خانه سنتي قزاق ها

The image “http://www.turkmenstudents.com/uploads/photos/132.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

موزه ”اخلاص”

موزه ”اخلاص” در قزاقستان يكي از نمونه‌هاي ب اين نوع موزه‌هاي تخصصي هنري است. تاريخ اصلي اين موزه به دهه 60 ميلادي بازمي‌گردد . زماني كه «دبولات سريفايف » ـ موسيقيدان معروف ـ مشغول جمع‌آوري آلات موسيقي بود و بيش از 20 نمونه را گردآوري كرده بود.اين موزه در آوريل 1981 ميلادي به طور رسمي آغاز به كار كرد و هدف خود را نيز آشنا نمودن نسل جوان قزاق با موسيقي اصيل و سنتي خود اعلام كرد؛ چرا كه در طول 70 سال حكومت كمونيستي و براثر فشارهاي تبليغي روس‌ها، موسيقي ملي قزاق‌ها در بين جوانان رو به فراموشي گذارده بود و تاسيس چنين مراكزي در جهت احياي فرهنگ ملي كه موسيقي اصيل يكي از شاخه‌اي آن محسوب مي‌شود، ضروري مي‌نمود.
موزه اخلاص به پنج بخش تقسيم‌بندي شده و در اين موزه مجموعه‌اي از آلات موسيقي شخصي آهنگسازان
به‌نام قزاق مثل آباي ژامبول، دينا، اخلاص و... در معرض ديد عموم قرار گرفته است.
قوبوزه، وبرا، سي بيزگي ، شان، ژتيگن، سيرناي و ... نيز از جمله سازهاي مشهور قزاق‌ها هستند كه در موزه اخلاص به چشم مي‌خورند.
غرفه‌هاي محل نمايش آلات موسيقي در اين موزه، مجهز به سيستم پخش صوت هستند كه به بيننده اين امكان را مي‌دهند تا هم‌زمان با ديدن هر يك از اين ساز‌ها صداي مخصوص همان نوع را هم بشنود. از همه مهم‌تر اين كه خود قزاق‌ها نيز معتقدند موسيقي سال‌هاي متمادي به خصوص در دوره حاكميت روس‌ها، وظيفه انتقال ادبيات شفاهي اين قوم را بر دوش كشيده است؛ لذا براي سازهايي جون ”قوبوز” احترام زيادي قائل هستند.

ادامه سفرهاي ايران باستان به شهرهاي آسياي مركزي:قزاقستان

 

در بين انواع راهها يراي سياحت، سفر زميني بهترين نوع سفر است چراكه مي‌توان بهتر به خلقيات، ويژگيهاي فرهنگي ، اقليمي و تفاوتهاي هر سرزمين با سرزمين ديگر پي‌ برد.

پس از ديدار از شهرهاي اوش (جنوب قرقيزستان) سمرقند، بخارا، تاشكند (ازبكستان)، مرو و ‌ عشق‌آباد(تركمنستان) در سال گذشته، اينبار فرصتي دست داد تا با سفر به شمال آسياي مركزي از شهر آلماتي پايتخت قبلي قزاقستان ( پايتخت جديد شهر آستانه مي‌باشد كه با 300 هزار نفر در شمال اين كشور قرار گرفته است) و دومين شهر مهم منطقه بازديدي داشته باشم.

فاصله پايتخت قرقيزستان با آلماتي 235 كيلومتر است كه بخاطر كوهستاني بودن قسمتي از آن، طي اين مسير 4 ساعت طول مي‌كشد.

در مقايسه با بيشكك (‌ قرقيزستان)‌، شهر آلماتي بسيار زيباتر، مدرن تر و امروزي‌تر است. البته اين را هم بايد گفت كه شهر شلوغ و پر ترافيكي است و آرامش بيشكك را ندارد. واقع شدن شهر در دامنه كوههاي سرسبز علاوه بر زيبايي ، آب و هواي آن را نيز تحت تأثير قرار داده به‌طوري كه تقريباً در تابستان هفته اي يكبار بارندگي مي‌شود. منطقه جنگلي كوهستاني مشرف بر آلماتي مدئو (MEDEO ) نام داشته و محل اسكي، تفرج و پيك و نيك و ششليك خوردن مردم است.

