مشاعره در فرهنگ و ادب قزاق

 مشاعره در فرهنگ و ادب قزاق

 

مشاعره يكي از شاخه هاي ادبيات برجسته اي است كه تصويرگرزندگي مردم است.زيرا مشاعره شادي و غم، شيوه زندگي، جريان سياسي، چهره فرهنگي، ديدگاههاي زمان، اداب و رسوم و روابط اجتماعي و فردي را بيان مي كند.

     مشاعره از گذشته هاي دوردر بستر ادبيات شفاهي قزاق در وسعتي گسترده جريان داشته است.با اين حال از مضمون مشاعرات بيش از قرن نوزدهم ميلادي اثار زيادي در دست نيست واشعار معروف جار- جار، اق بالا، باديك، بوزداق( جوان برومند) و امثال ان اگر چه بدستمان رسيده ولي شاعران ان نا معلوم است از اين رو به اشعار خلق شهرت يافته اند.

 جار- جار( يار- يار) در زمان استقبال از عروس توسط شاعر اوازخوان با دومبرا( الت موسيقي شبيه دو تار) بعنوان خوشامد گويي در جمع مهمانان بصورت ترانه اجرا مي شود.اق بالا( كودك دوست داشتني) و باديك( وراج) هر يك بيانگر احساس شاعر به ان نوع از ادمهاست اما شاعران مشاعره قرن نوزده بعنوان چهره هاي برجسته ادبيات مردمي در تاريخ ادبيات قزاق جاي ويژه اي دارند.به اسامي چند تن از انها اشاره مي كنيم: اورنباي، شورتانباي، جاناق، اسد، قودايبرگن، جامبول و... از ميان شاعره هاي معروف ميتوان دامه، اولبيكه، قاديشا، خديجه، اق سولو، مانات، سارا، تايبا و... را نام برد.

 

 بسياري از شاعران مشاعره مثل شورتانباي، جاناق، مراد، ماراباي، سوينباي تنها شاعران صحنه مشاعرات نبودند بلكه در سرودن اشعار كلا سيك دستي داشتند ودر كنار ان براي برقراري عدالت اجتماعي در مبارزات سياسي در كنار مردم حضور داشتند و از اين زاويه اگر به مسئله بنگريم مشاعره يكي از سلاحهاي مبارزه بر عليه ظلم واستبداد بود ودر روشنگري مردم به مسائل حاكميت و روابط حاكميت با جامعه نقش بارزي ايفا ميكرد وتا به امروز هم كم وبيش در حد قابل توجه اي رل ايدئولوژيكي خود را حفظ كرده است.

 مشاعره در زبان قزاقي" ايتس" گفته مي شود كه از ريشه مصدري ايت يعني بگوي مشتق شده است وايتس يعني گفتگوي بين دو نفرودر معناي عام و روزانه جنجال وبگو مگوي بين دو طرف هم معني مي دهد.مشاعره در تاريخ ملل ديگر ديده نمي شود.فقط چيزي شبيه به ايتس يا مشاعره در بين اعراب قديم وجود داشته است.در حاليكه ايتس در قزاقستان بطور گسترده اي بصورت برنامه ريزي شده و شركت شاعران في البداهه از تمام نقاط كشوروحضور طرفدارودوستدار مشاعره برگزار مي شود وبعنوان يكي از برنامه هاي مورد علاقه مردم قزاق ازكانالهاي تلويزيوني پخش مي شود ودر مطبوعات مقالات نقادانه بسياري به چاپ مي رسد.در تاريخ گذشته قزاق مشاعره از نظر محبوبيت ومعروفيت بين مردم كمتراز مسابقات اسب دواني نبوده است وبراي شاعران مشاعره گرجوايز نفيسي در نظر مي گرفتند.امروزه هم مشاعرات در سطح مناطق بخشداري، استان وجمهوري با شكوه تمام وتعيين جوايز گرانقيمت ازقبيل اتومبيل واپارتمان براي برندگان اول ان برگزارمي شود.داوران مشاعرات از ادبا وشاعران و رجال فرهنگي مشهور قزاق در سطح جمهوري هستند.براي شركت در مشاعرات جمهوري مثل اكثرمسابقات ورزشي شاعران بايد از مناطق دهستان، شهرستان و استان در مشاعرات برپا شده برنده شوند تا به مشاعرات كشور راه يابند.

 در مشاعره ها شرط سني ويا جنسيت ويا نواقص عضوي وامثال ان وجود ندارد.تنها شرط ان داشتن قابليت شاعري في البداهه بودن واگاهي نسبت به مسائل فرهنگي اجتماعي و سياسي است.

 هريك از مناطق جغرافيايي قزاقستان كلاس و مكتب خاص خود را دارد وجوانان مستعد از همان اوان در مشاعرات محلي مورد توجه مردم واهل فن قرار ميگيرند وسپس از سوي اساتيد منطقه تربيت مي شوند.

 هريك از شاعران مشاعره تعصب خاصي به مكتب واستاد خود دارد وهرمنطقه باعشق پرشوري از شاعران خود طرفداري مي كنند ودرواقع شاعران مشاعره هم افتخار محلي اند وهم فخر ملي قزاقها هستند.  

قبل از شکل گيري و توسعه ادبيات کتبي قزاق عنوان شاعر به افرادي که در مشاعرات شرکت مي جستند اطلاق مي شد.

سروده هاي شاعران مشاعره گرچه اکثراً في البداهه است ولي گاه از ادبيات آماده ( ترافارت ) نيز استفاده مي کنند.

در جريان مشاعره طرفين حق توهين به فرد يا افرادي ندارند. يا حق اهانت به باورهاي فرهنگي و سنتي منطقه و يا احياناً حق صف بندي و طايفه گرايي ندارند. در وضعيتي جداي از اين چارچوب اولاً با هوو کردن مردم شرکت کننده روبرو مي شوند و در صورت ديگر سرپرست برگزار کنندگان و يامجري مشاعره و يا هيئت داوران حق متوقف ساختن مشاعره را دارند.

در دوره هاي متفاوت زوج هاي مشاعر مرد و زن مشهور بسيار بوده است ، از آنجمله : برجان سارا ، آق بالا- بوزداق ، آجار واحد ، عمرقل تابيا و...

شاعري محبوب است که بيانگر احساسات دروني و آرمان هاي مردم خويش باشد.

انوع مشاعره ها :

1- قايمداسو ( مشاعره در شکل شوخي و بذله گويي بين دختران و پسران جوان با استفاده از امثال و حکم مردمي در اشکال گوناگون )

2- جومباق ( چيستان گويي ) اين مشاعره خود دو شکل دارد يکي اينکه شاعران در جريان مشاعرات چيستانهايي مي گويند براي آنکه طرف مقابل پاسخ آنرا بدهد در مقابل شاعر ديگر با چيستان آغاز و يا خاتمه مي دهد.

3- مشاعره ديني ، براي گسترش و تفهيم دين اسلام طرفداران مصلح جامعه مشاعرات ديني برپا مي کردند. از اين طريق سعي در آشنا نمودن مردم با مفاهيم واحد اصطلاحات ديني بود.

4- مشاعرات فرهنگي ، اجتماعي و سياسي نيز از مشاعرات رايج است.  

  

آباي (ابراهيم) قونابايف

آباي (ابراهيم) قونابايف، (1845- 1904) شاعر و متفكر بزرگ قزاقي

خواب عجز ديدگانم را مي‌پوشاند و
دگر بار چشم مي‌گشايم تا خدا را بازيابم

در تاريخ 22 اوت 1845 در استان سميپالاتين متولد شد.

