شجره قزاقها
در سال 552 ميلادي طوايف دامدار كوچرو ترك در كوهستان آلتاي اسكان يافته و خانات ترك را تأسيس كردند . در سال 582 اين خانات به دو شاخه شرقي و غربي منشعب گرديد . مركز حاكميت خانات غربي در « وطن اجدادي اويسون ها » قرار داشت . طوايف قديمي قزاق كه ساكن منطقه اي پهناور بودند مشمول خاقانات ترك غربي شدند . در سال 659 ميلادي سلطنت تان ، خاقانات ترك غربي را سرنگون ساخت . سپس بجاي آن خاقانات توركش تأسيس شد . مركز آن نيز در دره ايله و منطقه ژتي سو قرار داشت . طوايف قزاق اينك با خاقانات توركش متحد گرديدند . چندان طولي نكشيد كه مملكت توركش به دست طوايف قرلغ افتاد . خاقانات قرلغ در سالهاي 940 ـ 776 دوراني بهم زدند . بسياري از طوايف قزاق زير دست خاقانات قرلغ قرار گرفتند . اين طوايف سپس تابع خاندان قره خانيان ( قرون 11 ـ 10 ) شده و در قرن 11 تابعيت سلطنت ليائوي غربي را پذيرفتند كه كِدٍنها يا قره ختائيان تأسيس كرده بودند . مملكت قيماق كه در قرون 10 ـ 9 در طول رودخانه ارتيش بسر مي بردند ، در قرن 11 بدست طايفه قبچاق افتاد . در قرن 11 قبچاق ها بر دشت پهناور قزاق حاكم شدند . آنان در اواسط قرن 11 دولت غز ( به مركزيت ينگي كِنت ) واقع در سفلاي سيردريا را در هم كوبيده « مضافات الغز » را به دشت قبچاق ضميمه كرده و غزها را به سوي منقشلاق و تركمنستان عقب راندند . سپس مناطق دشت خزر را تابع خود ساخته به توسعه قلمرو خويش پرداختند . صحاري مجاور را نيز طي كرده به رودخانه دنيپر رسيدند . بخشي از ساكنان قبلي اين سرزمينها ، آلانها ، غزها و خزرها به قبچاقها پيوستند . در آغاز قرن 13 طوايف قبچاق كاملاً قدرت يافته در شرق از رودخانه ارتيش ، در غرب تا رودخانه دن ، از كوه اورال تا درياي سياه منطقه بسيار وسيعي را در اختيار داشتند . قبچاقها قبايل و طوايف ترك زبان اين سرزمين و اطراف آن را تابع خود ساختند و آنان بعداً قبچاق ناميده شدند .
ريشة اصلي خلق قزاق سكاها مي باشند كه از قرن هفتم ق.م. در تاريخ نامدار شده اند . اتحاديه هاي اويسون و قانقلي كه از قرن 5 ـ 3 ق.م. زندگي مي كردند ، مايه اصلي خلق قزاق بوده اند . بر همين اساس در دوران خاقانات ترك غربي ( قرن 7 ـ 6 ) و توركش ـ قرلغ ( قرون 10 ـ 8 ) قوم قزاق شروع به شكل گرفتن به مثابه يك خلق مستقل و مشخص كرد . سپس در دوران خاندان قره خانيان و قيماق و قبچاق ( قرون 12 ـ 7 ) اين فرايند همچنان توسعه يافت . دولت ليائوي غربي كدنها ( قره ختائيان ) هم كه در نيمه دوم قرن 12 بر منطقه ژتي سو و جنوب قزاقستان حكومت راندند ، در تاريخ قزاق آثاري باقي گذاشت .
*******
خلق قزاق در آغاز قرن سيزدهم به بلاي هجوم چنگيز خان گرفتار شده ، مبارزه 20 ساله طوايف قزاق ( كِرِي ، نايمان ، مركيت و ... )به عدم توفيق منجر شد . در سالهاي 1219 ـ 1218 لشكريان چنگيزخان كه به سوي غرب روان شده بودند ، قوشلق خان نايمان را شكست داده ژتي سو را تسخير كردند . ارسلان خان قرلغ حاكم شهر قيالق ، در ساحل بالخاش ، اوزوق طغرل ، فرمانرواي مليت قانقلي ، حاكم شهر آلماليغ واقع در دره ايله و فرزند وي سوناق تكين ، همچنين اورتوبلر ، رئيس طايفه دولات داوطلبانه تابع چنگيز خان شدند . چنگيزخان سرزمينها و ممالك مفتوحه را به اولوس بخش كرده و به عنوان سهميه بين پسرانش تقسيم نمود . طوايف قزاق كه در منطقه وسيعي از رودخانه ارتيش تا رودخانه اتيل جاي داشتند در سهميه جوجي فرزند ارشد چنگيزخان قرار گرفتند . طايفه هاي ساكن ژتي سو در سهميه جغتاي پسر دوم چنگيزخان افتادند . اما اين تقسيم بندي فقط مربوط به جمع آوري ماليات و سربازگيري بود و طوايف تابع دو اولوس داراي مراتع و اقامتگاه هاي مشترك بودند . پس از مرگ جوجي ( 1227 ) ، اولوس وي كه از ارتيش تا دنيپر وسعت داشت به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شد . بخش غربي به باتوخان تعلق يافته و تحت حاكميت مستقيم آلتون اوردا ( اردوي طلائي ) قرار گرفت . بخش شرقي به پسر بزرگ جوجي اوردا اژن رسيده و در اين منطقه خانات آق اوردا ( اردوي سفيد ) تشكيل گرديد . قلمرو خانات آق اوردا تقريباً همه سرزمين فعلي قزاقستان را دربرداشت و جمعيت آن عبارت از اقوام قبچاق ، قانقلي ، اويسون ، جلاير ، قرلغ ، نايمان ، كري ، قره كييك ( آرغين ) ، قنقرات ، آلشين ، مانغيت و ... بودند . طوايف قزاق مزبور در اين دوران نام « قبچاق » را براي خود اختيار كردند .