ادامه نوشته

تعدادي از قزاقها‌ي ايل قره پاپاق در ميان كردها رفته و تبديل به كرد شده‌اند

عشيره‌هاي ايل قره پاپاق، عبارتند از: 1ـ تركاون (رئيس ايل به هنگام ورود به سلدوز، از همين تيره است) 2ـ جان احمدلو 3ـ چاخرلو 4ـ اولاشلو 5ـ سارال 6ـ عربلو 7ـ شمس الدينلو 8ـ قزّاق.

طايفه قزاق در اصل از ايل بزچلو نبود. و به يكي از ايلهاي قزاقستان كه در شمال شرقي درياي خزر مي‌زيستند مربوط هستند، اينان در رد و بدل‌ها و تغيير و تبديل‌ها و كوچ‌هاي جبري و اختياري، خصوصاً در جنگهاي ايران و روس به دليلي كه براي ما مجهول است در منطقه ايروان قرار مي‌گيرند و چون تعداد جمعيتشان در حد يك ايل نبود و نيروي نظامي مستقلي را نمي‌توانستند تشكيل بدهند، مطابق قاعده عصر (در تشكيلات نظامي و سازمانهاي ايل و تعيين مسئوليتهاي اداري و اجتماعي هر طايفه كوچك را به يك طايفه بزرگ ضميمه مي‌كردند) اين طايفه كوچك قزاق را در ايراوان به قره پاپاق الحاق كردند، قزاقهاي مذكور در سلدوز تا اين اواخر سني مذهب بودند (البته سني حنفي، نه سني شافعي كه در متون ياد شده آمده)

آخرين بزرگ آنان كه هميشه تابع رئيس ايل قره پاپاق بود، حاج عبدالله نام داشت، كه ساكن روستاي خليفلو و از افراد سر شناس و فهميده بود لكن املاك قزاق را به كردها فروخت و به جد مي‌توان گفت خانواده‌هاي قزاق بيش از 60 خانوار (از 2100 خانواده) نبوده است و ابتدا تنها در يك روستا زندگي مي‌كردند، بعدها يك روستاي هفت خانواده‌اي ديگر به نام «آده» در فاصله «گل داراخ» و «بهراملو» بنا كردند[5]، اما با پيدايش آدا، كه گويا اوج رشد جمعيت آنان بوده گرايش به تشيع در ميان آنها ظاهر شده است به طوري كه در سال 1335 شمسي، همه آنها شيعه شده بودند.

با فروش قريه خليفلو به كردها، قزاقها به تدريج به روستاهاي ديگر مهاجرت كردند. البته تعدادي از آنها نيز در ميان كردها رفته و تبديل به كرد شده‌اند، به طوري كه گذشتة خود را كاملاً فراموش كرده‌اند.

امروز از آن مردم، تنها دو خاندان را مي‌شناسيم، خاندان مرحوم «مشهدي قنبر» كه در روستاي ديزج (دو كيلومتري نقده) و خانواده «يعقوب علي» در «آدا». مرحوم شهيد «اسماعيل عليياري» فرزند بزرگ مشهدي قنبر آخرين فردي بود كه رنگ و بوئي از رياست قديمي عشيره‌اي را بر اين دو خاندان داشت و پس از او آنها نيز مانند هر عشيره ديگر خصوصيات قديمي را از دست دادند.

[5]. در تحقيقات بعدي معلوم گرديد كه قزاق روستاهائي بنام توبوز آباد، گل داراخ، تازه كند ـ كه ويرانه‌هاي اين روستاها در اطراف خليفلو هست ـ داشته اند.

آسياي مركزي و حماسه آلپاميش

آلپاميش نام قهرماني افسانه اي است كه بر اساس برخي منابع از قرن دهم و برخي ديگر از قرن چهاردهم ميلادي سينه به سينه روايت شده و در اين روند به داستانهاي منظوم و سنتي و بخشي از ادبيات شفاهي آسياي مركزي تبديل گرديده است . بر اساس تخمين كارشناسان ادبيات شفاهي ،تاكنون چهارده هزار بيت شعر تركي در مورد آلپاميش جمع آوري شده است.

