورد تحقيق و مطالعه قرار داده اند.

در هر دوره اي هنر مند و شاعر خاص آن نقش آفريني کرده اند. از اين رو جئراوهاي ارزنده همچون دولت باباتاي اولي ( 1817- 1802 ) شاعر مردمي آقتامبردي (1768- 1675 ) سردار جنگي و جئراو دوسپامبت ( 1523-1490 ) و بخار جئراو مشهور (1781- 1668 ) و مشاور آبلاي خان و فيلسوف ، متفکر قازتوغان جئراو ( متوفي به سال 1420 ) به عنوان پرچمداران هنر و انديشه قزاق ظهور کرده اند. يکي از علل گسترش هنر شعر و خوانندگي در بين قزاق ها علاقه شديد مردم به هنر و ادبيات است. آنها هميشه هنرمندان خود را مورد توجه و تشويق قرار داده اند. هر از گاهي در جشن هاي شبانه با اجراي برنامه هاي هنري که تا ديروقت و صبح هنگام ادامه داشت ، مردم با شور و شعف در آن شرکت مي کردند ؛ امروز بايد مثل گذشته بين مردم و هنرمند آشتي برقرار گردد.

مطلب مهم ديگر درباره آواز خوان (جئراو ) است. درقرن نوزده منظومه هاي "بايان سولو"و"فرهاد و شيرين" با استفاده از قوبيز دومبرا و سرناي به وسيله اوازخوانها اجرا شده است.درسالهاي 50-1930  نورتاي بکه جان موسيقي قزاق را در الگوي اواز خواني ان به نمايش گذاشت وباعث رشدو گسترش ان شد.

      هنر کوي(اهنگ ونواختن دومبرا)در موسيقي قزاق اگر چه به عقيده گروهي از هنر شناسان سابقه طولاني نداردومحصول قرن نوزده وبيست مي باشد اما يک سيستم بنيادي با ويژگي خاص موسيقي هايي است که از قرن 19 موج اسا درخدمت هنرمنداني چون قورمان قاضي(1879-1802)دينابانو(1955-1861)دولت کري(1887-1820)اخلاص دوکن اولي(1916-1843)قرار گرفت و به اوج خود رسيد.

    يکي از کساني که خدمات ارزنده اي به فرهنگ قزاق کرده ا.و.زاتايويچ است.وي در سالهاي بيست قرن 19 طي سفر به قزاقستان با پشتکار و تلاش فراوان موفق به جمع اوري 1500شعر و ترانه شد.او اوازهاي فوق را با نوشتن نت موسيقي ان تکميل کرد و به چاپ رساند.در قرن گذشته اقان سري،  جاياوموسي، ايستامي و امثال انها در کار هنرهمه فن حريف بودندو شعر و اهنگ را خود مي ساختند.اين هنرمندان نمايندگان بارز هنر موسيقي و اواز خواني قزاق بودندو وارثان برجسته اي چون شاشوباي، نارتاي، قالي کنن، ماناربک ،جوسئب بک، غريب الله، قوتباي داشتند.مثلامايرا(1929-1896)چون بهاري زودرس به خزاني زود رس رسيدو در33 سالگي از دنيا رخت بر بست.اما در اين مدت کوتاه از عمر خود توانست قله رفيع هنر خويش را نمايان سازدوتا به امروز ترانه هاي زيبايي از او چون، باغچه پرتيس، گل سرخ و مايرا بر سر زبانهاست.ارکستر فولکلوريک اوترار سازي از گروه هاي موسيقي فيلارموني کشور است که با ويژگي خاص ملي خود در سطح کشور وجهان شناخته شده است و از الات مختلف موسيقي قديمي قزاق ها مانند جتگن، شرتر، شانقوبز، جز قوبز، مس قوبز، سرناي- ساز، سبزغي، اسا تاياق، داوئل پاز، توياق تاس، قونراو استفاده مي کنند.هنر نمايي ارکستر 65 نفري" اوترار سازي" مورد تحسين و تشويق هنرمندان و نويسندگان معروف همچون د.قونايف ت-ن.خرنيکوف(اهنگساز نامي گروس)چنگيز ايتماتوف(نويسنده جهاني قرقيز قرار گرفته است.        

 

نکاتي چند درباره آداب و سنن قزاق ها

نکاتي چند درباره آداب و سنن قزاق ها

آداب سفره و غذاهاي محل

 

قزاق ها احترام زيادي براي سفره يا دستر خان قايل هستند و به سنت پسنديده ي دعاي پس از سفره عمل مي کنند و لو به گفتن يک" الله اکبر" باشد. انواع نان هاي فانتزي و خانگي در سفره آنها يافت مي شود و احترام نان نزد آنان خيلي جدي است. در سفره قزاق هيچگاه نان دور ريخته   نمي شود و گوشت و لبنيات در آن حرف اول را مي زند. غذاي ملي آنها" بس برماق" نام دارد.  اين غذاي گوشتي بسيار مقوي و کامل است و شامل قسمت هاي مختلف گوسفند مي شود.   شير اسب نيز که" قومس" نام دارد يکي از نوشيدني هاي مورد علاقه مردم قزاق است.   از ميهمانان خود با گوشت اسب که نسبتاً گران قيمت است پذيرايي کرده و او را تا دست کشيدن از غذا همراهي مي کنند. سر گوسفند را براي تقسيم کردن در اختيار بزرگ خانواده يا    عضو ارشد مجلس قرار مي دهند تا طبق عادت مرسوم ، هر عضو آن را بين ميهمانان يا    اعضاي خانواده تقسيم کند.

وقتي يکي از همسايگان يا دوستان صميمي و نزديک کسي قصد سفر کند او را مهمان مي کنند.  به اين آداب" جول آياق"= سفر به خير يا" توقم قاغار"= زين گذاري مي گويند.

*

در همسايگي يا در محله اي کسي اگر خانواده ي جديدي ساکن شود ، به رسم" يروليک"= همراهي او را به خانه ي خويش دعوت مي کنند و آشنا مي شوند.

*

اگر يکي از عزيزان نزديک کسي از راه دور مهمان وي شود. او همسايگان و دوستان صميمي خود را به ضيافت غذا دعوت مي کند. متعاقب آن هر يک از مدعوين مزبور مهمان را به خانه ي خود دعوت مي کنند که به آن" قوناق آسي"= رزق يا سفره ي مهمان مي گويند.

*

اگر کس در طول سفر وارد خانه اي شود و مهمان ناخوانده گردد بر طبق رسم قديمي به او" قودايي قوناق"= مهمان خدايي مي گويند. مهمان خداييي از سه روز تا يک ماه مي تواند مهمان باشد بدون آن که اسمي از ايشان پرسيده شود. مگر خودش بخواهد خود را معرفي کند. مهمان دعوت شده براي يک روز مشخص مهمان خواهد بود.

*

اگر کسي به همراه خويشاوندان سببي يا نسبي جشن سرور بزرگي برگزار نمايد ، در خانه ي خود را به روي همه باز نگه مي دارد. هر کس از اهالي محله مي توانند براي تبريک گفتن در جشن حضور يابند. بعضي از مهمانان به نيت فال نيک از سفره ي جشن چيزي برداشته و   به خانه مي برند. به آن" سارقت" مي گويند.

*

از صيادي که از صيد با دست پر بر مي گردد فاميل وي يکي از صيدهايش را به عنوان  "ساوغا"= فال نيک طلب مي کند. در گذشته هاي دور از جنگاوراني که از ميدان جنگ با غنائم بسيار بر مي گشتند نيز به رسم فال نيک زدن ساوغا مي گرفتند.

کودک خانواده اي وقتي براي اولين بار سوار اسب مي شود. به افتخار" پرجه نو"= مرد شدن او گوسفند ذبح کرده و مهماني مي دهند.