او بعد از تحصيلات خانگي نزد ملايي به مدرسه ملا احمد رضا رفت و همزمان در مدرسه روس‌زبان نيز به تحصيل مشغول شد. پدرش آرزو داشت پسر را بر تخت رياست طايفه خود ببيند، اما آباي در سن 28 سالگي با حس سرخوردگي سياست را وداع گفت و به تحصيل علم و خودآموزي روي ‌آورد. آباي بعد از مدتي به يكي از فرهيخته‌ترين اشخاص كشور خود مبدل شد و زبان‌هاي روسي، عربي، فارسي، تركي و تاتاري را در حد كمال آموخت.

نوشتن شعر را در كودكي آغاز كرد اما زماني كه تقريباًچهل‌ساله بود براي اولين بار نامش را زير شعر «تابستان» درج كرد (پيش از اين او اشعارش را به نام دوستش، كوكپاي جنتاسف امضا مي‌كرد).

او در چهارچوب ارزش‌هاي خردگرايانه غربي، ادبيات قزاقستان و صوفيسم آسياي مركزي را كه بر انديشه و ايده‌هاي اشخاصي نظير خواجه احمد ياسوي، رومي و نوايي استوار بود دگرگون كرد.

در زمان حيات آباي فقط چند شعر از او منتشر شد و فقط در سال 1896 اقدام به گردآوري اشعارش كه در شكل‌ها و اقتباس‌هاي مختلف دهان به دهان مي‌گشت كرد.

اولين كتاب آباي در سال 1909 در سنت‌پترزبورگ به همت پسرش توراگل و علي‌خان بوكي‌خانف منتشر شد.

شعر آباي تركيبي است پيچيده از عناصري به‌ظاهر متناقض. در اشعار او هم طنز بسيار ظريف مردمي ديده مي‌شود، هم ايده‌هاي مذهبي صوفيان و هم ترانه‌هاي مردمي قزاقستان و ظرافت اشعار پوشكين.

آباي علاقه خاصي به ادب روس داشت و اشعار بزرگاني مثل پوشكين، لرمانتف و كريلف را به زبان قزاقي برگردانده است. برگردان او از «نامه تاتيانا» (رمان منظوم «يوگني آنگين» پوشكين) كه به موسيقي خودش نيز آرسته شد، به شهرتي باورنكردني بين مردم قزاقستان دست يافت و تا ده‌ها سال بعد نيز شاعران بداهه‌گوي قزاقي (آكين‌ها) در مسابقات‌شان آن ترانه را كه از عشقي سوزناك حكايت مي‌كند، مي‌خواندند.

سال‌هاي آخر زندگي آباي بسيار سخت گذشت. درگيري‌هاي دايمي با مقامات روسي وضع سلامتي‌اش را تحليل برد و مرگ پسرانش، عبدالرحمان- كه در آن زمان در پتربورگ تحصيل مي‌كرد – و ماگويي، شاعر خوش‌ذوق، ضربه نهايي را بر او وارد كرد.

او بعد از چهل روز پس از مرگ پسرش در سن 59 سالگي درگذشت و در نزديك خانه قشلاقي‌اش در دره ژيدباي به خاك سپرده شد.

***

رمه گوسفندان بر آب گذر مي‌كند،

 بي آن‌كه ذره‌اي چربي بر آب بماسد.

گرگ رنگ‌پريده حيران است.

من نيز چون گرگ

 به اطراف مي‌نگرم

و جز بي‌پناهي و واهشتگي نمي‌بينم.

 

باور كنم كه تقديرم چنين خواسته است؟

سال‌هاست كه از زمين خاكي دل بريده‌ام.

جان من مي‌پتد و بال مي‌زند در عطش پرواز،

اما به هر جا راه مي‌گشايم،

 جز ظلام نمي‌بينم.

 

چنين مي‌انديشم كه تنها خدايم

 مرا روز و شب به سوي خويش مي‌خواند.

اما ذهن ما، اسيران مرگ،

 در برابر خداوند چه ناتوان و

 بار درخت‌مان

 در اين تلاش بي‌ثمر

 چه بي‌دوام است.

 

ذهن‌مان ياراي آن ندارد

 كه دريابيم خدا را.

 

خواب عجز ديدگانم را مي‌پوشاند و

دگر بار چشم مي‌گشايم تا خدا را بازيابم.

 

ترديدي به دل راه نمي‌دهم،

اما بدون فكرش

 حتي آهي از سينه‌ام بر نمي‌آيد.

مادام كه ذهنم ناتوان است،

 دلم نيز به باورش تن نمي‌دهد،

ولي دلم را دگر بار

 نه خوابي شيرين

 كه آتش سوزان اشتياق فروزان مي‌كند.

 

او خود بي‌نهايت است،

 ولي به ما هر كدام نهايتي داده است

و راهي جز راه برگشت به سويش نداريم.

پس براي چيست اين گله بيهوده كارها و انديشه‌ها

اگر هدفي جز او داشته باشيم؟

 

زندگي باريكه‌راهي است بي‌انتها

 كه پايانش در دستان اوست،

  همان‌سان كه آغازش.

باريكه‌راه پر پيچ و خم مي‌گذرد،

 پس هشيار باش و بيدار

 تا دور از اين راه و خويشتن خويش نماني. 

 

***

سخن نوزدهم از «كتاب سخن‌ها»

 فرزند انسان عاقل به دنيا نمي‌آيد. فقط با شنيدن، ديدن، لامسه و بويايي اشياء است كه توانايي تميز دادن خوبي از بدي را كسب مي‌كند. كودك هر چه بيشتر مي‌بيند و مي‌شنود، بيشتر درك مي‌كند. خيلي چيزها را مي‌توان از گوش دادن به سخنان فاضلان آموخت. داشتن عقل كافي نيست، فقط باً گوش دادن و به خاطر سپردن پندهاي عالمان وپرهيز از بدي‌ها مي‌توان به كمال انسانيت دست يافت.

 اما وقتي انسان هنگام شنيدن سخنان حكيمانه بي‌جهت شادي مي‌كند يا برعكس بي‌اشتياق است و آشفته‌خاطر و با اين‌كه به درستي و منفعت سخنان واقف است، اما آن‌چه را مبهم است بار ديگر نمي‌پرسد، نمي‌كوشد نفس سخن را دريابد يا هيچ عبرتي از آن‌چه شنيده استخراج نمي‌كند، شنيدن يا نشنيدن او چه فرقي دارد؟

 از چه مي‌توان سخن گفت با انساني كه ارزش كلام را نمي‌داند؟

 همان‌گونه كه فاضلي فرموده است، از اين به چراندن خوكي كه گرامي‌ات مي‌دارد. . . 

 

تنديس شاعر بزرگ قزاق در تهران نصب مي‌شود

تنديس شاعر بزرگ قزاق در تهران نصب مي‌شود

خبرگزاري فارس: در حاشيه سفر رييس جمهور قزاقستان به تهران، تنديس «آباي كونانبايف» شاعر بزرگ قرن نوزدهم اين كشور در كتابخانه ملي ايران نصب مي‌شود.