طوايف تابع آق اوردا داراي سرزمين واحدي بودند . درجة توسعه اجتماعي آنان يكنواخت ، زندگي اقتصادي ايشان عمدتاً دامداري كوچي و نيمه كوچي و زبانشان زبان ادبي قبچاق ( زبان قديمي قزاق ) و سطح توسعه فرهنگي آنان برابر بود . خانات آق اوردا بر اساس « كشور قبچاق » كه از قرن 11 تا ابتداي قرن 13 دوام داشت تأسيس شد . گرچه فرمانروايان آق اوردا خانهائي از نسل چنگيزخان بودند ، تماميت قلمرو اقتصاد ، معيشت ، فرهنگ و زباني كه در دوره اتحاديه قبچاق شكل گرفته بود در آق اوردا محفوظ مانده همچنان توسعه يافت جمعي از اقوام كه در هنگام يورش چنگيزخان به اين مملكت پيوستند و مقدار كمي كه در زمان حمله از اين كشور جدا و در ديگران حل شدند ، چندان اثري در اين كليت نداشت بلكه اقليت مغول كه بر آق اوردا حكومت كرده بودند بزودي در رعاياي خويش حل شده عيناً قبچاق از آب در آمدند . ( العمري« مجموعه مقالات راجع به تاريخ آق اوردا » ) . بدينسان خانات آق اوردا كه پس از حملة چنگيز خان دويست سال دوام داشت ، به تاريخ توسعه قزاق دوام بخشيد و مبناي سياسي براي شكل گيري آن به صورت خلق گرديد . مي توان آق اوردا را حكومت قزاقها بشمار آورد .
پس از سقوط خانات آق اوردا در سال 1428 م. حكومت ابوالخيرخان كه جايگزين آن شد 40 سال دوام آورد . در اين مدت قلمرو و زير بناي قومي اقتصادي و فرهنگ و همچنين زبان آن پايدار ماند . بدين ترتيب حكومت ابوالخيرخان ادامه حكومت قبل از خود بوده تنها دگرگوني عبارت بود از اينكه بجاي خاندان اوردااژن ، آل شيبان آمد و پس از سرنگوني حكومت ابوالخيرخان بخشي از طوايف به ماورأالنهر كوچيدند . خانات قزاق كه در اواسط قرن 15 م. ( 900 هجري ) تأسيس گرديد ، وارث خانات آق اوردا شد . اين حكومت بيش از 300 سال بر خلق قزاق فرمانروائي كرد . اساس خانات قزاق همان قلمرو خانات آق اوردا و طوايف قزاق ساكن آن بودند و به آن منطقه ژتي سو و طوايف اولوژوز پيوستند كه قبلاً تابع مغولستان بودند . تأسيس خانات قزاق يكي از مراحل مهم تاريخ خلق قزاق بود كه در نتيجه آن ، طوايف قزاق كه تابع خانات گوناگون بودند گرد آمده قلمرو قومي مشتركي را ايجاد و بدينوسيله فرايند شكل گيري قزاق به عنوان خلق تكميل شد .
ريشة اصلي خلق قزاق سكاها مي باشند كه از قرن هفتم ق.م. در تاريخ نامدار شده اند . اتحاديه هاي اويسون و قانقلي كه از قرن 5 ـ 3 ق.م. زندگي مي كردند ، مايه اصلي خلق قزاق بوده اند . بر همين اساس در دوران خاقانات ترك غربي ( قرن 7 ـ 6 ) و توركش ـ قرلغ ( قرون 10 ـ 8 ) قوم قزاق شروع به شكل گرفتن به مثابه يك خلق مستقل و مشخص كرد . سپس در دوران خاندان قره خانيان و قيماق و قبچاق ( قرون 12 ـ 7 ) اين فرايند همچنان توسعه يافت . دولت ليائوي غربي كدنها ( قره ختائيان ) هم كه در نيمه دوم قرن 12 بر منطقه ژتي سو و جنوب قزاقستان حكومت راندند ، در تاريخ قزاق آثاري باقي گذاشت .