*

نوزاد خانواده اي وقتي به سن يک سالگي مي رسد ، رسم" توساو- که سر" را به جا مي آورند. دو پاي کودک را از مچ پا با نخ ابريشمي مي بندند و پا به پا مي برند. از نقطه ي بخصوصي در فاصله ي نزديک به سوي فردي که طفل او را مي شناسد و دوست دارد و به او اعتماد مي کند هدايت مي کنند. وقتي کودک به او مي رسد جمعيت کف مي زنند و يکي از افراد نزديک و صميمي با خانواده ي کودک با قيچي نخ ابريشمي را مي برد و سپس جشن و سرور با آواز خواني و موسيقي دو تار با سفره هاي رنگي بر پا مي گردد. هر کس به نسبت روابط دور و نزديک با خانواده ي کودک هديه اي به او تقديم مي کنند.

*

قزاق وقتي از مراسم عزا بر مي گردد وارد خانه ي ديگري نمي شود. اول به خانه ي خود مي رود.

*

قزاق ها کلاه نو به يکديگر هديه مي کنند ، ولي هيچگاه کلاه استفاده شده را به هديه نمي دهند و باور دارند که باعث کم شدن جمعيت آن ها خواهد شد.

*

آن ها معتقدند اگر انسان از آستانه در با پاي راست وارد خانه شود بهتر است.

*

اگر ستاره اي از آسمان فرود آيد. مي گويند کسي مرده است. و کسي که آن ستاره را بببيند مي گويد: ستاره ام به اوج.

*

موي تراشيده شده را در زير خاک چال مي کنند.

*

اگر پسر بچه اي با چشم باز بخوابد مي گويند که زن وي زيباروي خواهد بود.

*

وقتي شخصيت محبوب و مشهوري در يک خانواده ي قزاق مهمان شده و شب را در آنجا  بگذراند ، فرداي آن روز مادر خانواده کودک خود را به محل خواب آن شخص مي خواباند به نيت آن که فرزند وي نيز مثل او مرد بزرگي شود.

*

اگر کودکي براي اولين بار به همراه پدر يا مادر بزرگ و پدربزرگ خود براي اولين بار به مهماني فاميل ها برود. فاميل هاي مزبور براي او هديه اي در نظر مي گيرند. اين هديه بيشتر اوقات يک به است. بعداً هر وقت که کودک بخواهد مي تواند هديه اش را بگيرد.

*

قزاق ها چاقو و پا گزلگ را به عنوان هديه نمي پذيرند و اگر کسي به اصرار يا به علت عدم آگاهي از مسئله هديه نمايد گيرنده بايد مقدار ناچيزي وجه به طرف مقابل بپردازد تا حکم خريد آن را جاري ساخته باشد.

*

اگر ماري وارد خانه اي بشود. قزاق ها آن مار را نمي کشند. بلکه برسر وي ماده ي سفيد           ( لبنيات ) مي ريزند و بيرون مي کنند. 

*

قزاق ها به ازدواج درون قومي بسيار پايبند هستند و تا هفت پشت با فاميل ازدواج نمي کنند. جشن هاي ازدواج در روستاها و شهرهاي کوچک اغلب با قرباني کردن حيوانات ، برپايي        رقص و آوازه هاي سنتي و بازيهاي مثل اسب سواري همراه است.

 

                                                          ( برگرفته از کتاب سيماي فرهنگي قزاقستان )

 

شعر قزاق ؛ سرود تابناک طبيعت

شعر قزاق ؛ سرود تابناک طبيعت

 

بگذار ترانه ها پرواز کنند

 

دنياي فرهنگ موسيقي شرق ، دنيايي به واقع پهناور و چند سويه است. دنيايي به واقع پهناور و چند سويه است. دنيايي مشتمل بر فرهنگهاي مليتي بي همتا ، مردم عادي و تفاوتهايي که                مي تواند از جنبه هاي مختلف مورد توجه قرار گيرد. زمان و ارتباط نزديک آن با سرگذشت تاريخي مردم ، سنتهاي آفرينشي کلامي و نوشتاري ، نمونه هاي فرهنگ باديه نشيني و شهرنشيني و... 

 يکي از انگيزه هاي مشترک فرهنگ شرق ، سنت خلاقه کلامي است که بصورت مبناي تلفيق شعر و موسيقي درآمد. در فرهنگ کلامي ، واژه و صدا بيش از فرهنگ نوشتاري به هم وابستگي دارند. اين دو در تعريف بسيار به هم نزديکند ، هر دو تنها توسط گوش و احساس و دريافت مي شوند. انديشه چه کلامي و چه موسيقيايي تنها به وسيله صدا بيان مي شود. فرهنگ چادرنشيني در قزاقستان نقش مهمي در پيشرفت فرهنگ کلامي و جهت گيري دو عنصر مهم آن يعني موسيقي و شعر را عهده دار بوده است.

    " گابيت موسرپف " نويسنده قزاق مي گويد : " تاريخ و گذشته ما با رد سم اسبان بر زمينهاي وسيع و پهناور سرزمين مادري ما نوشته شده و مفهوم آن از طريق خواهران دوقلوي شعر و موسيقي براي نسل هاي آينده نگهداري شده است. " ما اگاهي کاملي از فرهنگ و سنتهاي چادرنشيني در اختيار نداريم. ريشه هاي اين فرهنگ در اعماق تمدن قديمي و فراموش شده  باديه نشيني گم شده است. قرن بيستم تغييرات عمده اي را در روش زندگي و ذهنيت ما با خود به همراه دارد و امروزه درک شيوه زندگي بيابان گردي و کوچ نشيني براي ما تقريباً غير ممکن به نظر مي رسد. اين فقدان درک ارتباط ، دليل آن است که چرا موسيقي سنتي زمانهاي گذشته همواره مشکل بوده است. از اين رو يکي از حياتي ترين وظايف پژوهشگران معاصر علاوه بر نگاهداري و حفظ سنتها ، تلاش براي درک آنها ، تفسير آنها و يافتن کليدي براي گشودن در گنجينه معنا و مفهوم آنهاست. و در اين خصوص ، اشعار کمک بسيار زيادي به ما مي کنند.

 اجازه دهيد در ابتدا سيماي گونه هاي مختلف شعر قزاق را بررسي کنيم ، که قوياً به وسيله نوع انديشه باديه نشيني تحت تاثير قرار گرفته است. مورات آئزوف فرهنگ شناس قزاق مي نويسد.

شاعر بيابان گرد همواره خود را در مرکز عالم حس مي کند و هيچ عالم کبير و صغيري براي او به عنوان يک وضع غير واقعي جداي از خودش وجود ندارد.

 شعر قزاق با جهان پيرامون انسان سروکار دارد و آنرا چيزي بسيار نزديک به طبيعت آدمي مي داند و اين هماهنگي ميان انسان و طبيعت ، جزو اصلي تفکر باديه نشيني است.

آئزوف مي نويسد : آدم و عالم اتحادي را بوجود مي آورند. آدم باديه نشين خود را در اين عالم کاملاً مستقل و بي نهايت توانا حس مي کند. اين مطلب به وسيله سخنان کازتو خان شاعر قزاق قرن پانزدهم تاييد مي شود. جايي که مي نويسد : من ابرهايي که بر چهره ماه سايه افکنده اند را پراکنده خواهم ساخت من غبار را از چهره خورشيد خواهم زدود و آنرا دوباره درخشان خواهم ساخت.

اين آزادگي و استقلال ، نمي تواند بدون صداقت و سادگي معنوي والاي انديشه آفريننده آن وجود داشته باشد.