مدير كل روابط عمومي و بين‌الملل سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي خبرگزاري فارس، اظهار داشت: هفته آينده در حاشيه اجلاس سران كشورهاي حاشيه درياي خزر كه در تهران برگزار مي‌شود، نور سلطان نظربايف رئيس جمهور قزاقستان از كتابخانه ملي بازديد به عمل مي‌آورد.
ياري گفت: در اين بازديد سه پروژه افتتاح مي‌شود. پروژه اول نصب و پرده‌برداري از تنديس آباي شاعر و نويسنده مشهور قزاقستان است كه در كتابخانه ملي ايران صورت مي‌گيرد. اين طرح در راستاي يك طرح كلي است كه در آينده در اين كتابخانه اجرا خواهد شد و تنديس مشاهير ادبي فرهنگي علمي كشورهاي منطقه در محدوده‌اي خاص نصب مي‌شود.
وي افزود:‌ پروژه بعدي رونمايي و معرفي كتاب «راه قزاقستاني» تأليف آقاي «نظربايف» است كه در آن فعاليت‌ها و تلاش‌هاي شكلگيري قزاقستان جديد شرح داده شده است. همچنين در اين كتاب كه به زبان فارسي ترجمه شده، چشم‌انداز آينده جمهوري قزاقستان ترسيم شده است.
مدير روابط عمومي كتابخانه ملي اضافه كرد: پروژه سوم، افتتاح اتاق مطالعات ايران و قزاقستان در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران است كه با حضور رئيس جمهور قزاقستان صورت مي‌گيرد. در اين اتاق كه با منابعي از طرف قزاقستان و كتابخانه ملي ساخته شده، محققاني كه بخواهند در مورد دو كشور تحقيق كنند مي‌توانند از منابع موجود استفاده كنند.
«آباي كونانبايف» شاعر قزاقي در سال 1845 متولد و در سال 1904 بدرود حيات گفت. او بنيانگذار سبك جديد ادبي قزاقي بود.
آباي معتقد بود كه فقط از طريق فرهنگ مي‌توان به قوم ديگر ابراز احترام كرد

اسلام در قزاقستان

اسلام در قزاقستان

از ظهور اسلام كه يك ميليارد و سيصد ميليون نفر از جهانيان با السنه و نژادهاى گوناگون به آن ايمان دارند ، در عرصه تاريخ بيش از پانزده قرن گذشته است . اين دين در جزيره العرب كه امروزه شبه جزيره عرب نام دارد پديدار گرديد .

خداوند متعال قرآن كريم را در اين سرزمين بر حضرت محمّد ابن عبدالله ( ص ) از طايفه قريش وحى فرمود . خداى بزرگ براى بيرون آوردن بنى آدم از ظلمات جهل و گمراهى به خير ، شفقت و مرحمت ، يعنى هدايت به راه راست گاه به گاه پيامبرانش را گسيل داشته و آنان را از ميان خلائق خاصى برميگزيد .

خداى تعالى با رسولانش كتاب مقدّسش -قانون زندگى- را نيز همراه ساخت تا آدميزادگان با رعايت آن در راهى راست و آشكار حركت نمايند . اما آنان از پيامبران پيروى نكرده كلام حق را تحريف نموده به حيات جاهلانه شان ادامه دادند. بالاخره خداوند خالقمان جوامع خاطى را نابود كرد .

خداوند بزرگ بر آدميان دين پاك و حق را ارائه داشت ؛ چنانچه فرمود : «‌ از ريسمان استوار خدا ( دين ) محكم بچسبيد و پراكنده نشويد » ( آل عمران ، آيه 103 ) . « هر آيينه دين در نزد خداوند ، همان اسلام است » ( آل عمران ، آيه 19 ) . قرآن كريم بر محمّد ( ص ) پيغمبر ما وحى شد تا انسان با هدايت آن بدون ظلم بر هيچ كس و هيچ چيز زندگى كرده و اجتماعش از عدل و ايمان برخوردار باشد .

رسول الله ( ص) نه فقط همچون رسل پيشين براى قومى خاص بلكه براى جميع آدميان و عالميان به مثابه رحمت فرستاده شده است . الله تعالى درباره او مى فرمايد : «‌ اى محمّد ، اگر تو نبودى ، من افلاك را خلق نمى كردم » . موسى ( ع ) و عيسى ( ع ) نيز در حدود چهل جا از نسخه هاى اصيل تورات و انجيل تولد محمّد ( ص ) را پيش بينى كرده اند .

مثلا ً در حق او ، عيسى ( ع ) مى گويد : « اى قوم بنى اسرائيل! من پيامبرى هستم فرستاده خدا بر شما و تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى كنم و به فرستاده اى كه پس از من مى آيد و نام او احمد است بشارتگرم ... » ( الصف ، آيه 6 ) . احمد ، محمود و محمّد همگى به معناى ستوده است . يعنى پيغمبر ما ، محمّد ( ص ) تا قيامت ستوده و داراى مقام رفيع خواهد بود .

اسلام براى همه جهانيان خواهان آسايش ، نيكى ، عدالت و خير مى باشد . به احترام براى بزرگ و حمايت از كوچك دعوت مى كند . اسلام دينى است سرشار از انسانيت حقيقى كه بنى آدم را به احسان به نزديكان ، پاشيدن بذر خير ، حمايت تنگدستان ، تسلى خاطر دردمندان ، مهربانى نسبت به پدر و مادر و فرا مى خواند .

بارى مسلمانى كه عقيده اصيل دينى را كه بر وحدت و هم پيمانى مبتنى بوده و پيروانش را به ايمان و پاكى روح دعوت مى نمايد ، پرچم خود قرار دادند ، بعد از چند سال اندك ، از شبه جزيره عرب برآمده ، به سرزمينهاى امروزى سوريه ، فلسطين و عراق رسيدند . بخشى از قشونهاى عرب تحت لواى اسلام از بحر احمر عبور نموده در مصر استقرار يافتند و سپس در ماوراى آن ، كشورهاى فعلى مغرب عربى ، هم پرچم خويش را برافراشتند . ليبى ، تونس ، الجزاير و مراكش به اسلام تسليم شدند .

در سال 711 ميلادى / 90 ه . ش . مسلمانان مغربى تحت لواى دين جديد از تنگه جبل الطارق كه مديترانه و اقيانوس اطلس را از هم جدا مى كند ، گذشته و پاى در اندلس ( اسپانيا ) گذاشتند . آنان همچنين به كوههاى پيرنه ، بين اسپانيا و فرانسه ،رسيدند . كمى بعد دين اسلام ، نه تنها در آفريقاى شمالى بلكه در برخى ممالك آفريقاى مركزى نيز گسترش يافت .

سپاهيان عرب نه فقط به غرب بلكه به آسياى صغير كنونى و كوههاى قفقاز هم روى آوردند . بتدريج دين نو به تركستان كه ماوراء النهر ناميده مى شد نيز رسيد. بخارا ،سمرقند ، چاچ ( تاشكند ) ، اطرار و خوارزم هم اسلام آوردند .

بدينسان ، دين اسلام در قرون 9 تا 10 ميلادى / 3 تا 4 ه . ش . بتدريج در راستاى تسنّن در بين تركها هم به استقرار گرائيد . با اينهمه ، تا رواج تمام و جايگيرى كامل دينمان كه حاصل علم و دانش ، خير و منفعت است در قزاقستان هنوز كمى زمان لازم بود . آرى ، مسلمان ساختن طوايف ترك چندين قرن به درازا كشيد . در اين مورد نبرد نهائى سال 751 ميلادى / 130 ه .ش. اعراب با قره ختائيها در حوالى رود تالاس نقش بزرگى ايفا نمود .

