ادبيات شفاهي ( فولکلور ) و هنر موسيقي قزاق
ادبيات شفاهي ( فولکلور ) و هنر موسيقي قزاق
فولکلور ادبيات عاميانه و مردمي است که از جنبه هاي علمي و اجتماعي براي هر ملت و در مجموع مردم جهان داراي ارزش و اهميت بسيار است. ارزش جهاني فولکلور بدان سبب است که دانش عوام هر ملتي آيينه ذوق و هنر و معرف خلق و خوي آن مردم مي باشد و چون غالبا با فولکلور ، ملت هاي ديگر که رابطه تاريخي ، ديني و فلسفي دارند ، مي توانند سفير حسن نيت و پيام آور صلح و دوستي يک ملت نزد ساير ملت ها در جهان باشد. در حقيقت فولکلور ، عامل بسيار مهمي براي پيوند دوستي و رابطه معنوي بين ملت ها است.
قزاق ها چون کوچ نشين بوده اند ، ادبيات شفاهي آنها همواره رو به تکامل داشته است. به عنوان مثال منظومه هاي ادبي – حماسي مانند" قوبلاندي" ،" آلپامس" ،" قنبر بهادر" ،" اير طارغن" دهان به دهان ساليان درازي طي کرده تا به عصر حاضر رسيده است. همچنين منظومه هاي عاشقانه "قزجئبک" ،" آيمان – شولپان" ، "قوازي ماري کورپش بايان سولو" از آثار اصيل ادبي اين ملت است. آهنگساز مشهوري چون" سي. گ. بوروسيلووسکي" بر مبناي چنان منظومه هايي ، اپراهايي مانند" قيپچاق قوبلاندي" ،" يرتارغن" و" قزجئبک" را خلق کرد و از منظومه هاي عاشقانه اي که ذکر گرديد ، نمايشنامه هاي تئاتري نوشته شد و فيلم سينمايي" قزجئبک" براي استوديو قزاق فيلم در سال هاي 1970 ميلادي اعتبار زنده اي را کسب نمود. کشورهاي زيادي فيلم مذکور را خريداري کرده و با زندگي و آداب و رسوم قزاق ها در گذشته آشنا شدندو مخصوصاً آهنگ فيلم ساخته آهنگساز مشهور قزاق" نور غيسا هم تيلند ياف" تاثير ارزنده اي بر بينندگان آن گذاشت.
شوقان وليخان در اثر ماندگار خود" تنگري" از هنر باقسي گري سخن به ميان آورده که باقسي هاي بزرگ در وقت نمايش شمشيري را در شکم فرو مي برند. آهن گداخته را زبان مي زنند و با تبر بر تن خود ضربه وارد مي کنند و همه اين اعمال را آهنگ به يادگار مانده از اولياي قورميت که به وسيله قوبيز ( آلت موسيقي شبيه ويلون ) نواخته مي شود ، همراهي مي کند. درباره باورها و عقايد قزاق و نيز هنر باقسي گري ، سياحان ، جهانگردان خارجي و محققين آثار ويژه اي را جمع آوري و تأليف کرده اند از جمله يانوشکويچ لهستاني در قرن نوزده در دشت قزاق به سياحت پرداخت و در رابطه با باقسي گري مطالب جالبي جمع آوري کرد. او در تحقيق خود مي نويسد : باقسي وردهايي مي خواند و نام هاي گوناگون خدا را بر زبان مي آورد. در بين اوراد او عزرائيل و جبرائيل هم به گوش مي رسيد. اوليا و فرشتگان را فرا مي خواند. در وقت آواز خواندن شانه هايش تکان مي خورد. بعد ويلرن ( قوبيز ) خودش را به کناري تکيه داد. در آخر به شکم خود چاقو زد و در داخل خانه نمدي همچون پروانه چرخيد.
نقل حکايت فوق درباره باقسي ها و اعمالشان از سوي سياحان و کساني که با چشم خود مشاهده کرده اند ، بيانگر ارزش هنر قوبيز است از اين رو مي توان گفت باقسي ها دو چيز را خيلي دوست مي داشتند و مقدس مي شمردند : اول قورقت ، و دوم قوبيز. گر چه قورقت چهره تاريخي نيست و زاده انديشيه هاي محل ترک زبان است ، ولي در راستاي رشد و گسترش موسيقي قزاق سهم و اثر ارزنده اي داشته است. براساس ديدگاه دانشمندان محققي چون و.بارتولد ، حيرمونسکي ، خ کوراوغلو ، موجوديت قورقت را با شجره افسانه اي طوايف کوچنده ، مرتبط دانسته اند.
