دومبرا Домбыра
دومبرا
دومبرا ( تنبوره ) يكي از گرانبهاترين و محبوبترين آلات موسيفي خلق هنرمند ماست كه با آن آواز رفيع سرداده و آهنگي پر طنين نواخته ، از جواهرات بيشتر دوست داشته و بر آن پر جغد آويخته ، همچون دردانه اي عزيز داشته بر صدر خانه مي آويزند. اگر بتواني صداي بسيار نازنين و ملايم آن را با ظرافت در آوري ، با تو از سرنوشت پر فراز و نشيب آباء و اجدادمان كه در اعماق اعصار باقي است سخن خواهد گفت. اندوه و زاري ، سوز و گداز ، غم و حسرت و آرمان خلق ما از دوتار اين دومبراي مقدس بصورت آهنگ فرو مي بارد. مردم محروم از سواد همگي هنرش را ، درّ و مرجانهاي آن را در سينه خود حفظ كرد و گنجينه اش را همچون امانت خود از نسلي به نسل ديگر رسانيده است.
يكي از آن ميراثهاي اصيل ما گنجينه آهنگ است. دو نيروي قدرتمند هست كه اين ميراث را در امان نگهداشته با تمام مايه و شيره اش به اين زمانه رسانيده است :
يكي دومبراي مقدس ، دومي آهنگسازان ما كه اين دومبرا را نه تنها به سخن گفتن واداشته اند بلكه تاريخ را بصورت آهنگ تصنيف كرده و بدان وسيله به خلقشان قوّت روحاني بخشيده اند.آنان عبارتند از : قورمانغازي ، دولت كه ره ي، تاثتمبه ت ، آبل ، ثوركه ش ، ماحامبه ت ، مامه ن ، بالاماسيان ، دايراباي ، بايسه ركه ، سه يته ن ، ثوقا ، قازانغاپ ، سوگر ، بايجگت و سايرين
![]()
استادان ممتازي همچون دينا نورپه يسودا ، لقمان محيطف ، عقاب قابيغوجين، قالي جانتله ووف ، ابكه ن حسنف آثار تحسين انگيز چنين آهنگسازان چيره دست قرن گذشته را كه در خزانه زرين موسيقي ما محفوظ مانده است نه تنها به نسل كنوني عرضه كرده اند بلكه سنّت موسيقيايي شكل گرفته در بين خلق را ادامه داده اند.
هر كدام از نوازندگان و مصنفين نغمه پرداز روزگار خود هستند. يك صف بزرگي از نوابغ كه پيكره معجزه آساي مملكت تكامل يافته امروزين ، شيوه زندگي اجتماعي ، قهرمانيهاي كارگران خلاق و زندگاني سعادتمندانه آنها را مايه آهنگهاي پرطنين فرار داده اند ، رشد يافته و به مرحله رفيعي از هنر خويش رسيده اند.
باري ، بايد تداوم هنر از نسلي به نسل ديگر و پيوند سنتهاي نيك هنري چنين شكل گرفته و توسعه يابد. آنچه در اين ميان قابل ذكر است اينكه همانگونه كه روندهنر رشد و تكامل پذيرفته آلات موسيقي ملي نيز تكميل تر شده است. مثلاً ، هر يك از نوازندگان دومبرا مطابق ميل خود شخصا مي ساختند. اين سازها بسيار ساده و معمولي بود. دومبرا نوازها پرده هاي آن را طبق تمايل خود بسته و صداي آن را با توجه به ريتم آهنگ كوك مي كردند. هر نوع زهي كه پيدا مي شد نصب مي گرديد. امّا ، دومبراي فعلي هم از لحاظ شكل ، هم از لحاظ قد و قواره قالب معيني بخود گرفته است. پرده هاي آن با نظام صوتي كروماتيك تطبيق يافته ، به كوكهاي ثابتي بسته شده است. امكان توليد انواع دومبراها را بدست آورده ايم. اين دومبراها در كارخانه هاي مخصوص و كارگاههاي علمي – تحقيقي بدست افراد كاردان كاملاً آشنا به طبيعت اين ساز ملّي و متخصصان وارد ساخته مي شود.
صف نوازندگان هنرمند دومبرا روز بروز طولاني تر مي شود. ده ها تن از جوانان ما از مدارس و آموزشگاههاي موسيقي تعليم يافته و مهارت خود را افزايش مي دهند. اگر زماني با يك دومبرا آهنگ مي نواختيم ، امروز در هر آبادي و شهر يك اركستر دومبرا وجود دارد. اين اركسترها به آن سطح از درجه حرفه اي ترقي كرده اندكه با دومبرا علاوه بر آهنگهاي مصنفين خلق قزاق آثار كلاسيك آهنگسازان روس و خارجي را با مهارت فرا.وان اجر مي كنند. نمونه هاي برتر مهارت اجرائي را مي توان از اركستر ملي آكادميك سازهاي مردم قزاق ، بنام قورمانغازي كه در تمام مملكت و خارج از آن شهرت گسترده دارد و برنامه هاي بسيار زياد بوضوح ملاحظه كرد.
آكادميسين احمد قوآن اولوجوبانف در مقدمه چاپ اوّل اين مكتب يادگيري دومبرا چنين نگاشته بود : اركستر ملي سازهاي مردمي قزاق بنام قورمانغاري ، در اين راه به موفقيتهاي چشمگيري نائل و قادر به اجراي آثار بزرگ سمفونيائي شد. ثابت گرديد كه دومبرا- سازي كه در بين مردم بيشتر از همه رواج يافته است- داراي امكانات بزرگ مي باشد..
آشنايي با قوم قزاق ايران