مرحله بعدى مسلمان سازى با روزگارى كه خاندان قره خان ( 10 تا 11 ميلادى / 4 تا 5 ه .ش. ) و مغولها ( 15 ميلادى / 9 ه .ش. ) بر سرزمين ما حكومت مى كردند مصادف شد . در اين دوره اسلام دين رسمى كشور گرديد .

اسلام در سده هاى ميانه نه تنها شالوده شهرها ، قلاع ، حصارها و قراى سابقا ً موجود در دشت قزاق را استوار نمود ، بلكه در استقرار شهرهاى ديگر نيز مؤثر واقع گرديد . مساجد و مدارس مروّج اسلام و كانون هاى علم و دانش قد برافراشتند . نه تنها شهرهاى صيرام ، مانكند ، طراز ، تويمه كند ، قولان ، مركى ، آسپارا ، بلاساغون ، چو ( واقع در شرق اطرار ) بلكه سوتكند ، آركوك ، قبچاق ، جند ، آساناس ، سغناق ، بارشنكند ( واقع در طول سير دريا ) آقتوبه ، باباآتا ، سودا كند ، سوزاق نيز جان گرفتند .اغلب اين شهرها با كانون هاى علمى و فرهنگى دنياى عرب و فارس در ارتباط بودند .

اشخاص بصير و بيدار دل بومى آنها به مراكز علمى چاچ ( تاشكند ) ، بخارا ، سمرقند ، مرو ، ترمذ ، يا آنسوتر ، تهران ، اصفهان ، يا باز هم آنسوتر ، بغداد ، بصره ، دمشق و قاهره رفته و به تحصيل علم كوشيدند . در اين خصوص ارتباط فرهنگى و معنوى اجدادمان با خوارزم ، در جنوب سيردريا ( سيحون ) هرگز قطع نشد .

زبان عربى چندين قرن در آسياى ميانه لسان علم و دانش بود . ابونصرفارابى ، اسحاق فارابى ، اسماعيل جواهرى از اهالى اطرار در كشورهاى خاور نزديك و ميانه علم خود را تكميل و آثار كلاسيكى از خود باقى نهادند كه در خزانه زرين فرهنگ جهان جاى دارند . با اينهمه در قرن 10 تا 12 ميلادى / 4 تا 6 ه . ش . نه فقط به زبان عربى بلكه بتدريج آثارى به زبان بومى تركى نيز بوجود آمد .

سنّتى را كه يوسف بلاساغونى ،محمود كاشغرى و خواجه احمد يسوى بنياد گذارده بودند در قرون 16 تا 17 ميلادى / 10 تا 11 ه . ش . محمد حيدر دولاتى ، قادرعلى بيك قوسم اوغلوى جلايرى ادامه دادند . بدين ترتيب تمدن اسلامى از قرون وسطى تا همين ديروز در ادبيات ، فرهنگ و حيات معنوى مردمان آسياى ميانه بسيار اثر نمود .

اگر گروهى از علماى عرب ، فارس و ترك زبان كشور ما با آثارى در فلسفه ، تاريخ ، فرهنگ ، نجوم ، منطق ، موسيقى ، ادبيات ، زبان و طب نامدار شده اند ، دسته اى ديگر بخاطر آثارشان درباره قرآن مقدّس ، تفسير ، شرايع ، مذاهب و فقه در بين مردم مورد ارج وتكريمقرار گرفتند . در اين خصوص مى توان برهان الدين احمد فارابى ، عماد الدين ابوالقاسم فارابى ، قوام الدين فارابى ، مولا محمد فارابى ، ملا احمد جندى ، حسام الدين حسينى سغناقى ، ابوعبدالله بلاساغونى ، عبدالغفوركردرى ، محمد كردرى و حفيظ الدين كردرى را مى توان نام برد .

احمد اسفيجابى ، على اسفيجابى از علماى اهل صيرام آثار ژرف انديشانه خود را به علوم اسلامى اختصاص دادند . همچنين از صيرام قضاتى همچون قاضى البيضاوى ، ابوالحسن على البيضاوى برخاسته اند . اين دو شخص اخير الذكر در زادگاه خود صيرام چشم از جهان فروبسته اند .

در قرون وسطى در آسياى ميانه و قزاقستان آئين تصوف نيز رواج يافت. اين امر غالبا ً در استقرار دين اسلام بين كوچ نشينان و حيات و ادبيات و فرهنگ آنان مؤثر واقع شد .

تبديل قزاقستان در قرن 19 ميلادى / 13 ه . ش . به مستعمره روسيه تزارى ، اضمحلال خانخانى و قوت گرفتن سرمايه دارى در معنويات دينى هم بلااثر نبود . همچنين آثار نهضتى كه در خاور نزديك براى ترويج دين آغاز شده بود به آسياى ميانه و قزاقستان هم رسيد . در اين رابطه نياز به اصلاح در امور دينى مطرح شد . قدماى سنت گرا و نوگرايان متجدّد وارد صحنه آزمايش شدند .

بارى اشخاص بصير و بيدار دل با عنايت به دين كشور نيز در پى ايجاد سازمان جهت اتحاد مسلمانان و اجراى امور دينى به اقتضاى زمانه برآمدند . بدينسان در بهار سال 1906 ميلادى در شهر ورنى ( آلماتى ) اولين همايش مسلمانان تركستان برگزار شده حدود يك صد هيأت در آن شركت كردند . در قطعنامه همايش بيان گرديد كه تشكيل اداره كل دينى مسلمان جهت مديريت مسائل دينى و معنوى مسلمين تمام روسيه ، انتخاب كاركنان دينى ، از مفتى تا مؤذن ، نه از سوى حكومت محلى بلكه توسط خود مردم ، تأسيس اوقاف ، اجازه بناى مساجد و تعمير آنها و اصلاح مكاتب و مدارس ضرورت دارد . بدينگونه در آن سالها ، مثل ساير احزاب و سازمانهاى اجتماعى در ژتى سو ( سميرچيه ) انجمن دينى نيز رسما ً به ثبت رسيد .

آرى ، اسلام در طول قرون بسيار مذهب و طريقت خلق قزاق و تكيه گاه آنان بوده است . معهذا در دوران شوروى الحاد خونريز حوزه عمل دين اسلام را روز به روز تنگتر ساخت .

( سالنامه اداره مسلمانان قزاقستان ، ص 7 تا 9 )

دين اسلام در دوران شوروى

حكومت شوروى بعد از انقلاب اكتبر تا اواخر سالهاى 20 ، بدوا ً با دين برخوردى مسالمت آميز داشت . بدين سبب مساجد و مدارس دينى توانستند به كار خود ادامه دهند . در سال 1920 در شهر اورنبورگ يك همايش ديگر مسلمانان برگزار گرديد . در سال 1921 قرارى جهت برگزارى عيدين فطر و قربان در كشور جمهورى به تصويب رسيد .در اكثر جمهوريهاى آسيايه ميانه و قفقاز روز جمعه تعطيل اعلام شد . امّا اين امر چندان بدرازا نكشيد . حكومت شوروى پس از اينكه به خود آمد ، بزودى وارد مبارزه با دين گرديد . دين اسلام كه از هزار سال پيش تا كنون بذر خير و بركت را مى افشاند ارتجاعى قلمداد شد . سردمداران مذهبى تحت تعقيب قرار گرفتند ، تبعيد ، تيرباران و اعدام شدند .مردم بتدريج يكى از اركان معنوى خود را از دست دادند . زبانشان زير فشار افتاد . روس گردانى تسريع شد . فلاكت معنوى سلطه يافت . مردم ما در حين چنين احوال سختى از دين دل نكندند . در مساجد شهرها ، روستاها و آباديها نمازهاى جمعه ، عيدين فطر و قربان - ولو در سطح محدود – برگذار مى شد . در سالهاى 38-1937استالين كه از نزديك شدن آلمان به رود ولگا هراسان شده بود ، به منظور جلب رضايت مسلمانان آسياى ميانه كه خود آنان را بدون هيچ گناهى جفا داده بود به عنايت به دين مبادرت كرد .