بر اساس روايات منقول،آلپاميش با داستانهاي سنتي قبايل ترك در دشت قبچاق يعني منطقه اي كه مغولستان ، قزاقستان، قرقيزستان و بخشي از ازبكستان را در بر مي گيرد آميخته است.اين قهرمان را مي توان با ماناس در داستان هاي قرقيزي و يا رستم در داستان هاي فارسي مقايسه نمود. مليت هاي قزاق، قره قالپاق و باشقيرهاي تاتار،آلپاميش را از خود مي دانند و هريك به گونه اي از اين قهرمان ياد مي كنند.ازبكها نام اين قهرمان را «آلپاميش» ، قزاقها و قره قالپاقها«آلپاميس» ،اهالي كوهستان آلتاي «آق پوميش يا آلپوميش»، باشقيرهاي تاتار«آلپميش» و تاتارهاي قزاق«آلپاميشته» مي نامند.آلپاميش در ميان تاجيكها به دليل حاكميت زبان فارسي جايگاه ويژه اي ندارد.

در قرون 16 و 17 هنگامي كه  قلماقها (يكي از قبايل ترك) به دشت قبچاق حمله كردند برخي از اديبان زمان،جمع آوري متون مختلف از داستانهاي آلپاميش را براي حفظ ادبيات ترك،ضروري دانسته و به اين امر اقدام نمودند. از آن زمان تاكنون دو متن بزرگ و اصلي و سي متن كوچك از اين داستانها جمع آوري و حفظ شده است.فاضل يولداش اوغلي نقال و نويسنده معروف ازبك در جمع آوري و بازنويسي متون اصلي اهتمام ويژه اي داشت و تلاشهاي وي باعث شد تا اين متون ناياب تجديد چاپ شده و از طريق كتابخانه هاي ازبكستان در دسترس علاقمندان قرارگيرد.

ادامه نوشته

  روابط خارجی گلستان

يکی ديگر از کشورهائی که استان گلستان از طريق آبی با آن همجواری و همسايگی دارد قزاقستان است. رابطه قزاقستان با گرگان به سالهای پيش از پيروزی انقلاب اکتبر روسيه و متواری شدن برخی از قزاقهای ساکن در قزاقستان و سکونت آنان در قزاق محله گرگان و بخشهائی از ترکمن صحرا بر ميگردد.پس از فروپاشی شوروی نيز تعدادی از هموطنان قزاق  به قزاقستان مهاجرت کرده و اغلب در آلماتی و اکتائو ساکن شدند.

هفته قبل سفير اين کشور در ايران به استان گلستان سفر نمود و با استاندار و برخی از مقامات اين استان ديدار و مذاکره نمود. عمده توافقات آن را در اين بخش می آورم:

 ديدار با استاندار گلستان و بازديد از برخی از کارخانه های استان گلستان کارخانه های آجر مرجان کار- سویا بین ، آرد زاهدی ، کامنوش و نمایشگاه دام و طیوراستان

امضای تفاهم نامه اوليه همکاری ميان استان گلستان و کشور قزاقستانشامل ابراز علاقمندی دو طرف به گسترش روابط در بخشهائی چون ارتقاء مبادلات تجاری و گسترش همکاريهای تجاری ازجمله ارائه تسهیل و تسریع در صدور روادید برای تجار و شرکت های حمل و نقل و تشکیل کمیسیون مشترک بازرگانی بین اتاق بازرگانی گرگان و آلماتی به منظور و برگزاری نمایشگاه تخصص (در گلستان و اکتائو)- کاهش مالیات مضاعف و تعرفه های تجاری برای کالاهای صادراتی تجار گلستانی - ارتقاء همکاريهای حمل نقلی در زمينه هائی چون بويژه فرودگاهی< دريائی و خريد کشتيهای تجاری- تقویت زیرساخت ها جهت تسهیل در تبادل تجاری و اقتصادی - ارتقآ و تقويت همکاريهای کشاورزی و صنايع تبديلی از جمله ساخت سيلو و خريد گندم به ميزان يک ميليون تن و ارائه خدمات فنی مهندسی ايرانی در اين کشور شامل ساخت کارخانجات آرد و فاضلاب صنعتی و توليد دارو وسموم نباتی و..تقويت همکاريهای صنعتی شامل مطالعه اجرای يک واحد پالايشگاه نفت و کارخانه سيمان و.. تقويت همکاريهای گردشگری و ارائه پيشنهاد برای ايجاد سرکنسولگری دو کشور در گلستان و آکتائو و تاسيس خانه فرهنگ قزاقستان در گلستان

شجره قزاقها

     روند شكل گيري خلق قزاق بصورت مستقل ادوار طولاني توسعه تاريخي را از سر گذرانده است . طبق اسناد مكتوب چين ، ايران و يونان باستان در قرون 7 ـ 4 ق.م. سكاها در منطقه آسياي مركزي اقامت گزيدند . مركز اقامتگاه طايفه اي از سكا ، موسوم به « سكاهاي كلاه پوست مخروطي پوش » دره ايله و منطقه ژتي سو بود . حدود سده 4 ـ 3 ق.م. اتحاديه طوايف پيشين سكاها از هم پاشيده و بجاي آن سه اتحاديه طايفه اي اويسون ها ، قانقلي ها و آلان ها تشكيل شد .