 شعر قزاق ، شعر زندگي واقعي روزمره است. همچنانکه آباي بزرگ مي نويسد : اين جهان لبريز است از سروري تابناک ، تا بي نهايت آراسته شده است بوسيله خالق ، بارور شده است با سينه هاي مادر زمين ، و اين همه بنا شده است بوسيله پدر آسمان.

اين ، شعر مردي بيابان گرد است ، زندگاني لبريز از تحرکي پويا ناشي از تاثيراتي معنوي که بسوي آن جاري اند. هيچ باور افسانه اي و تصويري دروغين در آن وجود ندارد. حقيقت ، خود آنچنان عظيم و متنوع است و چنان فرصتهايي براي خلاقيت در اختيار مي نهد که هيچ نيازي به ابداع چيزي غير واقعي و سوررئال وجود ندارد. در واقع ، شعر قزاق يک سرود مذهبي تابناک از طبيعت است ، همچنانکه کازتوخان مي نويسد : جايي که رودهاي سه گانه جاري مي شوند ، در دره سخاوتمند مثل يک دريا زنده مي شود ، دهکده اي در فرودست ...

تمامي جهان منبع الهام بخش زندگي و در عين حال درخشان ترين توصيف آرزوهاي شاعر است. اعمال انسانها ، ضعف و سستي شان ، آرزوهاشان ، نيازهاشان ، اصول اخلاقي شان ، همه و همه در دنيايي از بادها ، کوهها ، استپ ها ، علف ها ، درختان و غيره زندگي مي کنند.

 دلم مي خواهد از ميان رشته کوهها راهي يابم در ميان ماسه ها درياچه اي حفر کنم ، مردم را جمع کنم و آنها را متعد سازم ،  آنان که در تمام زمين پراکنده شده اند.

 اين عبارات زيبا از شعر آختام بردي که در قرن هفدهم نوشته شده است ، اثبات اين باور است که فضا حد و مرزي ندارد ، که دنيا به گونه اي ناباورانه بزرگ و غير قابل دستيابي است. اين عقايد از اجزاء مهم ذهنيت باديه نشيني به شمار مي آيند.

 کسي که راه بيابان گرد را نمي شناسد هرگز ارزش زمين را درک نخواهد کرد.

 اين عبارت که به وسيله آسان کايگي شاعر قرن هفدهم نوشته شده ، از تجربه زندگي صحبت مي کند. تنها چنين تجربه اي مي تواند تصوير درستي از حقيقت را ارائه کند.

عامل پويا و زنده بسيار مهم ديگر در شعر قزاق ، نزديکي و پيوستگي آن با جهان و رنجها و آلام شاعر است : آنگاه که بميرم زمان باقي خواهد ماند همسرم بيوه اي گريان خواهد بود خويشاوندانم نيز اندوهگين خواهند شد و در گذشتگان به ديدار من خواهند آمد من از اين اندوه سرشار که چه بر سر کودکانم خواهد آمد ، چه کسي اکنون به من ياري مي دهد؟

مشاهده مي کنيم که چگونه حوادث زندگي روزمره در شعر قزاق منعکس مي شود. هيچ چيز در اين شعر ، عظيم يا خارق العاده نيست. هر چه هست احساسات ساده بي تکلف انساني ، لحظاتي شادي و اندوه است. بسياري از اشعار ،در موسيقي بکار گرفته شده اند و به عنوان ابزار پرقدرتي بشمار مي روند که مي تواند آزادي روحي يا رنجهايي غير قابل تحمل به همراه بياورد :مرا ببخش ساز خود را ننواز ، من نمي توانم بر اين درد غلبه کنم ، اين لرز و سرما روان من از وحشت لبريز است و اشکهاي نا منتظر چون باران فرو مي ريزند آنچه که دير زماني به فراموشي سپرده شده بود از نو زنده است و حال ، انديشه ها عذابم مي دهند و چنين حس مي کنم که خود را رها  مي سازم ، زمين را وامي گذارم

( آباي Abai )

بگذار ترانه ها پرواز کنند آن دم که سرمست و مسرورم که گوهرها را در راه مي افشانم اينک سازي برگير و همچون من آواز بخوان آوازي رساتر و رساتر از آست ( Aset ).

دستانت را به من بده من خون پدرانمان را حس مي کنم استپ وسيع است و باز و اسبان وحشيانه مي تازند چندان دور آنجا که تنها ستارگان باقي مي مانند آنجا که هرگز سراب را در شبانگاه نخواهي ديد و اين چنين ما پرواز مي کنيم : و تمام هراسها از ما دور مي شوند.

باد در کنار ما پرواز مي کند ، ما بس ناتوان و رنجور ، در شهرهايي چنين بزرگ و غبار گرفته نياز به گستره اي دارد براي زيستن و من نيز در تمامي اين عبارات نواي پويايي و تحرک رسم و سنت کهن قزاق يعني کوچ به گوش مي رسد جوهر مايه شعر قزاق که شامل تمام انواع احساسات و عواطف ، تصاوير و سمبل هاست.

شعر قزاق فاقد تزئينات و آراستگي هاي ادبي ، اما عميقاً فلسفي است. مفاهيم آن در قالبي پويا و  پر تحرک بيان شده اند که حقيقتاً به تنش ها و هيجانات احساسي موسيقي نزديک است. زبان موسيقي ناشناخته ترين و پنهاني ترين زواياي ذهنيت ما را در خود دارد. موسيقي به حافظه احساسي مربوط مي شود که درخشانتر و حساستر از حافظه معمولي است. احتمالاً اين امر دليل آن است که چرا نواهاي موسيقي کهن مي توانند چيزي ناشناخته را در روح ما لمس کنند.   

چيزي بسيار شکننده و عزيز موسيقي به مردم اطمينان قلبي مي دهد. آنها را با اين احساس که تنهانيستند ، اين که چيزهايي وجود دارند که مردم را به فرهنگ و سرزمين آنها پيوند مي دهند ، حمايت مي کند. شناخت و توصيف موسيقي همواره بوسيله سمبلهايي صورت مي گيرد که ما آنرا در مقاله حاضر شعر تعبير کرديم.

                      

آباي شخصيت اجتماعي اصلاح گر

.

آباي شخصيت اجتماعي اصلاح گر

                                                                                                                                                        
خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد:
انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا (سوره حجرات, آية 13)

ما شما (انسانها) را از مرد و زن آفريديم و شما را به صورت ملل و قبيله هاي مختلف قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد.                                                                                                 