بدينسان در سال 1943 در شهر تاشكند همايش مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان برپا شد . در آن گردهمائى شيخ عبدالغفار شمس الدينف رئيس هيأت قزاقستان بود . در آن همايش اداره دينى مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان تأسيس شده و ايشان بابا خان عبدالمجيد خان ( 1957-1856 ) به عنوان مفتى اعظم و رئيس هيأت مديره انتخاب گرديد . ( همان ، ص 10 )

اداره دينى مسلمانان قزاقستان

اداره دينى مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان چون تا سال 1990 در تاشكند قرار داشت نتوانست در زندگى دينى و معنوى قزاقستان تأثيرى بنمايد .تعدادى روزنامه و مجله كه از تاشكند منتشر مى شد نتوانست تقاضاى دينى مردم جمهورى را بر آورده سازد .

جريان نيمه دوم سالهاى 1980شفافيت و دموكراتيزاسيون در امپراتورى شوروى در امور دينى نيز اثر گذاشت . بهمين سبب در ميهن پهناور ما انديشه تأسيس اداره مستقل دينى قوّت گرفت . اين امر را مسكو با تأييد ن . ا . نظربايف رئيس شوراى وزراى وقت جمهورى ، تصويب نمود و همايش مسلمانان قزاقستان در 12 ژانويه  1990 برگزار گرديد . در نتيجه تأسيس اداره دينى مسلمانان قزاقستان اعلام شد .

اداره دينى مسلمانان قزاقستان جامعه مستقل مؤمنانى است كه دين اسلام را تبليغ مى كند. تبليغات و خدمات دينى اداره دينى در تمام مناطق جمهورى قزاقستان انجام مى گيرد و خدمات خود را مطابق قوانين مملكت اجرا مى نمايد . اهداف مهمى در مقابل اداره دينى مسلمانان قزاقستان گذاشته شد . مثلا ً :

- ضمن تبليغ و ترويج صحيح اسلام و فرمايشات پيغمبرمان ، محمّد (ص) در مساجد ، كمك به اتحاد اسلام و مسلمانانى كه تابع كلام الهى هستند و جلوگيرى از انحراف مساجد و خلوص آنها ؛

- اجراى كامل و صحيح شريعت در سازمانهاي دينى . كمك به حل مسائل دينى جامعه مسلمان جمهورى به توسط ائمه جماعات استانها كه نماينده اداره هستند؛

- تأمين كادر دينى در سراسر جمهورى و نظارت بر انتصاب و بازآموزى آنان ، ارتباط با واحدها و سازمانهاى آموزش دينى خارجى ؛

- تهيه آثار و كتابها و ساير نشريات ضرورى دينى براى چاپ وانتشارآنها ؛

- رسيدگى به معابد اسلامى در مناطق جمهورى و بررسى فهرست ، دانش و خدمات كاركنان دينى آنها توسط ائمه جماعت استان ؛

- اجراى امور دينى در كشورمان ، با رعايت آداب ، سنن و رسوم مسلمانان جمهورى كه مخالف شريعت نمى باشد؛

- تبعيت از كلام الهى ، قرآن ، احاديث شريف پيغمبرمان محمّد ( ص ) و مكتب ابوحنيفه كه در طول هزار سال شكل گرفته و آداب موافق شريعت در امور خود ؛

- مديريت رعايت دين اسلام ، برگزارى صحيح اعمال دينى و جهت گرفتن آن در راستاى اهداف كشور در سطح جمهورى .

اداره دينى مسلمانان قزاقستان كار خود را در حدود اساسنامه مورد تصويب بالاترين مؤسسه اش ، همايش ،مطابق مقررات مسجدى كه از آن منشأ گرفته است انجام مى دهد .  اداره مسلمانان قزاقستان ارگان اجرائى است كه برنامه همايش مسلمانان قزاقستان را در فواصل برگزارى اجلاسهاى آن اداره و اجرا مى كند . همچنين مفتيات دستگاه اجرائى اداره دينى مسلمانان قزاقستان است كه رئيس هيأت مديره آن در همايش انتخاب مى گردد .

پس از شروع به كار اداره دينى مسلمانان چندين اقدام خوب صورت گرفت. دانشگاه اسلامي براى آماده كردن ائمه افتتاح شد . انتشار روزنامه « ايمان » آغاز گرديد . گرچه امور دينى در ابتدا اين چنين پيشرفت كرد به علت كمبود خبرگان عالم و باسواد اعتبار اداره دينى بتدريج تنزّل يافته بود لازم شد كه امور دينى بنحو جديدى سازماندهى شود . بدين سبب پس از برگزارى همايش مسلمانان قزاقستان در سال 2000 ، مديريت جديد امور دينى را به طريقى متمدنانه اعمال نموده ، شروع به منظور تقويت محيط دينى و روحانى ، اصلاحات جسورانه اى را آغاز كرد .

( همان ، ص 21 )

سازماندهى

بدين جهت ، قبل از هر چيز ، نظام ساختارى اداره دينى مسلمانان قزاقستان كاملا ً بازسازى شد . شعبات و نظام قسمتهائى همچون « شريعت ، فتوا و امور مساجد » ، « روابط بين المللى ، حج و مقاوله نامه » ، « تبليغ و آموزش دينى » و « امور ادارى » افتتاح گرديده و براى آنها كارشناسان عالى جذب شده ، طرح شعبات تنظيم و وظايف آنها تعيين و طبق آن وارد عمل گرديدند .

اساسنامه ا . د . م . ق . به مقتضاى امور دينى در روزگار فعلى ، در هيأت رئيسه آن چندين بار مورد بررسى قرار گرفته و تغييرات و اصلاحاتى پذيرفت . در سال 2002 در وزارت دادگسترى جمهورى قزاقستان دوباره به ثبت رسيد .

طرح جديد ساختمان ا . د . م . ق . تنظيم و احداث آن در دست اقدام است .

حل مسائل دينى انباشته حياتى آغاز گرديد ، يعنى اداره دينى نه فقط محل اجتماع دينداران بلكه رهبر آنان شده است .ديدار مديريت اداره دينى با رؤساى دينى اسلام در كشورهاى آسياى ميانه و پيمان جامعه همسود ، مشاوره درباره مسائل مشترك و همچنين تبادل تجربيات به يك سنت تبديل شده است .

مفتى اعظم هر ماه دو بار ارباب رجوعى را كه بخاطر مسائل فردى مراجعه مى نمايد به حضور مى پذيرد . اسامى و مشخصات ايشان و تقاضاهاى آنان و حكم متخذه در مجله درج مى گردد . مثلا ً ايشان در سال 2003 – 2000 تعداد 1055 شخص را كه به اداره دينى با درخواست و عرايض متنوع مراجعه كرده بودند به حضور پذيرفته و درباره مسائل مطروحه آنان آراى مشخصى صادر كرد . در سرنوشت عده اى ميانجيگرى كرده به برخى ديگر مساعدتهاى مادى و معنوى نمود .