اتحاديه طايفه اي اويسون ها منطقه اي وسيع از سلسله جبال شرقي تيانشان تا رودخانه چو و از درياچه بالخاش تا ايستيك كول را براي سكونت برگزيدند . در اسناد مكتوب آن روزگار چين ، دره ايله و منطقه ژتي ـ سو كه مركز اقامتگاه اويسون ها بود ، « وطن اجدادي اويسون ها » ناميده شده است . اتحاديه طايفه اي قانقلي ها در منطقه قره تائو و حوزه مياني سيردريا مكان گرفتند . اتحاديه طايفه اي آلان ها در اراضي واقع در بين سواحل غربي درياچه آرال و سواحل شمالي درياچه خزر اقامت گزيدند . در سالنامه هاي چين باستان قبچاق ها « خوشه » و « اوژه » ناميده شده اند . آنان در طول ارتيش ، تا ريم و دامنه هاي خالبين جاي گرفتند . حرفه اصلي اين طوايف دامداري به صورت كوچرو و نيمه كوچرو بود . همچنين داراي زراعت ، فلزكاري پيشرفته ، نجاري ، زرگري ، چرمسازي ، بافندگي و ساير صنايع دستي بودند . اتحاديه طايفه اي اويسون ها در بين اتحاديه هاي طايفه اي نامبرده از همه بزرگتر بود و آنان از قرون دوم ق.م. در دره رودخانه ايله و منطقه ژتي سو استقرار يافته و با طوايف سكا و اولوژوز كه از قبل در اين منطقه زندگي مي كردند درآميخته اجداد اوليه خلق قزاق را تشكيل دادند . اويسون ها حكومتي قدرتمند تأسيس نموده با مناطق مركزي صحراي چين ارتباط تنگاتنگ سياسي ، اقتصادي و فرهنگي برقرار ساختند . اين روابط مسالمت آميز چهارصد سال دوام يافت . اين امر در گشايش و حفاظت از جاده ابريشم ، طريق ارتباطي مهم شرق و غرب در آن زمان ، نقشي اساسي داشت
ادامه نوشته

قزاقهای گرگان

در استان گلستان قزاقها که مردمانی پرتلاش اند و دارای سابقه هفتاد ساله زندگی در اين استان اند از قزاقستان به ايران مهاجرت کرده و در گرگان سکنی گزيدند. قزاقهای مقيم گرگان از منطقه منقشلاق قزاقستان و مانگ قس قزاقستان به گرگا ن مهاجرت کردند. مجموعه کل قزاقها به سه قبيله بزرگ  سه اردوی معروف بزرگ کوچک و ميانی تقسيم می شوند و قزاقهای مقيم گرگان از شاخه اردوی کوچک هستند.

مهاجرت آنها بعد از انقلاب اکتبر و در بين سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۳ بود . آنان از مرز حسينقلی گذشته و در روستايهای بندرترکمن و گميشان ساکن شدند.ولی اندکی بعد وارد استرآباد (گرگان فعلي‌‏ )‌‏‎ شدند.در سالهای اوليه اقامت حامم استرآباد آنها را در کارهائی مانند پر کردن خندقهای اطراف گرگان< جاده سازی قاليبافی نمد مالی به کار گماشت ولی الان در کارهايئی مانند وکالت دبيری حلبی کوبی کاميون نجاری اطاقسازی و ديگر کارهای ريز درشت مانند تجارت و داد وستد مشغول اند. هسته اصلی جمعيت قزاقهای گرگان هم اکنون با هزار خانوار و شش هزار نفر جمعيت در سه منطقه گرگان ساکن هستند بلوش محله يا قزاق محله نام آنان است

احتمالا آنان از مخالفان حکومت کمونيستی و ضد انقلابهای آن دوران اند تعداد زيادی نيز بعد از فروپاشی شوروی به قزاقستان مهاجرت کردند.