خلقت بشر بر اساس آيات الهي بر پايه زيست جمعي و زندگي اجتماعي قرار گرفته است و با توجه به گسترش دامنه حيات بشري, زندگي اجتماعي روز به روز كاملتر, گسترده تر و ابعاد جديدي به خود گرفته است, اما يكي از مشكلات بشر از آغاز تا امروز به ويژه در ابعاد امروزين آن فقدان عدالت اجتماعي به معناي عدم برخورداري از مزاياي زندگي اجتماعي براي همگان مي باشد و به تعبيري مي توان گفت تامين حد اقل هاي زندگي در هر عصر و دوره اي براي تمام افراد جامعه از آرزوهاي بشري بوده و هست, از اينرو در گذشته تاريخ حيات اجتماعي انسانها, شاهد حركت ها و جنبش هاي اجتماعي براي تامين عدالت اجتماعي مي باشيم. و از همين منظر وقتي به ارسال رسل و بعثت پيامبران نگاه مي افكنيم , در دلايل و حكمت هاي بعثت پيامبران از سوي خداوند مي توان به دو مساله مهم اشاره كرد, يك, راهنمايي بشر براي رسيدن به نقطه اوج كمال و معنويت و ديگري تامين عدالت اجتماعي, چه اينكه بدون تامين عدالت اجتماعي سير تكامل هموار نخواهد شد و ظهور و حضور مصلحان اجتماعي نيز از اين نظر قابل درك مي باشد, مصلحان و متفكران اجتماعي افراد و شخصيتهايي هستند كه وضع موجود را بر نمي تابند و در پي ايجاد اصلاحات اجتماعي هستند تا همگان از مزاياي حيات جمعي بهره مند شوند و سير رشد و تعالي را به آساني طي نمايند و البته بايد اذعان داشت كه مصلحان اجتماعي كه از معنويت,  دانش, خرد, علم و انديشه برخوردار بودند, معمولاً  از موفقيت و كامروايي بيشتري سود جستند و حركت ها و اصلاحات اجتماعي پايداري را به سرانجام رسانده اند  البته اين بدان معني نيست كه حركت ها و اصلاحات اجتماعي ايشان هميشه همراه با انقلاب اجتماعي بوده است, چه بسا انديشه ها, آرا, و افكار اجتماعي يك مصلح اجتماعي در طول زمان, و طي ساليان متمادي , در روش و شيوه حيات اجتماعي يك جامعه اثر گذاشته باشد بطور مثال انديشه و  تفكرات شخصيتهاي كم نظيري مانند فردوسي, حافظ, سعدي, مولانا جلال الدين, ناصر خسرو, ابوسعيد ابوالخير, خواجه يوسف همداني, شيخ نجم الدين كبري, خواجه احمد يسوي, فارابي, و .... . در طي ساليان سال در حيات اجتماعي جوامع مختلف اثر گذار بوده و هست, اگر از اين منظر و چشم انداز به شخصيت ملي و ارزشمند قزاقستان جناب آقاي آباي نگاهي بيافكنيم, آباي را يك شخصيت  فكري, فرهنگي با ايده ها و انديشه هاي اصلاح اجتماعي مي يابيم گويا  دست تقدير كونان باي را وا مي دارد كه از ميان فرزندان خويش ابراهيم يا تلي قره يا  همان آباي مشهور را  از سن هشت سالگي به مدرسه امام احمد رضاي شهر سمي پلاتينسك بفرستد و اين نوجوان پرورش يافته در دامن صحرا, به مدت پنج سال در اين مدرسه تحصيل نمايد و با علوم ديني و ادبيات شرق بويژه ادبيات كلاسيك ايران و با زبان فارسي و عربي بخوبي آشنا و مانوس گردد و با خواندن اشعار شاعران بزرگ فارسي زبان همچون فردوسي, سعدي, حافظ, نظامي و ديگران ضمن انگيزش نيروي شاعري خود, ميل و رغبت اش را به تفكر و انديشه هاي اصلاح گران اجتماعي بيشتر نمايد و علاقه خاصي به مطالعات و تفكر پيدا  نمايد.

طبع فطري و رشد و نمو در طبيعت زيبا و پر نشاط, وقتي توام با علم آموزي و حضور در دنياي جديد و پيراموني شود و با نبوغ و استعداد ذاتي همراه گردد, از افراد شخصيتهايي مي سازد كه فراتر از خويش گام برداشته و يك جامعه را مي توان در ايشان يافت و نگاه آرماني و درخشنده اي را در آنها مي توان پي گرفت, گرچه تحصيلات آباي در شهر به درخواست پدر و حضور در عرصه فعاليت هاي اجتماعي در ايل و اوبه ها, نا تمام ماند اما همين برگشت اوليه آباي پس از يك دوره آموزش هاي سنتي و آشنايي با كتاب, علم و زندگي شهري, از او فردي متمايز و متفاوت از ديگران مي سازد و آباي نوجوان در همان برخوردهاي اوليه بعد از مراجعت از شهر و آموختن علم و انديشه, روح عدالت خواهي و نو دوستي را در وجودش به نمايش مي گذارد و در نگاه آباي برخورد سنتي, غير منطقي و غير انساني كونان باي و ساير آق سقل ها و بزرگان ايل با موضوع شايعه اتهامات وارد بر قدر و عروسش كامكا و نوع رفتار خشن و شكنجه پيرمردي كه بعلت آزار ديگران بهمراه عروسش دور از اوبه ها زندگي مي كند و به ياد تنها فرزند از دست رفته اش «كوتشران», مي سوزد, رفتاري برخاسته از جهل, خود بزرگ بيني و خود كامگي است و سر چشمه آن  در بي عدالتي و ظلم است و اين حركت  روح معصومانه اين نوجوان را آزار مي دهد و اين نقطه آغاز تقابل آباي با سنت هاي غلط اجتماعي است و انديشه و تفكر آباي را به ظهور مي رساند, نگاهي كه در آن رنج و زحمت و شكنجه و آزار انسان ها براي او آزار دهنده است و نجات و رفاه و عدالت اجتماعي جامعه براي او آرزويي دست يافتني است و آباي در اين تقابل از سنت هاي نيكو و خصال ارزشمند گذشتگان و انديشه بزرگاني چون حافظ, سعدي, فردوسي, نظامي, فضولي, نوايي بهره مي برد و يا با تكيه بر پاكي, صداقت, عطوفت و مهرباني زيره و اولژان, مادربزرگ و مادرش اين سير را طي مي نمايد و روح و جان آباي با اين انديشه هاي عدالتخواه پيوند مي خورد و در ارتباط با صاحبان ذوق و انديشه كه بسان مسافر و مهمان در اوبه اولژان حضور پيدا مي كنند مانند حيبت خان و ديگران, روح اجتماعي و عدالت خواه او صيقل مي خورد و اين تقابل و مبارزه آباي  با جهل و خرافه و سنت هاي غلط همچنان ادامه دارد و آباي هر روز بيشتر از گذشته از دانش و تجربه هاي ارزشمند بهره گرفته و مي رود تا به عنوان يك اصلاح گر اجتماعي نقش ايفا كند.

آباي, در انديشه اش سربلندي, سرافرازي و رفاه و آزادي اجتماعي مردمش, را جستجو مي كند و اين تفكر ارزشمند باعث مي شود حتي در برابر اعمال و كردار كونان باي كه پدر اوست بايستد و مخالفت آباي با رفتار هاي ظالمانه پدر و همفكرانش از مراحل عادي و كم هزينه شروع مي شود و تا مخالفت صريح و آشكار ادامه مي يابد.

در نگاه آباي  رفتار ظالمانه سران قبايل و حاكمان ناشي از فاصله گرفتن از سنتهاي پسنديده گذشتگان و جهل و فقدان دانش اندوزي و علم آموزي است. آباي توسعه و ترقي و رفاه و عزت و سربلندي قوم و ملت خويش را پي مي جويد و به نظر او با تكيه بر ارزشهاي جامعه خويش, بهره مندي از اصول اساسي ديني و تجربيات ارزشمند بشري و علم و دانش مي توان به جامعه مطلوب رسيد. آباي براي آشنايي با  جهاني كه پيرامون اوست حركت جديدي را شروع مي كند. آشنايي آباي با زبان روسي و تلاش براي يا د گيري آن و استفاده مستقيم از آثار بر جسته ادبي روس نظير تولستوي و پوشكين براي او دريچه اي جديد به حيات اجتماعي مي گشايد و  چون در آغاز راه بود گمان برد كه هر چه در جهان هستي است در فرهنگ و ادبيات روس خلاصه مي شود و با عدم اطلاع كامل از فرهنگ مشرق زمين نگاه به كتابهاي روسي دوخته بود ولي دوست و همراه و سرمشق منصف و روس زبان او كه بسان معلمي مجرب براي او بود, او را بيدار مي كند كه همه ملتها داراي فرهنگ و تمدن خاصي خويش هستند  و تمدن بشري وام دار مشرق زمين مي باشد و آباي و روح او دوباره صيقل مي خورد و هر چه جلو تر مي رويم او را در تفكر اجتماعي عميق تر  و نظرش را به صواب نزديك تر         مي يابيم.  آباي حكومت و قدرت را كه كونان باي براي او رقم زد كنار مي زند صرفاً بر اساس اين تفكر كه حكومت كردن و قدرت بايد با بينش و دانش همراه باشد و با عدم پذيرش قدرت, براي تحصيل و دانش دو باره به شهر مي رود. سرزنش زيره, اولژان, ديلدا و خانواده خود را بر خويش مي خرد اما دست از تحصيل علم و دانش اندوزي بر نمي دارد تا با ايده روشن و بر گرفته از علم و دانش و ارزشهاي بشري گام در جامعه نهد و مرجع فكري و اجتماعي جامعه خود شود.