با چنين كارهاى خيرى اعتبار دين اسلام بالا رفته و مى رود كه جايگاه شايسته آن در اجتماع مشخّص شود . مقصود اداره دينى آن است كه اهداف دين و دولت را با يكديگر مطابقت داده و اصلاح امور دينى را ادامه دهد . براى اينكه ارزشهاى معنوى غرب نمى تواند براى ما معيار قرار گيرد . قزاقستان كشورى است با معنويات خاص و ارزشهاى ريشه دار و ميراث غنى قابل اتكا و روحبخش.

اداره دينى نهايت مساعدت خود را با اهداف ن . ا . نظربايف رئيس جمهور قزاقستان همچون دموكراتيزاه كردن كشورمان ، بالا بردن اعتبار آن ، تبديلش به يكى از پيشرفته ترين ممالك عالم ، اتحاد و حفظ تماميت ارضى آن ، دوستى في ما بين مليتها و غيره ادامه خواهد داد .

تبلیغ مسیحیت در قزاقستان

تبلیغ مسیحیت در قزاقستان

 

در سالهای اخير تعداد مبلغین فرقه های بیگانه به طور چشم گیری افزایش يافته است. اکثر اين گروهها بدون كسب مجوز رسمی، فعالیت می کنند. تنها در سال گذشته دادستانی استان قزاقستان جنوبی، 34 گروه غیر قانونی مذهبی بیگانه را شناسايي کرده است. مقامات انتظامی و امنیتی نيز زمانی متوجه فعالیت این گروهها می شوند که مرتکب جرم و جنایاتی شده باشند. خطرات آینده احتمالی این روند از هم اكنون مشخص است. نشانه های اولیه آن ايجاد تشنج بين پیروان اسلام که بخش اعظم جمعيت قزاقستان را تشكيل می دهند، با مبلغين و هواداران فرقه های مذهبی بیگانه است.
روش تبلیغی پروتستانها این است که به طور علنی با در دست داشتن کتاب و جزوه های تبلیغاتی درکوچه و خیابان، سر راه مردم را گرفته و از آنان دعوت مي كنند تا به مقر و دفاتر این فرقه ها بروند تا برای آنان مجالس و محافل تفريحي و سرگرم کننده برگزار کنند. به دلیل اصرار زیاد مبلغین، افراد بسياري تا كنون از طريق اين دعوت ها جذب شده اند.
طي 5 سال اخیر در استان قزاقستان جنوبی، فعالیت گروههای پروتستانی مسیحی که توسط شهروندان کره ای سازماندهی شده اند، به شدت افزایش يافته است. اینک گروههای مسیحی، تركيبي از مسيحيان قديمي و مسلمانان گرويده به دين مسيحيت است. ادامة این روند با واكنش شديد روحانیون مسلمان مواجه گردیده است. همچنين در افزايش فعاليتهاي تبليغي اين مسيونر، در داخل خانوادههاي مسلمان منطقه نيز برخي از اعضاي خانواده با باورهای مذهبی مخالف وجود دارند که زمینه اختلافات آینده را فراهم مي نمايد. "باریک آسیلاف" معاون دادستان استان قزاقستان جنوبی می گوید: در این استان 11گروه تبلیغاتی مسیحی که اساسا از شهروندان و اتباع کُره هستند، فعالیت مي كنند. البته فعالیت کلیساهای کُره ای مغايرتي با قوانين قزاقستان ندارد، اما عواقب اجتماعي ناگواری را براي جامعه قزاقستان به همراه خواهد داشت. به طور مثال اعضای فرقه های پروتستان هیچ علاقه ای به مسائل ملی و وطن پرستی قزاقها ندارند. حتی با فاصله گرفتن از خانواده و نزدیکان خویش، بنیان اجتماعی جوامع را تهدید می کنند. چنانچه فرقه "شاهدان یحیی" تمامی دولتهای دنیوی را مردود دانسته و معتقد است که فرد نباید به قوانین یک کشور غیر مذهبی و وظایف شهروندی خویش پایبند باشد. دو سال قبل انتشار خبر مرگ یک کودک 9 ماهه شهروندان و مسئولان منطقة "چیمکنت" را به شدّت نگران کرد. زيرا پدر ومادر این کودک که پیروان فرقه "شاهدان یحیی" بودند، به پزشكان اجازه ندادند كه داروي مورد نياز را به فرزندشان تزريق ومنتقل كنند. شگفتی آور این بود که والدین این کودک هر دو دارای تحصیلات عالی و معلّم بودند.
یکی از ویژگیهای فعالیت مبلغین مسیحی، توجه آنان به جوانان است بطوريكه اکثر مبلغين و خادمان کلیسای کُره ای را جوانان قزاق تشکیل می دهند. فعلا تمامی این فرقها دارای مدارس مذهبی خاصّ خویش می باشند که در روزهای یکشنبه انجیل تدریس می کنند. چند سال قبل مبلغین مسیحی موفق به اخذ مجوز رسمی برای فعالیت دانشگاه مذهبی خویش تحت نام "Elim" شدند. این مرکز آموزش عالی در نوع خویش نخستین دانشگاه است که با سرمايه گذاري گروه کُره ای "Syn bon –bim" تاسيس شده است. اين گروه داراي دو مركز تدريس براي آماده كردن مبلغان مسيحي، جهت انجام امور تبيليغي است. این در حالی است که دانشگاه "Elim" نه تنها برای قزاقستان، بلکه ساير جمهوریهای آسیای مرکزی نظیر ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و حتی روسیه کادر تبليغي تربيت و اعزام مي كند. آموزش دراین دانشگاه مجانی بوده و در پایان دوره تحصیلی، به دانش آموختگان درجه علمی "باکالوور" اعطا می شود. دانشجویانی که قبل از ورود به این دانشگاه، پایان نامه تحصیلات عالی در رشته های مختلف را کسب کرده باشند، درجة "ماجستری" در رشته الهیات دریافت می کنند. براي تمامی دانش آموختگان این مرکز شغل (تبلغي) با حقوق ثابت تعيين و تأمین می شود. اگر فرد دانش آموخته از رفتن به مکان پیشنهادی از سوی فرقه یادشده، خودداری نماید، از امتیازات ویژه محروم خواهد شده و به عنوان خادم معمولی مشغول به كار خواهد شد. با این حال جریان حوادث نشان می دهد که اکثر دانش آموختگان طبق دستور مسئولین دانشگاه فعالیت كرده و به مکان مقرر شده می روند. از سوی دیگر رقابت شدیدی در میان دانشجویان برای بدست آوردن اعتماد مبلغین مسيحي کره ای به وجود آمده است. آنان تلاش می کنند، افراد بيشتري را به فرقه هاي یاد شده جذب نمایند. مسئولین فرقه "شاهدان یحیی" برای تشخیص دادن میزان آمادگی افراد تازه وارد به گروه خویش، پاسخ نامه هاي مختلفی را تهیه کرده اند که شامل 100پرسش است و برای شناخت بيشتر از افكار و انديشه هاي علاقه مندان به این فرقه، در میان آنان توزیع می شود.
موضوع مهم دیگر در فعالیت این گروهها، منشاء وسرچشمه تأمین مالی آنهاست. فعلا این نکته مشخص است که به جزء گروه ارتدکسی که از روسیه تأمین مالی می شود، بقیه گروهها از خارج کمک مالی دریافت می کنند. ولی در اکثر موارد منبع و هدف پولهای دریافتی محرمانه باقی مانده است. نکته قابلملاحظه این که هيچ اقدامي از سوی مقامات انتظامی و یا ارگانها و نهادهاي مسئول، براي جلوگیری از

فعالیت فزاینده اين فرقه های تبلیغاتی بیگانه صورت نمی گيرد. این در حالی است که به علت واقع شدن اماکن مختلف مذهبی در قلمرو استان جنوبي قزاقستان، شرایط رقابتی میان گروههای تبلیغي مذهبی برای جذب افراد به صفوف خویش شدیدتر شده است. به اصطلاح شکار افراد برای کشاندن آنان به فرقه های مختلف مذهبی آغاز گرديده كه با شدت عمل نیز همراه است. معاون دادستان استان قزاقستان جنوبی می گوید: هر فردي در انتخاب اعتقاد و عقاید خویش آزاد است. امّا فعالیت فرقه های بیگانه، به جای ایجاد تفاهم درجامعه، موجب اختلاف و تفرقه می گردد.

