خانه سنتي قزاق ها
در بين انواع راهها يراي سياحت، سفر زميني بهترين نوع سفر است چراكه ميتوان بهتر به خلقيات، ويژگيهاي فرهنگي ، اقليمي و تفاوتهاي هر سرزمين با سرزمين ديگر پي برد.
پس از ديدار از شهرهاي اوش (جنوب قرقيزستان) سمرقند، بخارا، تاشكند (ازبكستان)، مرو و عشقآباد(تركمنستان) در سال گذشته، اينبار فرصتي دست داد تا با سفر به شمال آسياي مركزي از شهر آلماتي پايتخت قبلي قزاقستان ( پايتخت جديد شهر آستانه ميباشد كه با 300 هزار نفر در شمال اين كشور قرار گرفته است) و دومين شهر مهم منطقه بازديدي داشته باشم.
فاصله پايتخت قرقيزستان با آلماتي 235 كيلومتر است كه بخاطر كوهستاني بودن قسمتي از آن، طي اين مسير 4 ساعت طول ميكشد.
در مقايسه با بيشكك ( قرقيزستان)، شهر آلماتي بسيار زيباتر، مدرن تر و امروزيتر است. البته اين را هم بايد گفت كه شهر شلوغ و پر ترافيكي است و آرامش بيشكك را ندارد. واقع شدن شهر در دامنه كوههاي سرسبز علاوه بر زيبايي ، آب و هواي آن را نيز تحت تأثير قرار داده بهطوري كه تقريباً در تابستان هفته اي يكبار بارندگي ميشود. منطقه جنگلي كوهستاني مشرف بر آلماتي مدئو (MEDEO ) نام داشته و محل اسكي، تفرج و پيك و نيك و ششليك خوردن مردم است.
بر اساس روايات منقول،آلپاميش با داستانهاي سنتي قبايل ترك در دشت قبچاق يعني منطقه اي كه مغولستان ، قزاقستان، قرقيزستان و بخشي از ازبكستان را در بر مي گيرد آميخته است.اين قهرمان را مي توان با ماناس در داستان هاي قرقيزي و يا رستم در داستان هاي فارسي مقايسه نمود. مليت هاي قزاق، قره قالپاق و باشقيرهاي تاتار،آلپاميش را از خود مي دانند و هريك به گونه اي از اين قهرمان ياد مي كنند.ازبكها نام اين قهرمان را «آلپاميش» ، قزاقها و قره قالپاقها«آلپاميس» ،اهالي كوهستان آلتاي «آق پوميش يا آلپوميش»، باشقيرهاي تاتار«آلپميش» و تاتارهاي قزاق«آلپاميشته» مي نامند.آلپاميش در ميان تاجيكها به دليل حاكميت زبان فارسي جايگاه ويژه اي ندارد.
در قرون 16 و 17 هنگامي كه قلماقها (يكي از قبايل ترك) به دشت قبچاق حمله كردند برخي از اديبان زمان،جمع آوري متون مختلف از داستانهاي آلپاميش را براي حفظ ادبيات ترك،ضروري دانسته و به اين امر اقدام نمودند. از آن زمان تاكنون دو متن بزرگ و اصلي و سي متن كوچك از اين داستانها جمع آوري و حفظ شده است.فاضل يولداش اوغلي نقال و نويسنده معروف ازبك در جمع آوري و بازنويسي متون اصلي اهتمام ويژه اي داشت و تلاشهاي وي باعث شد تا اين متون ناياب تجديد چاپ شده و از طريق كتابخانه هاي ازبكستان در دسترس علاقمندان قرارگيرد.
يکی ديگر از کشورهائی که استان گلستان از طريق آبی با آن همجواری و همسايگی دارد قزاقستان است. رابطه قزاقستان با گرگان به سالهای پيش از پيروزی انقلاب اکتبر روسيه و متواری شدن برخی از قزاقهای ساکن در قزاقستان و سکونت آنان در قزاق محله گرگان و بخشهائی از ترکمن صحرا بر ميگردد.پس از فروپاشی شوروی نيز تعدادی از هموطنان قزاق به قزاقستان مهاجرت کرده و اغلب در آلماتی و اکتائو ساکن شدند.