از نگاه آباي ساخت اجتماعي كوچكي مانند خانواده نيز از آسيب هاي اجتماعي خاص رنج مي برد چه اينكه از نگاه اصول ديني و  بشري, تشكيل خانواده براي رسيدن بشر به آرامش و سكون اجتماعي و تربيت فرزنداني پاك سرشت و لبريز از عشق و محبت براي جامعه است كه جامعه بالنده از خانواده پاك سرچشمه مي گيرد, و خانواده اي مي تواند در جامعه اثر بخش باشد كه از صداقت, عشق, محبت و همراهي آغاز شده باشد و اين هنگامي است كه  در انتخاب همسر و شريك زندگي رأي و نظر طرفين و عشق و محبت ايشان به يكديگر وجود داشته باشد وگرنه وفا, صداقت و محبت رخت بر مي بندد. آري خانواده مي تواند جايگاه مناسبي براي تكامل جامعه باشد, ولي سنت هاي غلط اجتماعي مانع است و آباي خود دچار اين سنت غلط اجتماعي مي شود, زندگي آباي و ديلدا و رابطه اوليه آباي با فرزندان ديلدا حكايت تلخي است, آيا اين از حقوق اجتماعي و اوليه ديلدا و آباي نيست كه از يك زندگي سرشار از عشق و محبت برخوردار باشند و آيا اين از حقوق ايشان نيست كه به فرزندان خويش عشق و محبت بورزند, ولي وقتي اين حقوق اوليه اجتماعي از ايشان سلب شود, كانون خانواده به سردي مي گرايد و ديگر آن نقش ماندگار را نخواهد داشت و يا حمايت آباي از ستم ديدگان از ناحيه كونان باي, ميبر, توژقان, عظيم باي و ... نگاه عدالت  محور آباي را نشان مي دهد, و سخن سخت سنجيده و درشت آباي در برابر  ظالماني كه نمي خواستند درد ستمديدگان را بشنوند و رسيدگي به حالشان كنند و در عالم شعر و شاعري خويش گم شده بودند, چه بود, آباي چه مي گفت: شعر شاعري كه از رنج و درد و آلام جامعه نكاهد به چه دردي مي خورد. از نگاه آباي علم, دانش و قريحه شعر و شاعري و حكومت و ... همه و همه  محملي است براي خدمت به جامعه و هنگامي جامعه رشد مي كند و به تعالي مي رسد كه همه چيز در خدمت جامعه باشد و بدين جهت است كه آباي در دوره هاي  مختلف تكامل فكري و اجتماعي خويش  خود به يك متفكر و مصلح اجتماعي ارتقاء مي يابد و مأمن و منزلگاه افرادي مي شود كه به دنبال اصلاحات اجتماعي مي باشند, البته از نگاه آباي,  تكيه بر گذشته ارزشمند و پايدار و مثبت و استفاده از دانش امرزوين موجب ترقي و تعالي جامعه خواهد شد و بايد گفت در حال حاضر جامعه قزاقستان كه پانزده سال از استقلالش مي گذرد و در جامعه اي كه به سوي جهاني شدن حركت مي كند نكته مهم استفاده از ايده هاي ارزشمند مصلحان اجتماعي خود است . به نظر مي رسد اصول تفكرات اجتماعي آباي انتخاب مناسبي است براي تعالي جامعه امروز قزاقستان است كه  به اهم آنها اشاره مي نماييم:

1. تكيه بر گذشته ارزشمند و تاريخي خويش
2. حفظ هويت اجتماعي , سنتي و تكيه بر روح شرقي
3. بهره مندي از علم و دانش هاي نوين
4. عدالت و رفاه اجتماعي

البته اين موضوع مستلزم  تحليل عميق و همه جانبه مي باشد, ولي اينجا بعلت ضيق وقت سعي كرديم تا پيرامون مهمترين مواردي كه در رشد و تكامل شخصيت برجسته اي چون آباي كونان بايف تاثير داشته است, صحبت نماييم.

دنباله گفتگو با اعضاي هيئت قزاقستاني

دنباله گفتگو با اعضاي هيئت قزاقستاني
 طي 10 سال گذشته 250 خانوار قزاق از ايران به قزاقستان کوچ کرده اند 

 بخش دوم ( آخر)

اقتصاد گلستان- به منظور بررسي و تحقيق درباره تاريخ و زندگي فعلي قزاق هاي ايران، هيئتي از کارشناسان و مورخان جمهوري قزاقستان، در هفته اول مرداد 85 به گرگان سفر کردند. افراد اين هيئت عبارت بودند از:          1- اوتونجي کوشباي، کارشناس ميراث فرهنگي و مسئول بخش تاريخ موزه استان مانقشلاق.   2-  يسبرگن اينگرباي، سردبير روزنامه آق کتک آرايي. 3- نياز توپش، مترجم زبان فارسي و استاد دانشگاه آق تاو. در بخش نخست اين گزارش نظر خوانندگان را به گفتگويي که با آقاي کوشباي انجام شده بود جلب کرديم و در اين شماره گفتگو با ديگر اعضاي اين هيئت به تقديم خوانندگان مي شود.