قزاق ها و نظام خويشاوندي و همسر گزيني در ميان آنها

قزاق ها و نظام خويشاوندي و همسر گزيني در ميان آنها

 

چکيده : قزاق هاي ايران در شهرهاي گرگان ، بندر ترکمن و گنبد کاووس ساکنند. در هر سه شهر محله هايي را که قزاق ها ساکنند قزاق محله مي خوانند.

قزاق ها طي سال هاي 1305 تا 1312 ش به تدريج از مرزهاي شمالي مانند گميشان و سلاق وارد ايران شدند و در گرگان ، سکني گزيدند.

حدود پانصد خانوار طي هفت سال از مرز گذشتند و در گرگان ساکن شدند. کار طاقت فرسا ، تغذيه بد و ناهمسازي با محيط زيست تازه تلفات سنگيني بر قوم از راه رسيده وارد کرد ؛ به طوري که از هر ده نفر شش نفر تلف شدند. پس از مدتي تصميم به کوچ گرفتند و از گرگان به بندر ترکمن رفتند ، گروهي به گنبد کوچيدند و عده اي هم در گرگان ماندند.

 

نگاهي به قزاق هاي ساکن ايران و نظام خويشاوندي و همسر گزيني در ميان آنها

قزاق هاي ايران در شهرهاي گرگان ، بندر ترکمن و گنبد کاووس ساکنند. در هر سه شهر محله هايي را که قزاق ها ساکنند قزاق محله مي خوانند.

قزاق ها طي سال هاي 1305 تا 1312 ش به تدريج از مرزهاي شمالي مانند گميشان و سلاق وارد ايران شدند و در گرگان ، کنار رودخانه زيارت مسکن گزيدند.

حدود پانصد خانوار در هفت سال از مرز گذشتند و در گرگان ساکن شدند.  در آن زمان جاده هايي از گرگان به شهرهاي اطراف کشيده مي شد ، اکثر آنها به عنوان کارگر روزمزد در جاده سازي به کار پرداختند. کار طاقت فرسا ، تذيه بد و ناهمسازي با محيط زيست تازه ، تلفات سنگيني برقوم از راه رسيده وارد کرد ، به طوري که از هر ده نفر شش نفر تلف شدند.

پيرها نقل مي کنند که : پيرو جوان نداشت. بيمار تب مي کرد ، شکمش ورم مي کرد و پس از چند روز مي مرد. پس از مدتي به اين نتيجه رسيدند که آب و هواي محيط با آنها سازگار نيست و تصميم به کوچ گرفتند. گروههايي که تلفات زياد داده بودند از گرگان به بندر ترکمن رفتند ، گروهي ، به گنبد کوچيدند و عده اي هم در گرگان ماندند.

پس از مدتي متوجه بليه تازه اي شدند. مردان و زنان در محيط تازه عقيم شده بودند. تا پنج سال هيچ کس صاحب فرزند نمي شد. تا چهار سال بعد از آن هم اگر کودکي به دنيا مي آمد بيش از چند روز نمي پاييد و پس از چند روز مي مرد. پس از ده سال سکونت در ايران ، نوزادان رفته رفته پاي گرفتند و زندگي روند عادي به خود گرفت و خانوارها گسترش يافت.

 

نژاد و زبان   

قزاق ها از نژاد زردند. با چشمان قهوه اي تيره و چين مخصوص پلکها که زاويه داخلي چشم را مي پوشاند و به چشم حالتي مورب مي دهد. موي سياه و صاف و پرپشت و چهره تا حدي پهن است و استخوانهاي گونه دور از يکديگر قرار دارند. ريش و سبيل کم پشت و تنک و موي بدن بسيار کم است.

بيني عموماً راست و برآمدگي آن کوچک ، ضخامت لبها متوسط و قد آنها بسيار کوتاه است.

ريشه زبان قزاقي ترکي است و نشان هايي از ويژگيهاي زبان زرد پوستان را در آن مي توان ديدو مثلاً بين حرف ژ ، چ ، ج و ش تفاوت زيادي محسوس نيست و جمني را که نام يک تيره است ژمني ، چمني و شمني هم تلفظ مي کنند.

با آنکه قزاق ها در حفظ آداب و رسوم و فرهنگ خود سخت مي کوشند اما ناچار شده اند از برخي ويژگيها چشم پوشي کنند. يکي از اين چشم پوشي ها در مورد انتخاب نام براي کودکان است که نامهاي قزاقي رفته رفته جاي خود را به نامهاي فارسي داده اند ، شايد از آن روي که تلفظ يا نوشتن آن براي فارسي زبانان آسان نبوده و يا برخي از واژه ها در زبان فارسي معني خويشاوندي نداشته اند. اورگش باي و دن نام فرزندان خود را عبداله و مرواريد نهاده اند و ساقم باي و قره شاش نامهاي فريدون و شاپور را براي فرزندان خود انتخاب کرده اند.

 

خلق و خوي و مذهب

قزاقها با آنکه در برخورد اول محتاط و سرد مي نمايند ولي پس از آشنايي بسيار مهربان و خونگرم و با صفا هستند. پر طاقت ، زحمتکش و باگذشتند. پيرو مذهب تسنن و حنفي مذهبند.  به حفظ شعاير ديني و انجام آداب مذهبي پايبندند. در دوستي صميمي و در مهمان نوازي کم نظيرند.  

 

 

 

تيره و عشيره

قزاقهاي ساکن ايران به 26 تيره تقسيم مي شوند که عبارت اند از : تني ، برش ، بگي ،  قوس قولاق ، آبز ، ژمني ، باي بز ، يس کلدي ، مدد ، جاري ، قرق ملتق ، جامان آداي ، ماترتاي ، خجه ، قاراش ، ژاقا و کورپه ، باي شاقر ، بق ساري ، ژاباس ، قارجا و توپش ، علي ، شگم ، تابناي ، باوبک.

هر تيره خود به چندين زير تيره يا عشيره تقسيم مي شود. مثلاً تيره ژمني شامل 9 تيره يا عشيره است که ساکنان گرگان از اين تيره به شرح زير است : آخشاکدي 4 خانوار ، قاراکدي 17 خانوار ، يسن 7 خانوار ، آق بوتا 6 خانوار ، باي بشه 6 خانوار ، سلطان علي 2خانوار ، اولجاشه 5 خانوار ، وردک 37 خانوار ، قره توقا 7 خانوار.