يکی از اين مهاجران را در قزاقستان و در آلماتی ديده بودم به وی گفتم ايران بهتر است يا اينجا ؟ وی در پاسخ گفت ايران برای ما بهتر است چون با فرهنگ ايران زندگی کرديم و برخی از مسائل خانوادگی برای ما مهم است که در قزاقستان بلاموضوع است هم چنين تعريف ميکرد در يک مراسم عروسی در الماتی که در حال خوردن مشروب بود يکی ازپيرمردها به وی گفت مگر تو ايران زندگی نکردی پس چرا مشروب ميخوری ؟

چند ضرب المثل قزاقى

1- وتان الدنگ اناسي، (وطن ائلين آناسى) وطن مادر ايل است،
ال اردنگ اناسي. (ائل ارين آناسى) ايل مادر مرد است.
2- ايت تويغان جرسنه، (ايت دويان يئره) سگ به آنجا كه سير شده،
ار توغان جرسنه. (ار دوغان يئره) مرد به آنجا كه زاده شده (مي رود).
3- كسي الئنده سو‘لتان بولغانشا، (كيشى ائلينده سولطان اولونجا) بجاي اينكه در غربت سلطان باشي،
اؤز الئكده ؤلتان بول. (اؤز ائلينده قول اول) در كشور خود غلامي باش.
اولتان=پاشنه كفش
4- وتانسزدا وتان جوق. (وطن سيز ده وطن چوخ) خائن را وطن نيست.
5- ارلئنگ ئبلكته امه س، جو‘ره كته. (ارليك بيلكده ايمز=دئييل٫ اوره كده) مردانگي در بازو نيست در دل است.
6- ءبوري ازئغي من٫ ار ازئغي جولئندا. (بؤرى (قورد) آزيغى اينن٫ ار آزيغى يولوندا) آذوقه گرگ و مرد در راهشان است.
7- كؤش اتاسئن تانئماس. (گوج آتاسين تانيماز) زور پدرش را نمي شناسد.
8- ال اوزئنا النگ قوئيپ بولماس. (ائل آغزينا الك قويوب=قويماق اولماز) بر دهان مردم الك نمي توان گذاشت.(در دروازه را مي توان بست ، دهان مردم را نمي توان يست)
9- ال قو‘لاغي٫ الو. (ائل قولاغى اللى) گوش مردم پنجاه تاست (ديوار موش دارد، موش گوش دارد).
10- اداسسانگ، الئك من اداس. (ايته سه ن٫ ائلين اينن ايته سن). اگر گم شدي با ايلت گم شو .
11- جائغزدنگ او‘ني شئقباس، (يالقيزين اونو چيخماز) تنها صدايش در نيايد،
جاياودنگ شاكي شئقپاس. (يايانين توزو چيخماز) پياده گردش بلند نشود.
اون=سس٫ صدا
12- جائغز اغاش اورمان بولماس، (يالقيز آغاج اورمان اولماز) درخت تنها جنگل نشود،
جائغز كرپش قورغان بولماس. (يالقيز كرپيج قورغان اولماز) آجر تنها سنگ نشود.
قورغان=قلعه٫ تپه كوچك ساخته شده بر روى مزارها
13- جائغز باتر، جاوغا جوق، (يالقيز باهادير٫ ياغى چوخ) دلاور تنها حريف دشمن نيست،
جائغز جئگت، داوغا جوق. (يالقيز ايگيت٫ داعوا چوخ) جوان تنها اهل دعوا نيست.
14- جائغزدنگ تاكي اتپاس، (يالقيزين دانى اولماز) شب فرد تنها٫ سحر ندارد،
جائغز اؤيدنگ ايتي جاتپاس. (يالقيز ائوين ايتى ياتماز) خانه تك٫ سگش آرام ندارد .
15- جائغزغا اوجماق تا جاراسپايدي. (يالقيزا اوچماق دا ياراشمازدي.) بر تنها بهشت هم خوش نمي آيد.
16- بر كسي٫ منگ كسئگه اولجا سالار. (بير كيشى٫ مين كيشى يه اولجاى سالار) يك نفر بر هزار نفر غنيمت آورد.
اولجاى=غنيمت٫ اسير زن