س: لطفا خودتان را براي خوانندگان ما معرفي کنيد و هدف از سفرتان را بفرماييد؟


ج:  من نياز توپش متولد 1336 در گنبد هستم، تا ده سال پيش در گنبدکاوس زندگي مي کردم. کارشناس زبان انگليسي از دانشگاه علامه طباطبائي تهران هستم. پيش از کوچ کردن به قزاقستان در مدارس مينودشت، گاليگش و گنبد زبان انگليسي تدريس مي کردم، بعد از فروپاشي شوروي سابق، شرايط برگشت به موطن اصلي يعني جمهوري قزاقستان بوجود آمد و من مسئول کوچ عده اي از قزاق هاي ساکن در گنبد، گرگان و بندرترکمن بودم و اولين سري از کوچ و بازگشت قزاق ها از ايران به قزاقستان در مهرماه سال 1374 انجام شد که در آن سال ما حدود 70 خانوار بوديم که از طريق درياي خزر و با کشتي ميرزاکوچک خان جنگلي به قزاقستان کوچ کرديم. و به دنبال آن کوچ قزاق ها به قزاقستان ادامه يافت، بطوريکه تاکنون 250 خانوار از ايران به قزاقستان کوچ کرده اند.
من در حال حاضر در شهر آق تاو، پايتخت مانقشلاق انگليسي تدريس مي کنم و در کارهاي تحقيقاتي با مسئولان شهري و نويسندگان همکاري مي کنم. هدف از سفر ما آشنايي با مهاجرت قزاق ها از روسيه آن زمان به ايران از زبان ريش سفيدان است.
همانگونه که اطلاع داريد اين قزاق ها از سال 1928 تا 1932 ميلادي و به سال شمسي از سال 1309 تا 1311 از روسيه به ايران مهاجرت کردند و در شهرهاي گنبد، گرگان و بندرترکمن مستقر شدند. هدف ما بررسي اوضاع تاريخي و دگرگوني هاي زبان، آداب و رسوم اين قوم در طول 70 سال گذشته در ايران است و ما اين کار مطالعاتي را براي اداره ميراث فرهنگي قزاقستان و به دستور رئيس جمهور اين کشور انجام مي دهيم.
س:  قزاق هاي ايران در کدام شهرهاي قزاقستان مستقر شدند؟
ج:  قزاق ها عمدتا درشهر آق تاو، مرکز استان مانقشلاق و شهر نو اوزن (اوزن جديد) مستقر شده اند و از وضعيت خوبي هم برخوردارند.
س:  گويا تعدادي از خانواده ها دوباره به ايران برگشته اند؟
ج:  بله، از اين تعدادي که از ايران کوچ کرده اند، حدود 25 خانواده در سال 1381 دوباره به ايران مراجعت کردند و در شهرهاي گنبد، گرگان و بندرترکمن ساکن شدند.
 س:  آيا کوچ قزاق ها از ايران ادامه دارد؟
ج:  حالا کوچ قزاق ها کمتر شده، زيرا تغييراتي در قانون اداره مهاجرت قزاقستان بوجود آمده. در گذشته به هر نفر قزاق در موقع کوچ بابت هزينه هاي سفر و اسکان 600 دلار کمک مالي مي شد تا آنان در آنجا مستقر شده و به کار و زندگي بپردازند و امکانات ديگري هم قائل بودند. اما براساس قوانين جديد اين حمايت ها برداشته شده و افراد کوچنده از کمک  مالي و مسکن محروم شدند.
س:  لطفا درباره ارازمحمد تورمحمد که چهره ملي قزاقستان ذکر شده و شما به دنبال ردپاي او آمده ايد توضيح دهيد؟
ج:  ارازمحمد تورمحمد يکي از چهره هاي ملي قزاقستان است. او در زمان رضاشاه از دست روس ها فرار کرده و به ايران پناهنده مي شود و بعدها او را دستگير مي کنند و مي برند. او روحاني و دانشمند زمين شناس بود و به همين خاطر به دستور رئيس جمهور قزاقستان سال آينده جشن بزرگي به منظور تجليل از او در سطح قزاقستان به عمل مي آيد و در اين خصوص کتاب ها نوشته مي شود و فيلم هاي مستند توليد مي شود و ما هم تلاش مي کنيم کتابي درباره زندگي او در قزاقستان، ترکمنستان و ايران تهيه کنيم. البته در گذشته کتابها و مقالات زيادي درباره زندگي و مبارزات وي با روس نوشته و چاپ شده است.
س: در پايان اگر حرفي با خوانندگان ما داريد بفرماييد؟
ج:  من اولا براي دست اندکاران نشريه اقتصاد گلستان توفيق آرزو دارم و از اينکه به عنوان تنها نشريه استان و ايران براي گفتگو به سراغ ما آمده ايد تشکر مي کنم و براي همه خوانندگان شما سلامتي و سعادت آرزو دارم.
قزاقستان نشريه خصوصي ندارد
 س: لطفا خودتان را معرفي کنيد و درباره کارتان توضيح دهيد؟
ج:  من يسبرگن اينگرباي، روزنامه نگار و مدير مسئول هفته نامه آق کتک آرايي در استان مانقشلاق هستم.
س: آيا تا به حال به ايران سفر کرده ايد و درباره ايران چه مي دانيد؟
ج: اين اولين سفر من به ايران است. اما ايران گذشته را از طريق کتاب هاي سعدي، خيام، فردوسي و حافظ مي شناسم و مي دانم که ايران کشوري بزرگ و با تمدن است. من در اين سفر پي بردم که ايران هنوز هم بزرگ و معروف است و از تمدن و فرهنگ بالايي برخوردار است و من از سفر به ايران و گرگان خوشحالم.
س:  لطفا درباره مطبوعات استان مانقشلاق بفرماييد؟
ج:  من 38 سال است که روزنامه نگاري مي کنم. متولد 1950 هستم. زندگي و تحصيلات اوليه را در شهر کراسنوادسک (ترکمنباشي) ترکمنستان گذراندم. در همان موقع که به مدرسه مي رفتم، در روزنامه محلي که در کراسنودسک به زبان قزاقي منتشر مي شد همکاري مي کردم. بعد دوره دانشگاهي را در رشته روزنامه نگاري در شهر آلماآتا، پايتخت قزاقستان گذراندم. بعد دوباره به کراسنودسک برگشتم و در بخش ادبي همان روزنامه به عنوان سردبير بخش ادبي کار کردم و بعد پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 به قزاقستان رفتم و در بندر آق تاو ساکن شدم. من شش سال در تلويزيون کار کردم.
س:  در استان مانقشلاق چند نشريه چاپ مي شود و در چه وضعيتي هستند؟
ج:  در استان ما جمعا17  نشريه چاپ مي شود که اغلب آن هفته نامه هستند و من مدير مسئول هفته نامه آق کتک آرايي هستم. که در آق تاو چاپ و منتشر مي شود، من از سال 2002 ميلادي اين نشريه را به راه انداختم و در حال حاضر چهار نفر کادر اصلي اين هفته نامه است که با دو نفر خبرنگار کار مي کند.
اين نشريه در 1000 نسخه و در چهار صفحه که صفحه اول و آخر آن رنگي و صفحات وسطي آن سياه و سفيد است منتشر مي شود. اين نشريه يک نشريه دولتي است و در آن کشور، نشريه خصوصي نداريم.
س: هزينه و درآمد اين نشريه چگونه است؟
ج:  بابت اين هفته نامه هرسال 2/5 ميليون تنگه که واحد پول قزاقستان است، از بودجه دولتي داده مي شود که هر 120 تنگه يک دلار است. ما با اين پول حقوق کارمندان و خبرنگاران و پول کاغذ و چاپ را مي دهيم و بعد هر نسخه را 20 تنگه مي فروشيم و درآمد آنرا هم صرف کارهاي نشريه مي کنيم. بطوريکه زندگيمان به راحتي از طريق چاپ و نشر اين هفته نامه مي گذرد و ما به غير از روزنامه نگاري کار ديگري انجام نمي دهيم.
س:  نام نشريه چه معني دارد؟
ج:  آق کتک، نام يکي از شهرهاي قديمي استان است و در حال حاضر پرشفشنکه ناميده مي شود و به معني محلي زيبا و سفيد است، اين نشريه مخصوص اين شهر و حومه آن است. شهر پرشفشنکه حدود 120 کيلومتري شمال آق تاو قرار دارد و يک از شهر هاي کوچک در استان مانقشلاق مي باشد. استان مانقشلاق داراي 4 شهرستان است که مرکز آن شهر آق تاو، با جمعيتي حدود 200 هزار نفر مي باشد.
س:  آق تاو تنها بندر ساحلي قزاقستان است، آيا اين شهر رابطه نزديکي با شهرهاي ساحلي خزر دارد؟
ج:  بله، آق تاو تنها بندر ساحلي و صادراتي قزاقستان است و بزودي محل برگزاري جشنواره دوستي ساحل خزر با شرکت مقامات پنج کشور ساحلي شامل روسيه، ترکمنستان، قزاقستان، ايران و آذربايجان خواهد بود. که اين جشنواره دوستي در پائيز امسال برگزار خواهد شد و مردم شهر از هم اکنون در تدارک آن جشن بزرگ هستند.
س:  ايران را چگونه مي بينيد؟
ج:  ايران کشوري بزرگ و قديمي، با تمدن و فرهنگ غني است و براي ما که کشور تازه استقلال يافته هستيم، چيزهاي زيادي براي ياد گرفتن دارد، بنابراين لازم است که رابطه دو کشور گسترش يابد و ما از تجربيات و دانش مردم ايران در زمينه هاي مختلف اقتصادي و کشاورزي بهره ببريم.
س:  و سخن آخر؟
ج:  در پايان من از شما که به سراغ ما آمديد، تشکر مي کنم و برايتان موفقيت آرزو مي کنم. چند نسخه از نشريه شما را به عنوان يادگاري دريافت کردم و در نشريه خود، از طراحي صفحات و مطالب آن استفاده خواهيم کرد

هيئت قزاقستان در گرگان

هيئت قزاقستان در گرگان:قزاق هاي گرگان بخشي از تاريخ ملت و کشور قزاقستان هستند 

 بخش اول

به منظور بررسي و تحقيق درباره تاريخ و زندگي فعلي قزاق هاي ايران، هيئتي از کارشناسان و مورخان جمهوري قزاقستان، در هفته اول مرداد 85 به گرگان سفر کردند. افراد اين هيئت عبارت بودند از:
1- اوتونجي کوشباي، کارشناس ميراث فرهنگي و مسئول بخش تاريخ موزه استان مانقشلاق.
2- يسبرگن اينگرباي، سردبير روزنامه آق کتک آرايي.