هم اکنون حدود پانصد خانوار از قزاق ها در شهرهاي گرگان ، گنبد و بندر ترکمن زندگي مي کنند. بعد از استقلال قزاقستان در سال 1991 م گروهي از قزاق هاي ايران به موطن اصلي خود بازگشتند.

 

نظام خويشاوندي و همسر گزيني

از نظر همسر گزيني قزاق ها را بايد از گروه هاي درون همسري به حساب آورد ، زيرا طبق سنّت ، نه به غير از قزاق زن مي دهند و نه از غير قزاق زن مي گيرند.

قانون ديگري نيز در ميان قزاق ها رعايت مي شود که شايد بتوان از آن با عنوان ازدواج برون تيره اي ياد کرد. مثلاً پسري که از تيره ژمني است نمي توان با دختري از همان تيره ازدواج کند. زيرا همه دختران تيره ژمني که 53 خانوار از آنها ساکن گرگان هستند ( و همه دختران ديگر اين تيره در گنبد و بندر ترکمن ) خواهران او محسوب مي شوند و همه زنان تيره ژمني عمو و يا برادر او به حساب مي آيند. او بايد همسر خود را از ميان بيست و پنج تيره ديگر برگزيند.

يادآوري اين نکته ضروري است که در بين قزاق ها پدر تباري حاکم است و قوانين منع ازدواج از طريق پدر منتقل مي شود. مثلاً وقتي پدر از تيره ژمني باشد و مادر از تيره توپش ، پسر مي تواند با دختران تيره توپش ( جز محرمات ) ازدواج کند.

رعايت اين قانون در همسر گزيني موجب شده است که هيچ نوع بيماري ژنتيکي در ميان قزاق ها ديده نشود. و با وجود آنکه با غير قزاق ازدواج نمي کنند اين شيوه همسر گزيني سلامت و بقاي خانواده را تضمين کرده است.

 

 

برادر شدن

 در ميان قزاق ها از ديرباز رسمي بوده است که با اجراي آن پيوند برادري مي بستند. دو قزاق براي آنکه برادر همخون شوند ، با جاري کردن خون سر انگشتان که در ظرفي شير مخلوط مي کردند و از آن مي نوشيدند ، سوگند برادري ياد مي کردند ، بنابراين رسم کهن ،اگر کسي در اين مراسم شرکت نکند اگر چه برادر تني باشد ، برادر شمرده نمي شود ، در اين ابيات به اين رسم اشاره شده است:

 

قزاق ها را رسمي کهن هست ،

که از قديم به جاي مانده است ،

خون را در شير مي چکانند ،

مي آميزند و مي نوشند ؛

اين چنين با هم برادر مي شوند ،

برادري که ار يک مادر متولد شده اند.

 

قورداس

اگر دو کودک در يک سال و يک ماه و يک روز در يک محل با هم متولد شوند ، با هم قورداس ( همسال ) مي شوند و اين دو تمام عمر با هم صميمي اند. جنسيت در بين دو قورداس مهم نيست. دو دختر يا دو پسر با هم قورداس اند. و يک دختر و يک پسر هم مي توانند قورداس باشند و گاه از همان کودکي ( اگر مانعي وجود نداشته باشد ) با هم نامزد مي شوند و اغلب با هم ازدواج خواهند کرد.

 

خانواده

خانواده قزاق ها گسترده است. پدر ، مادر ، فرزندان ، عروس ها و نوه ها در خانه اي با اتاقهاي متعدد در کنار هم زندگي مي کنند. پدر خانواده از احترام ويژه اي برخوردار است. پسرها پس از ازدواج در خانه پدري مي مانند و پس از طي مدارج عالي تحصيلي ، نظر پدر خانواده  اگر بي سواد هم باشد بر نظر آنها مرجّح است. معمولاً تحصيل کرده ها پس از اتمام تحصيلات به ميان قوم خود باز مي گردند تا هم از نظر اقتصادي به خانواده کمک کنند و هم در بهبود وضع فرهنگي و اجتماعي قوم خود نقش مثبت داشته باشند. زنها با بافتن قالي به اقتصاد خانواده کمک مي کنندو علاوه بر آن کمتر زني هست که در خياطي و گلدوزي مهارت نداشته باشد. کار شاق نمد مالي هم به عهده زنان است. وقتي زني قصد تهيه نمد دارد ، چندين زن از آشنايان او را در اين کار کمک مي کنند. او نيز بعداً همه کساني را که با او همکاري داشته اند ، به هنگام تهيه نمد کمک خواهد کرد. همه در اين همياري در صورت لزوم زحمات ديگري را جبران مي کنند. اين تعاون موجب مي شود که کار توانفرساي نمد مالي زودتر به اتمام برسد. نمدها اکثراً در اندازه 4×3

متر تهيه مي شوند و داراي نقشهاي ساده و زيبا هستند. از نمدها در مفروش کردن خانه  استفاده مي شود ، در حالي که قالي بيشتر براي عرضه به بازار و فروش است.

 

ينچه

اگر پسري که ازدواج کرده بخواهد از خانه پدري جدا شود ، پدر در حد توان خود سهمي به او مي دهد که به آن ينچه مي گويند.

پسري که به اين صورت مستقل مي شود ديگر از پدر و مادر ارثي نخواهد برد. هرچه از پدر و مادر به ارث مي ماند براي فرزند يا فرزنداني است که پيش پدر و مادر مانده اند.

اعتراض به احداث قمارخانه عظیم آسیا در قزاقستان

اعتراض به احداث قمارخانه عظیم آسیا در قزاقستان

مسلمانان قزاقستان: لاس وگاس نمی خواهیم!

آغاز پروژه احداث بزرگترین مرکز تفریحی آسیای میانه که بخش عظیمی از آن قمارخانه خواهد بود، اعتراض مسلمانان قزاقستان را برانگیخته است.
 
به گزارش فرارو و به نقل از سی ان ان، پس از مذاکرات فراوان که مابین یکی از بزرگترین میلیونرهای قزاقستان و دولت این کشور برای تاسیس یک مرکز بزرگ تفریحی صورت گرفت، سرانجام کلنگ احداث آن که قرار است به عنوان عظیم ترین مرکز قمار در آسیا و ملقب به "لاس وگاس آسیایی" باشد به زمین زده شد. 

گفته می شود دولت آمریکا به حمایت از این طرح مشتاق بوده چراکه بر نفوذ آمریکا در این کشور و منطقه می افزاید.

بر اساس این گزارش، هدف ازایجاد این طرح عظیم، جبران ضعف صنعتی و ارتقاء توانایی اقتصادی قزاقستان است که البته با مخالفت های فراوانی نیز از سوی مسلمانان این کشور مواجه شده است. مسلمانان این کشور بر این باورند که نباید اعتقادات مذهبی مردم را فدای سود اقتصادی نمود. به گفته این افراد قمار در اسلام حرام بوده و به دنبال خود فساد اخلاقی، مشروبات الکلی و مواد مخدر را به دنبال دارد.

بر اساس ارزیابی های صورت گرفته، این مرکز تفریحی در مدت ده سال تکمیل خواهد شد و به گفته کارشناسان می تواند سرمایه عظیمی روانه کشور قزاقستان کرده و ضعف صنعت توریسم این کشور را جبران کند. 

اما این مسلمانان بر این باورند که قزاقستان می تواند از طرق دیگر سود اقتصادی کسب کند و نباید فرهنگ شرقی این کشور فدای جهانی سازی آنهم از نوع آمریکایی کرد.