17- ادم جوارگه ن جر من٫ (آدام يئرييه ن يئر اينن) از جائي كه آدم رفته
ادام جواره دي. (آدام يئريه ر) آدم مي رود .
18- بره ؤ بئلمه گه ندي٫ (بيرى اونو بيلمه يه نده) آنچه را يكي نداند،
بره ؤ بئله دي. (بيرى اونو بيله ر) يكي ديگر مي داند.
19- ادام سويله سكه نشه، (آدام سؤيله شينجه) آدم تا صحبت كند،
جئلقي كسئنه سكه نشه. (ايلخى كيشنه شينجه) ايلخي تا شيهه كشد.
20- جولداس جول ايرادي. (يولداشى يول آييرار) رفيق را راه جدا مي كند.
21- بالا من جولداس بولسانگ، (بالا اينن يولداش اولسان) اگر با بچه همراه شوي،
بالا بولاسئنگ. (بالا اولاسان) بچه شوي.
قارئيا من جولداس بولسانگ، (قارى اينن يولداش اولسان) با پير اگر همراه شوي،
دانا بولارسنگ. (دانا اولاسان) پخته شوي.
22- جه لدي قوغان جوغ الار، (يئلى قووان يوخ اولار) آنكه پي باد رود گم شود،
جولدي قوغان وك الار. (يولو قووان٫ يئى (يئگ) اولار) آنكه از راه رود عافيت يابد

بازهم از قزاقهای ایران بشنويد

قزاقهاي پناهنده به ايران ابتدا در بين تراكمه دشت گرگان و شمال خراسان سكونت اختيار كردند و با از سرگذراندن چندين سال فقر و فاقه سخت، بتدريج با اشتغال به زراعت و امثال آن امرار معاش نمودند. آنان به مرور زمان در شهرهاي گنبد قابوس، گرگان و بندرتركمن گرد آمده محله خاص خود را برپا كرده اند. آنان ابتدا مخصوصاً از سوي تركمنها، بليش ناميده شده بودند كه به معني آشنا مي باشد. در حال حاضر قزاقها، عموماً به همان نام اصلي خود مورد خطاب قرار مي گيرند. در اوايل حكومت رضاخان، قزاق ها با آمدن به تركمن صحرا، سكونت در شهرهاي گنبد كاوس، گرگان و بندرتركمن با اهالي اين منطقه مألوف و مأنوس گشتند. آنان در مدت 60 سال به اصالتهاي قومي خويش پايدار ماندند، از قضاي روزگار، قزاقها نيز مثل ديگران طعم بيگاري را از دست رضاخان ميرپنج قزاق چشيدند و به همين خاطر عده اي از مهاجرين، ظلم شوروي را بر جور پهلوي ترجيح داده در گيرودار اشغال اين مناطق توسط متفقين به همراه سربازان ارتش سرخ به قزاقستان باز گشتند.
ادامه نوشته

خبر مهم برای قزاق ها: بيش از يكهزار كارگر تركيه‌اي كشور قزاقستان را ترك كردند.

شبكه تلويزيون دولتي قزاقستان روز پنجشنبه گزارش داد كه طي چهار روز گذشته بيش از يكهزار كارگر تركيه‌اي، استان "آتراو" قزاقستان واقع در ساحل درياي خزر را ترك كرده‌اند.

كارگران ترك در شركت ساختماني تركي "سينيمدي قوريليس" پيمانكار كارخانه تصفيه گاز متعلق به شركت مشترك قزاقستاني - آمريكايي - روسي "تنگيز شور اويل" مشغول به كار بودند كه به دنبال درگيري‌هاي اخير با كارگران قزاق، با هواپيماهاي اختصاصي عازم استانبول شدند.

دراين گزارش به نقل از مسوول شركت ترك اعلام شده كه اعزام كارگران ترك به استانبول ، مرخصي بلندمدت خواهد بود، ولي آگاهان معتقدند كه بعيد است آنها بار ديگر به قزاقستان بازگردند.

به عقيده منابع آگاه ، علت بازگشت كارگران ترك به كشورشان، زدوخورد جمعه گذشته بيش از ‪ ۴۰۰‬كارگر قزاق و ترك مي‌باشد.

براثر اين زدوخورد كه بابهانه رعايت نكردن نوبت در سرو غذا ازسوي كارگر قزاقي شروع شد، بيش از ‪ ۱۱۵‬كارگر ترك و چند قزاقي زخمي شدند و چند ماشين و انبار لباس به آتش كشيده شد.