3- نياز توپش، مترجم زبان فارسي و استاد دانشگاه آق تاو.
 در بخش نخست اين گزارش نظر خوانندگان را به گفتگويي که با آقاي کوشباي انجام شده است جلب مي کنيم. در شماره هاي آينده خوانندگان با ديگر اعضاي اين هيئت آشنا خواهند شد.
به دنبال ردپاي ارازمحمد تورمحمد،
از چهره هاي ملي قزاقستان در ايران
ع  لطفا خودتان را معرفي کنيد و هدف از سفر به ايران را بفرماييد؟
ظ   من اوتونجي کوشباي، کارشناس بخش تاريخ و ميراث فرهنگي استان مانقشلاق هستم. هدف از سفر به ايران بررسي و تحقيق تاريخ 70 ساله حضور قزاق ها در ايران براي نوشتن کتاب تاريخ معاصر قزاق هاست.
حضور قزاق ها در ايران که 70 سال پيش از دست کمونيست ها فرار کرده و به ايران مهاجرت کرده اند، با فراز و نشيب ها و دشواري هايي همراه بوده و برادران قزاق  ما در آن سال ها سختي هاي زيادي را متحمل شده اند. اين مهاجرت بخشي از تاريخ قزاقستان است و ما به دستور رئيس جمهور قزاقستان در حال تهيه کتاب اين بخش از تاريخ قزاقستان هستيم تا بتوانيم يافته هاي خودمان را به نسل آينده انتقال بدهيم.
ع  مانقشلاق در گذشته يکي از مراکز تمدن و فرهنگ قزاقستان و آسياي مرکزي محسوب مي شود و ما در اغلب کتاب هاي تاريخي به نام مانقشلاق برخورد مي کنيم، لطفا در مورد نام آن و نيز تاريخ آن بفرماييد؟
ظ  بله، امروزه بزرگترين و مهم ترين آثار تاريخي قزاقستان در استان مانقشلاق قرار دارد. در تمام نقاط قزاقستان 25 هزار يادگار تاريخي وجود دارد که نصف آن يعني 12 هزار و 500 اثر تاريخي در استان مانقشلاق است و تا به حال درباره آثار تاريخي اين استان کتاب هاي زيادي نوشته شده است و اما در مورد نام آن بايد بگويم که در سال هاي گذشته اين استان يکي از مناطق بسيار خوش آب و هواي قزاقستان بود و به معني هزار مکان قشلاقي است، با مراتع و چشمه سارها و درختان فراوان است و اين کلمه بيانگر خوش آب و هوا بودن آن منطقه است.
ع  رابطه قزاقستان را با ايران چگونه مي بينيد؟
 ظ  در حال حاضر قزاقستان با ايران رابطه چنداني ندارد، اما فکر مي کنم به خاطر موقعيتي که ايران دارد در آينده رابطه ما با ايران گسترش خواهد يافت. در اين رابطه مراد عوض اف که پسر نويسنده بزرگ تاريخ قزاق به نام مختار عوض مي باشد، در رابطه با لزوم توسعه روابط با ايران کتابي در دست تهيه دارد که در آينده چاپ خواهد شد.
ع  ديدگاه شما درباره تاريخ و تمدن ايران چيست؟
ظ  من درباره تاريخ، فرهنگ و تمدن ايران قديم مطالعات زيادي دارم و اما از تاريخ جديد ايران هيچ اطلاعي ندارم. مي دانم که ايران از تاريخ و تمدن قديمي و مهم برخوردار بوده است و بدين لحاظ فکر مي کنم در آينده روابط سياسي و اقتصادي قزاقستان با ايران بيشتر خواهد شد.
ع   درباره بندر ساحلي آق تاو در کنار درياي خزر که تنها بندر صادراتي قزاقستان است بگوييد؟
ظ   آق تاو تنها بندر و تنها شهر ساحلي قزاقستان در کنار درياي خزر است و تنها راه مبادلات اقتصادي و فرهنگي بين پنج کشور ساحلي از طريق درياست. من فکر مي کنم که در آينده ارتباطات سياسي، اقتصادي، فرهنگي بين کشورهاي ساحلي توسعه خواهد يافت. اين نکته را هم اضافه کنم که در حال حاضر آق تاو مرکز استان مانقشلاق است و از 350 هزار نفر جمعيت استان حدود 165 هزار نفر آن در بندر آق تاو زندگي مي کنند. اين بندر نبض اقتصادي و تجاري جمهوري قزاقستان است. البته در سال هاي گذشته به اين بندر توجه زيادي نشده، اما بعد از استقلال قزاقستان اهميت اين بندر دوچندان شده و وضعيت مردم آن نيز به نسبت بهتر شده است.
ع آيا هدف از سفرتان فقط بررسي اوضاع تاريخي قزاق هاي ايران است؟
ظ  البته ما هدف ديگري هم داريم و آن بررسي وضعيت خانواده و بستگان مرحوم ارازمحمد تورمحمد، يکي از چهره هاي ملي قزاقستان است که وي در زمان رضاشاه از دست روس ها فرار کرده و به ايران مي آيد و بعد توسط ماموران روسي در ايران دستگير و در ترکمنستان تيرباران مي شود، ما در حال حاضر درباره حضور وي در ايران تحقيق مي کنيم و با خانواده وي که در بندرترکمن زندگي مي کنند، گفتگو کرديم و اطلاعات گرفتيم.
ما قصد داريم در سال 2006 براي تجليل از آن مرد بزرگ تاريخ معاصر قزاقستان و دانشمند معروف و روحاني بزرگ به مناسبت يکصدوبيست و پنجمين سال تولدش جشن بزرگي در سطح قزاقستان برگزار کنيم و در اين رابطه کتاب جديدي را بر اساس يافته هاي خود در ايران، تنظيم و چاپ کنيم.
 ع در اين سفر گرگان را چگونه ديديد؟
ظ گرگان شهري بزرگ و زيباست، و مردماني مهربان و مهمان نواز دارد. قزاق ها از زندگي در اين شهر راضي هستند. ما در اين چند روز فرصت گردش کردن و ديدن نقاط زيباي شهر گرگان را نيافتيم و همه اش در حال تحقيق و بررسي کارمان بودم. با اين وجود فکر مي کنم که اين سفر برايمان پربار خواهد بود.
ع  از شرکت شما در اين گفتگو تشکر کرده و برايتان توفيق و سلامتي آرزو دارم.
ظ  من هم از شما و ديگر دست اندکاران نشريه اقتصاد گلستان که اين گفتگو را انجام داديد تشکر مي کنم. اگر اين گفتگو را چاپ کرديد برايمان بفرستيد که خوشحال خواهيم شد.