ادبيات شفاهي قزاق ها جايگاه خاصي در فرهنگ انساني دارد. اگر از يونان باستان" ايلياد – اديسه" به يادگار مانده باشد منظومه حماسي" ماناس" اثر مشترک قزاق و قرقيز است. آثار منظومه حماسي آسياي ميانه و قزاقستان را محققان ارزنده اي چون و.بارتولد و. جيرمانسکي ، و. چيچيروف ا.بوروکف ، ي. برتلس ، م.عيوض اف ، 1. مارغولان ا. قونراتبايف ، م. ماقاوين ، ق. جوماليف مورد تحقيق و مطالعه قرار داده اند.
در هر دوره اي هنر مند و شاعر خاص آن نقش آفريني کرده اند. از اين رو جئراوهاي ارزنده همچون دولت باباتاي اولي ( 1817- 1802 ) شاعر مردمي آقتامبردي (1768- 1675 ) سردار جنگي و جئراو دوسپامبت ( 1523-1490 ) و بخار جئراو مشهور (1781- 1668 ) و مشاور آبلاي خان و فيلسوف ، متفکر قازتوغان جئراو ( متوفي به سال 1420 ) به عنوان پرچمداران هنر و انديشه قزاق ظهور کرده اند. يکي از علل گسترش هنر شعر و خوانندگي در بين قزاق ها علاقه شديد مردم به هنر و ادبيات است. آنها هميشه هنرمندان خود را مورد توجه و تشويق قرار داده اند. هر از گاهي در جشن هاي شبانه با اجراي برنامه هاي هنري که تا ديروقت و صبح هنگام ادامه داشت ، مردم با شور و شعف در آن شرکت مي کردند ؛ امروز بايد مثل گذشته بين مردم و هنرمند آشتي برقرار گردد.
مطلب مهم ديگر درباره آواز خوان (جئراو ) است. درقرن نوزده منظومه هاي "بايان سولو"و"فرهاد و شيرين" با استفاده از قوبيز دومبرا و سرناي به وسيله اوازخوانها اجرا شده است.درسالهاي 50-1930 نورتاي بکه جان موسيقي قزاق را در الگوي اواز خواني ان به نمايش گذاشت وباعث رشدو گسترش ان شد.
هنر کوي(اهنگ ونواختن دومبرا)در موسيقي قزاق اگر چه به عقيده گروهي از هنر شناسان سابقه طولاني نداردومحصول قرن نوزده وبيست مي باشد اما يک سيستم بنيادي با ويژگي خاص موسيقي هايي است که از قرن 19 موج اسا درخدمت هنرمنداني چون قورمان قاضي(1879-1802)دينابانو(1955-1861)دولت کري(1887-1820)اخلاص دوکن اولي(1916-1843)قرار گرفت و به اوج خود رسيد.
يکي از کساني که خدمات ارزنده اي به فرهنگ قزاق کرده ا.و.زاتايويچ است.وي در سالهاي بيست قرن 19 طي سفر به قزاقستان با پشتکار و تلاش فراوان موفق به جمع اوري 1500شعر و ترانه شد.او اوازهاي فوق را با نوشتن نت موسيقي ان تکميل کرد و به چاپ رساند.در قرن گذشته اقان سري، جاياوموسي، ايستامي و امثال انها در کار هنرهمه فن حريف بودندو شعر و اهنگ را خود مي ساختند.اين هنرمندان نمايندگان بارز هنر موسيقي و اواز خواني قزاق بودندو وارثان برجسته اي چون شاشوباي، نارتاي، قالي کنن، ماناربک ،جوسئب بک، غريب الله، قوتباي داشتند.مثلامايرا(1929-1896)چون بهاري زودرس به خزاني زود رس رسيدو در33 سالگي از دنيا رخت بر بست.اما در اين مدت کوتاه از عمر خود توانست قله رفيع هنر خويش را نمايان سازدوتا به امروز ترانه هاي زيبايي از او چون، باغچه پرتيس، گل سرخ و مايرا بر سر زبانهاست.ارکستر فولکلوريک اوترار سازي از گروه هاي موسيقي فيلارموني کشور است که با ويژگي خاص ملي خود در سطح کشور وجهان شناخته شده است و از الات مختلف موسيقي قديمي قزاق ها مانند جتگن، شرتر، شانقوبز، جز قوبز، مس قوبز، سرناي- ساز، سبزغي، اسا تاياق، داوئل پاز، توياق تاس، قونراو استفاده مي کنند.هنر نمايي ارکستر 65 نفري" اوترار سازي" مورد تحسين و تشويق هنرمندان و نويسندگان معروف همچون د.قونايف ت-ن.خرنيکوف(اهنگساز نامي گروس)چنگيز ايتماتوف(نويسنده جهاني قرقيز قرار گرفته است.
آشنايي با قوم قزاق ايران