وزارت امورخارجه قزاقستان با انتشار بيانيه‌اي ، علت اين زدوخورد را اختلافهاي كوچك بين كارگران عنوان كرده است اما رسانه‌هاي قزاقستان با اين نظر موافق نيستند.

سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي نيز در استان آتراو دو مورد زدو خورد بين كارگران قزاق و ترك صورت گرفته بود.

منابع آگاه رفتار تبعيض آميز كارفرمايان با كارگران و همچنين توهين كارگران ترك به مردم بومي را دو عامل اساسي در بروز اين زدوخوردها مي‌دانند.

گفته مي‌شود كارگران قزاقي براي كار يكسان نسبت به همكاران ترك خود سه الي چهار برابر كمتر حقوق دريافت مي‌كنند

آستانه پایتخت کشور قزاقستان

آستانه(Астана) پایتخت کشور قزاقستان است. است.آستانه نامی پارسی است که به تازگی به جای نام پیشین این شهر گذارده شده. این واژه در زبان قزاقی در قدیم معنای آستانهٔ خیمه پادشاه و بعداً معنای پایتخت را گرفته‌است.

شهر آستانه شهری است نوساز که به دلایل امنیتی در مرکز قزاقستان بنا شده و به جای آلماتی به عنوان پایتخت قزاقستان معرفی شده‌است .چون شهر آلماتی به مرزهای سه کشور همجوار آن بسیار نزدیک است.

.Nursultan Nazarbayev

نوروز در قزاقستان

 

 

 

Kazakhstan FlagKazakhstan Map

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري مي دانند و بر اين باورند كه در اين روز ستاره هاي آسماني به نقطه ابتدايي مي رسند و همه جا تازه مي شود و روي زمين شادماني بر قرارمي شود. همچنين قزاق ها معتقدند كه نوروز آغاز سال است و در ميان آنان عبارات زيبايي درباره ي نوروز وجود دارد . نوروز روزي است كه يك سال منتظرش بوده اند نوروز روزي است كه خير بر زمين فرود آمده و بالاخره نوروز روزي است كه سنگ نيلگون سمرقند آب مي شود:

در شب سال تحويل تا شب قزير صاحبخانه دو عدد شمع در بالاي خانه اش روشن مي كند وخانه اش را خانه تكاني كرده و چون مردم قزاق عقيده بر اين دارند كه تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث مي شود افراد آن خانه دچار بيماري و بدبختي نشوند آنان بر اين مساله ايمان دارند و آن را هر ساله رعايت مي كنند.

در شب نوروز دختران روستايي قزاق با آخرين گوشت باقيمانده از گوشت اسب كه سوقيم نام دارد غذايي به نام اويقي آشار همراه با آويز مي پزند و از جوان هايي كه دوستشان دارند پذيرايي مي كنند . آنان نيز در قبال آن به دختران آينه و شانه و عظر هديه مي كنند كه آن را سلت اتكيتر مي نامند و به معني علاقه آور مي باشد.

در عيد نوروز جوانان يك اسب سركش را زين كرده و عروسكي كه ساخته دست خودشان است با آويز زنگوله اي به گردنش درساعت سه صبح كه ساعتي معين از شب قزير است رها نموده تا از اين طريف مردم را بيدار نمايند. عروسك در حقيقت نمادي از سال نو است كه آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام مي كند.

نوروز براي قزاق ها بسيار مقدس بوده و اگر در اين روز باران يا برف ببارد آن را به فال نيك گرفته و معتقدند سال خوبي پيش رو خواهند داشت. در عيد نوروز مردم لباس نو و سفيد به تن مي كنند كه نشانه شادماني است. ديد و بازديد اقوام دراين ايام با زدن شانه ها به يكديگر از آيين و رسوم مردم قزاق در ايام عيد نوروز مي باشد، همچنين پختن غذايي به نام نوروز گوژه ( كوژه = آش ) كه تهيه آن به معني خداحافظ با زمستان و غذاهاي زمستاني است و از هفت نوع ماده غذايي تهيه مي شود در اين ايام جزو آيين و رسوم اين سرزمين مي باشد.