قوم قزاق

قوم قزاق، از اقوام قديمي آسياي مركزي مي باشد. در طول تاريخ، فراز و نشيب هاي گوناگوني را طي كرد تا در مرحله اي از بالندگي فرهنگي، ادبي؛ ادبيات مكتوب اين قوم نيز شكل گرفت. شناخت تاريخ، فرهنگ و ادبيات اين قوم ديرپا و سلحشور براي ايرانيان حائز اهميت فراوان است. نام قزاق در استان گلستان نامي آشناست ليكن اين شناخت فاقد درك عميق از ويژگيهاي فرهنگي، اجتماعي و خاصه هاي قومي آنان است. مي دانيم كه قزاق عنوان هنگهائي بود كه در امپراتوري تزاري گارد سلطنتي از آنها تشكيل مي يافت و در سركوبي شورشيان بي مضايقه عمل مي كردند. اين افراد از بين قومي انتخاب مي شدند كه مثل قزاقهاي ترك تبار از اردوي زرين جدائي اختيار كرده و زندگاني مستقلانه داشتند. شباهت موضع و نحوه معيشت آن يهوديها به وضع و شيوه حيات همسايگان تركشان موجب اطلاق عنواني مشابه شده است. استقلال طلبان ترك، قزاق ناميده شدند و جدائي طلبان اسلاو به كايساك (كاساك) موسوم گرديدند. وقتيكه هنگهاي نمونه روسي مورد توجه ناصرالدين شاه قاجار در حين عبورش از روسيه، ضمن سفر به اروپا، واقع شد، بنا به درخواست وي، واحدهائي از آنها در ايران نيز بوجود آمد كه خشونت و قساوتشان در عمليات سركوبي شورشيان و انقلابيون معروف خاص و عام است.


استقرار حكومت كمونيستي با مصائب بسيار زيادي همراه بود . بين سالهاي 1959 ـ 1926 تلفات سنگيني در نتيجه اشتراكي كردن اجباري اموال بر دامها و جمعيت قزاق وارد آمد. بنا به حكايت مدارك گوناگون، نيمي از نفوس دچار هلاكت شده و تعداد بسياري از مردم به كشورهاي همجوار همچون چين، مغولستان، افغانستان، تركمنستان و ايران كوچيدند. از جمله حدود پانصد خانوار از قزاقهاي ساكن استان منقشلاق (مانغيستائو)، واقع در غرب قزاقستان (ساحل درياي خزر ) در سال 1313 هجري شمسي از طريق تركمنستان به ايران پناه آوردند. از علل عمده اين آوارگي ستمگريهاي شديد رژيم كمونيستي، مخصوصاً در دوران استالين بود كه ايادي وي با افراط گريهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نظام معيشتي ديرينه مردم را از هم پاشيده موجبات نفرت عمومي را فراهم آورده باعث فقر و فلاكت بسيار و وقوع قحطي مرگبار شدند. در نتيجه، بنا به اقرار مقامات مربوطه، تقريباً سه ميليون (به عبارت ديگر نيمي از جمعيت قزاق) يا دچار هلاكت شدند و يا به ممالك ديگر پناه بردند. قزاقهاي پناهنده به ايران ابتدا در بين تراكمه دشت گرگان و شمال خراسان سكونت اختيار كردند و با از سرگذراندن چندين سال فقر و فاقه سخت، بتدريج با اشتغال به زراعت و امثال آن امرار معاش نمودند. آنان به مرور زمان در شهرهاي گنبد قابوس، گرگان و بندرتركمن گرد آمده محله خاص خود را برپا كرده اند. آنان ابتدا مخصوصاً از سوي تركمنها، بليش ناميده شده بودند كه به معني آشنا مي باشد. در حال حاضر قزاقها، عموماً به همان نام اصلي خود مورد خطاب قرار مي گيرند. در اوايل حكومت رضاخان، قزاق ها با آمدن به تركمن صحرا، سكونت در شهرهاي گنبد كاوس، گرگان و بندرتركمن با اهالي اين منطقه مألوف و مأنوس گشتند. آنان در مدت 60 سال به اصالتهاي قومي خويش پايدار ماندند، از قضاي روزگار، قزاقها نيز مثل ديگران طعم بيگاري را از دست رضاخان ميرپنج قزاق چشيدند و به همين خاطر عده اي از مهاجرين، ظلم شوروي را بر جور پهلوي ترجيح داده در گيرودار اشغال اين مناطق توسط متفقين به همراه سربازان ارتش سرخ به قزاقستان باز گشتند.


آمار دقيقي از جمعيت قزاق جمهوري اسلامي ايران در دست نيست. جمعيت شناسان قزاقستان جمعيت قزاقها را در سرتاسر جهان ده ميليون نفر اعلام داشته و مي گويند از اين تعداد حدود سه ميليون در خارج از قزاقستان سكونت دارند و با اغراق تمام ادعا شده است كه حدود پانزده هزار قزاق در ايران اقامت دارند وليكن احتمالاً قريب هفتصد الي هزار خانوار در سه شهر گنبد كابوس، گرگان و بندرتركمن با جمعيتي حدود چهار تا پنج هزار تن سكونت دارند. از جهت ديگر استقلال كشور قزاقستان در دهة اخير و روابط همه جانبة سياسي، اقتصادي و فرهنگي با ايران پديده اي نوظهور و قابل توجه مي باشد. البته جهت تعميق اين روابط شناخت متقابل از اولويت ويژه اي برخوردار است. در يكي دو سال اخير حدود يكصد خانوار، پس از استقبال جمهوري تازه استقلال يافته قزاقستان، مبادرت به بازگشت به وطن اجدادي خود نموده اند. از خصوصيات عمده جمعيت قزاق جواني آن است. در واقع تقريباً نيمي از مهاجرين قزاق به سبب شرايط نامساعد اجتماعي و اقتصادي ايران در هنگام مهاجرت به ايران تلف شدند و به همين لحاظ خانواده هاي فعلي قزاق بالنسبه پر اولاد مي باشند. عليرغم احترامي كه به ريش سفيدان قزاق گذاشته مي شود، ايشان به علت محروميت از آموزش و پرورش رسمي، به خاطر اشتغال به تأمين امرار معاش خانواده، روز به روز از نفوذ معنوي خود بر نسل جوان محرومتر مي گردند. اكثريت قريب به اتفاق جوانان، مخصوصاً پسران، از تحصيلات متوسطه برخوردارند. عده اي نيز فارغ التحصيل مدارس عاليه و دانشگاه ها بوده به عنوان كارمند اداري، دبير، آموزگار، بهيار و پزشك يا ساير خدمات مشغول كارند. نسل ميانه كه پس از سكونت قزاقها در حومه شهرهاي مذكور به حمل و نقل توسط ارابه و گاري اشتغال داشت در حال حاضر داراي انواع كاميون باري بوده و از اين طريق شخصاً يا توسط فرزندان خود امرار معاش مي كنند. زنان نيز با خانه داري و هنرهاي دستي به اقتصاد خانواده كمك مؤثري مي نمايند. دختران تحصيلكرده نيز رو به افزايش اند.


با اينهمه آنچه دلها را آزار مي دهد احساس نوعي عدم حمايت از فرهنگ اصيل قزاقي است. به عنوان مثال زبان قزاقي بتدريج به فراموشي مي رود. آداب و رسوم خاص قزاق كمتر مراعات مي شود. باري اگر قزاقها با ادبيات ملي خود آشنا بودند، مي توانستند يكي از مؤثرترين وسائل ابلاغ پيام نظام جمهوري اسلامي به مسلمانان و ساير اتباع گوناگون جمهوري تازه استقلال يافته قزاقستان باشند كه اتفاقاً تشنه دريافت پيغامهاي جديد جهت شناخت راه نجات خويش در دنياي پر تلاطم فعلي هستند.