هفته قبل سفير اين کشور در ايران به استان گلستان سفر نمود و با استاندار و برخی از مقامات اين استان ديدار و مذاکره نمود. عمده توافقات آن را در اين بخش می آورم:
ديدار با استاندار گلستان و بازديد از برخی از کارخانه های استان گلستان کارخانه های آجر مرجان کار- سویا بین ، آرد زاهدی ، کامنوش و نمایشگاه دام و طیوراستان
امضای تفاهم نامه اوليه همکاری ميان استان گلستان و کشور قزاقستان: شامل ابراز علاقمندی دو طرف به گسترش روابط در بخشهائی چون ارتقاء مبادلات تجاری و گسترش همکاريهای تجاری ازجمله ارائه تسهیل و تسریع در صدور روادید برای تجار و شرکت های حمل و نقل و تشکیل کمیسیون مشترک بازرگانی بین اتاق بازرگانی گرگان و آلماتی به منظور و برگزاری نمایشگاه تخصص (در گلستان و اکتائو)- کاهش مالیات مضاعف و تعرفه های تجاری برای کالاهای صادراتی تجار گلستانی - ارتقاء همکاريهای حمل نقلی در زمينه هائی چون بويژه فرودگاهی< دريائی و خريد کشتيهای تجاری- تقویت زیرساخت ها جهت تسهیل در تبادل تجاری و اقتصادی - ارتقآ و تقويت همکاريهای کشاورزی و صنايع تبديلی از جمله ساخت سيلو و خريد گندم به ميزان يک ميليون تن و ارائه خدمات فنی مهندسی ايرانی در اين کشور شامل ساخت کارخانجات آرد و فاضلاب صنعتی و توليد دارو وسموم نباتی و..تقويت همکاريهای صنعتی شامل مطالعه اجرای يک واحد پالايشگاه نفت و کارخانه سيمان و.. تقويت همکاريهای گردشگری و ارائه پيشنهاد برای ايجاد سرکنسولگری دو کشور در گلستان و آکتائو و تاسيس خانه فرهنگ قزاقستان در گلستان
مهاجرت آنها بعد از انقلاب اکتبر و در بين سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۳ بود . آنان از مرز حسينقلی گذشته و در روستايهای بندرترکمن و گميشان ساکن شدند.ولی اندکی بعد وارد استرآباد (گرگان فعلي ) شدند.در سالهای اوليه اقامت حامم استرآباد آنها را در کارهائی مانند پر کردن خندقهای اطراف گرگان< جاده سازی قاليبافی نمد مالی به کار گماشت ولی الان در کارهايئی مانند وکالت دبيری حلبی کوبی کاميون نجاری اطاقسازی و ديگر کارهای ريز درشت مانند تجارت و داد وستد مشغول اند. هسته اصلی جمعيت قزاقهای گرگان هم اکنون با هزار خانوار و شش هزار نفر جمعيت در سه منطقه گرگان ساکن هستند بلوش محله يا قزاق محله نام آنان است
احتمالا آنان از مخالفان حکومت کمونيستی و ضد انقلابهای آن دوران اند تعداد زيادی نيز بعد از فروپاشی شوروی به قزاقستان مهاجرت کردند.
يکی از اين مهاجران را در قزاقستان و در آلماتی ديده بودم به وی گفتم ايران بهتر است يا اينجا ؟ وی در پاسخ گفت ايران برای ما بهتر است چون با فرهنگ ايران زندگی کرديم و برخی از مسائل خانوادگی برای ما مهم است که در قزاقستان بلاموضوع است هم چنين تعريف ميکرد در يک مراسم عروسی در الماتی که در حال خوردن مشروب بود يکی ازپيرمردها به وی گفت مگر تو ايران زندگی نکردی پس چرا مشروب ميخوری ؟
كارگران ترك در شركت ساختماني تركي "سينيمدي قوريليس" پيمانكار كارخانه تصفيه گاز متعلق به شركت مشترك قزاقستاني - آمريكايي - روسي "تنگيز شور اويل" مشغول به كار بودند كه به دنبال درگيريهاي اخير با كارگران قزاق، با هواپيماهاي اختصاصي عازم استانبول شدند.
دراين گزارش به نقل از مسوول شركت ترك اعلام شده كه اعزام كارگران ترك به استانبول ، مرخصي بلندمدت خواهد بود، ولي آگاهان معتقدند كه بعيد است آنها بار ديگر به قزاقستان بازگردند.
به عقيده منابع آگاه ، علت بازگشت كارگران ترك به كشورشان، زدوخورد جمعه گذشته بيش از ۴۰۰كارگر قزاق و ترك ميباشد.
براثر اين زدوخورد كه بابهانه رعايت نكردن نوبت در سرو غذا ازسوي كارگر قزاقي شروع شد، بيش از ۱۱۵كارگر ترك و چند قزاقي زخمي شدند و چند ماشين و انبار لباس به آتش كشيده شد.
وزارت امورخارجه قزاقستان با انتشار بيانيهاي ، علت اين زدوخورد را اختلافهاي كوچك بين كارگران عنوان كرده است اما رسانههاي قزاقستان با اين نظر موافق نيستند.
سال ۲۰۰۵ميلادي نيز در استان آتراو دو مورد زدو خورد بين كارگران قزاق و ترك صورت گرفته بود.
منابع آگاه رفتار تبعيض آميز كارفرمايان با كارگران و همچنين توهين كارگران ترك به مردم بومي را دو عامل اساسي در بروز اين زدوخوردها ميدانند.
گفته ميشود كارگران قزاقي براي كار يكسان نسبت به همكاران ترك خود سه الي چهار برابر كمتر حقوق دريافت ميكنند
شهر آستانه شهری است نوساز که به دلایل امنیتی در مرکز قزاقستان بنا شده و به جای آلماتی به عنوان پایتخت قزاقستان معرفی شدهاست .چون شهر آلماتی به مرزهای سه کشور همجوار آن بسیار نزدیک است.
.



مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري مي دانند و بر اين باورند كه در اين روز ستاره هاي آسماني به نقطه ابتدايي مي رسند و همه جا تازه مي شود و روي زمين شادماني بر قرارمي شود. همچنين قزاق ها معتقدند كه نوروز آغاز سال است و در ميان آنان عبارات زيبايي درباره ي نوروز وجود دارد . نوروز روزي است كه يك سال منتظرش بوده اند نوروز روزي است كه خير بر زمين فرود آمده و بالاخره نوروز روزي است كه سنگ نيلگون سمرقند آب مي شود:
در شب سال تحويل تا شب قزير صاحبخانه دو عدد شمع در بالاي خانه اش روشن مي كند وخانه اش را خانه تكاني كرده و چون مردم قزاق عقيده بر اين دارند كه تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث مي شود افراد آن خانه دچار بيماري و بدبختي نشوند آنان بر اين مساله ايمان دارند و آن را هر ساله رعايت مي كنند.
در شب نوروز دختران روستايي قزاق با آخرين گوشت باقيمانده از گوشت اسب كه سوقيم نام دارد غذايي به نام اويقي آشار همراه با آويز مي پزند و از جوان هايي كه دوستشان دارند پذيرايي مي كنند . آنان نيز در قبال آن به دختران آينه و شانه و عظر هديه مي كنند كه آن را سلت اتكيتر مي نامند و به معني علاقه آور مي باشد.
در عيد نوروز جوانان يك اسب سركش را زين كرده و عروسكي كه ساخته دست خودشان است با آويز زنگوله اي به گردنش درساعت سه صبح كه ساعتي معين از شب قزير است رها نموده تا از اين طريف مردم را بيدار نمايند. عروسك در حقيقت نمادي از سال نو است كه آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام مي كند.
نوروز براي قزاق ها بسيار مقدس بوده و اگر در اين روز باران يا برف ببارد آن را به فال نيك گرفته و معتقدند سال خوبي پيش رو خواهند داشت. در عيد نوروز مردم لباس نو و سفيد به تن مي كنند كه نشانه شادماني است. ديد و بازديد اقوام دراين ايام با زدن شانه ها به يكديگر از آيين و رسوم مردم قزاق در ايام عيد نوروز مي باشد، همچنين پختن غذايي به نام نوروز گوژه ( كوژه = آش ) كه تهيه آن به معني خداحافظ با زمستان و غذاهاي زمستاني است و از هفت نوع ماده غذايي تهيه مي شود در اين ايام جزو آيين و رسوم اين سرزمين مي باشد.
مسابقات معروفي نيز در ايام نوروز در قزاقستان برگزار مي شود كه از مهمترين آنان مي توان به ( قول توزاق) اشاره نمود كه بين گروههاي مرد و زن برگزار مي شود. اگر برنده زن ها باشند قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پربركتي است اگر مردها پيروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از ديگر مسابقات مي توان به كوكپار برداشتن بز از مكاني مشخص توسط سواران، آودار يسپاق، قيزقوو و آلتي باقان اشاره نمود.
در عصر نوروز نيز مسابقه آيتيس آغاز مي شود كه مسابقه شعر و شاعري است.
شهرستان ترکمن شامل سه شهر گمیشان، سیمینشهر و بندر ترکمن است و بخش زیادی از جمعیت 200 هزار نفری آن آن را ترکمنهای ایرانی تشکیل میدهند. این شهر در 375 کیلومتری شمال شرقی تهران و در 26 کیلومتری گرگان (مرکز استان گلستان) واقع شده است.
شهر بندرترکمن در سال 1306 توسط رضاشاه بنیاد نهاده شد و نام پیشین آن بندر شاه بوده است و دارای جاذبههای گردشگری فراوانی است.این شهر در ده کیلومتری کوه و جنگل (از سمت جنوب)؛ در 10 کیلومتری بیابانهای ترکمنستان و در ساحل دریا قرار دارد و جزیره زیبای آشوراده و اسکله تاریخی آن که نقش مهمی را در جنگ جهانی دوم داشته است از جلوههای گردشگری این شهرستان بشمار میآیند. دوشنبه بازار بندرترکمن از دیدنیهای دیگر این شهر ترکمن نشین است که در آن صنایع دستی ترکمن به ارزانترین قیمت عرضه میشود.
قزاق ها از نظر معیشتی در سطح متوسط هستند و منبع در آمد آنها شغل آزاد و تجارت است.
از نظر سطح علمی در سطح خوبی هستند و تعداد دانشجویان آنها در سطح مطلوبی می باشد .
قزاق ها مردمی مهمان نواز هستند و از مهمان های خود به صورت مفصل پذیرایی می کنند .
در ایام عید فطر و قربان این مردم با فرهنگ با رفتن به خانه یکدیگر و تبریک عید این عید را گرامی و اهمیت می دهند.
از سال ۱۳۷۵ آغاز به مهاجرت به کشور خود همان کشور قزاقستان میباشد نمودند . در هر سال یک بار این مهاجرت از طریق نماینده ای که از کشور قزاقستان حضور پیدا می کند و با همکاری دولت ایران این مهاجرت انجام می گیرد.