مسابقات معروفي نيز در ايام نوروز در قزاقستان برگزار مي شود كه از مهمترين آنان مي توان به ( قول توزاق) اشاره  نمود كه بين گروههاي مرد و زن برگزار مي شود. اگر برنده زن ها باشند  قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پربركتي است اگر مردها پيروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از ديگر مسابقات مي توان به كوكپار برداشتن بز از مكاني مشخص توسط سواران، آودار يسپاق، قيزقوو و آلتي باقان اشاره نمود.

در عصر نوروز نيز مسابقه آيتيس آغاز مي شود كه مسابقه شعر و شاعري است.

بندر ترکمن

بندر ترکمن (بندر شاه) شهری است در غربی‌ترین نقطه استان گلستان.

شهرستان ترکمن شامل سه شهر گمیشان، سیمین‌شهر و بندر ترکمن است و بخش زیادی از جمعیت 200 هزار نفری آن آن را ترکمنهای ایرانی تشکیل می‌‌دهند. این شهر در 375 کیلومتری شمال شرقی تهران و در 26 کیلومتری گرگان (مرکز استان گلستان) واقع شده است.

 میدان مرکزی بندر ترکمن
میدان مرکزی بندر ترکمن


شهر بندرترکمن در سال 1306 توسط رضاشاه بنیاد نهاده شد و نام پیشین آن بندر شاه بوده است و دارای جاذبه‌های گردشگری فراوانی است.این شهر در ده کیلومتری کوه و جنگل (از سمت جنوب)؛ در 10 کیلومتری بیابانهای ترکمنستان و در ساحل دریا قرار دارد و جزیره زیبای آشوراده و اسکله تاریخی آن که نقش مهمی را در جنگ جهانی دوم داشته است از جلوه‌های گردشگری این شهرستان بشمار می‌‌آیند. دوشنبه بازار بندرترکمن از دیدنی‌های دیگر این شهر ترکمن نشین است که در آن صنایع دستی ترکمن به ارزانترین قیمت عرضه می‌شود.

گرگان

گرگان، از شهرهای شمالی ایران، و دارای آب و هوای معتدل است و در حال حاضر (با احتساب جمعیت روستاهایی که به شهر پیوسته‌اند)، قریب ۲۷۰ هزار نفر جمعیت و حدود ۶۰ کیلومترمربع وسعت دارد. گرگان فعلی تا سال ۱۳۱۶ هجری شمسی به استرآباد یا استاره آباد موسوم بود. گرگان قدیم که به عربی جرجان خوانده می‌‌شد شهری آباد و مهم بود که در نزدیکی گنبد امروزین قرار داشت. اقلیم منطقه بسیار متنوع است و کوه، جنگل و مرتع، جلگه و دشت، صحرا و شوره‌زار، دریا و خلیج، رودخانه و تالاب، و زمین‌ زراعی را شامل می‌شود.

قوم قزاق

قزاق ها مردمانی هستند زردپوست با زبان ترکی قزاقی که در جمهوری قزاقستان زندگی می کنند. قزاق ها مسلمان و اهل سنت(حنفی مذهب) هستند و حدود10 میلیون نفر جمعیت دارند. قزاق ها علاوه بر قزاقستان در ازبکستان، چین و قرقیزستان نیز زندگی می کنند و حدود 5 هزار نفر از آنان نیز در ایران در شهرهای گرگان ، بندر ترکمن و گنبد کاووس زندگی می کنند. قزاقها و قرقیز ها از یک نژاد هستند و اصل نژاد آنها به مغولستان تعلق دارد

همه چیز از قزاق ها

 قزاق ها از نظر معیشتی در سطح متوسط هستند و  منبع در آمد آنها شغل آزاد و تجارت است.

از نظر سطح علمی در سطح خوبی هستند و  تعداد دانشجویان آنها در سطح مطلوبی می باشد .

قزاق ها مردمی مهمان نواز هستند و از مهمان های خود به صورت مفصل پذیرایی می کنند .

در ایام عید فطر و قربان این مردم با فرهنگ با  رفتن به خانه یکدیگر  و تبریک عید این عید را گرامی و اهمیت می دهند.  

از سال ۱۳۷۵ آغاز به مهاجرت به کشور خود همان کشور قزاقستان میباشد نمودند . در هر سال یک بار این  مهاجرت از طریق نماینده ای که از  کشور قزاقستان حضور پیدا می کند  و با همکاری دولت ایران این مهاجرت انجام می گیرد.