*******
خلق قزاق در آغاز قرن سيزدهم به بلاي هجوم چنگيز خان گرفتار شده ، مبارزه 20 ساله طوايف قزاق ( كِرِي ، نايمان ، مركيت و ... )به عدم توفيق منجر شد . در سالهاي 1219 ـ 1218 لشكريان چنگيزخان كه به سوي غرب روان شده بودند ، قوشلق خان نايمان را شكست داده ژتي سو را تسخير كردند . ارسلان خان قرلغ حاكم شهر قيالق ، در ساحل بالخاش ، اوزوق طغرل ، فرمانرواي مليت قانقلي ، حاكم شهر آلماليغ واقع در دره ايله و فرزند وي سوناق تكين ، همچنين اورتوبلر ، رئيس طايفه دولات داوطلبانه تابع چنگيز خان شدند . چنگيزخان سرزمينها و ممالك مفتوحه را به اولوس بخش كرده و به عنوان سهميه بين پسرانش تقسيم نمود . طوايف قزاق كه در منطقه وسيعي از رودخانه ارتيش تا رودخانه اتيل جاي داشتند در سهميه جوجي فرزند ارشد چنگيزخان قرار گرفتند . طايفه هاي ساكن ژتي سو در سهميه جغتاي پسر دوم چنگيزخان افتادند . اما اين تقسيم بندي فقط مربوط به جمع آوري ماليات و سربازگيري بود و طوايف تابع دو اولوس داراي مراتع و اقامتگاه هاي مشترك بودند . پس از مرگ جوجي ( 1227 ) ، اولوس وي كه از ارتيش تا دنيپر وسعت داشت به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شد . بخش غربي به باتوخان تعلق يافته و تحت حاكميت مستقيم آلتون اوردا ( اردوي طلائي ) قرار گرفت . بخش شرقي به پسر بزرگ جوجي اوردا اژن رسيده و در اين منطقه خانات آق اوردا ( اردوي سفيد ) تشكيل گرديد . قلمرو خانات آق اوردا تقريباً همه سرزمين فعلي قزاقستان را دربرداشت و جمعيت آن عبارت از اقوام قبچاق ، قانقلي ، اويسون ، جلاير ، قرلغ ، نايمان ، كري ، قره كييك ( آرغين ) ، قنقرات ، آلشين ، مانغيت و ... بودند . طوايف قزاق مزبور در اين دوران نام « قبچاق » را براي خود اختيار كردند .
طوايف تابع آق اوردا داراي سرزمين واحدي بودند . درجة توسعه اجتماعي آنان يكنواخت ، زندگي اقتصادي ايشان عمدتاً دامداري كوچي و نيمه كوچي و زبانشان زبان ادبي قبچاق ( زبان قديمي قزاق ) و سطح توسعه فرهنگي آنان برابر بود . خانات آق اوردا بر اساس « كشور قبچاق » كه از قرن 11 تا ابتداي قرن 13 دوام داشت تأسيس شد . گرچه فرمانروايان آق اوردا خانهائي از نسل چنگيزخان بودند ، تماميت قلمرو اقتصاد ، معيشت ، فرهنگ و زباني كه در دوره اتحاديه قبچاق شكل گرفته بود در آق اوردا محفوظ مانده همچنان توسعه يافت جمعي از اقوام كه در هنگام يورش چنگيزخان به اين مملكت پيوستند و مقدار كمي كه در زمان حمله از اين كشور جدا و در ديگران حل شدند ، چندان اثري در اين كليت نداشت بلكه اقليت مغول كه بر آق اوردا حكومت كرده بودند بزودي در رعاياي خويش حل شده عيناً قبچاق از آب در آمدند . ( العمري« مجموعه مقالات راجع به تاريخ آق اوردا » ) . بدينسان خانات آق اوردا كه پس از حملة چنگيز خان دويست سال دوام داشت ، به تاريخ توسعه قزاق دوام بخشيد و مبناي سياسي براي شكل گيري آن به صورت خلق گرديد . مي توان آق اوردا را حكومت قزاقها بشمار آورد .
پس از سقوط خانات آق اوردا در سال 1428 م. حكومت ابوالخيرخان كه جايگزين آن شد 40 سال دوام آورد . در اين مدت قلمرو و زير بناي قومي اقتصادي و فرهنگ و همچنين زبان آن پايدار ماند . بدين ترتيب حكومت ابوالخيرخان ادامه حكومت قبل از خود بوده تنها دگرگوني عبارت بود از اينكه بجاي خاندان اوردااژن ، آل شيبان آمد و پس از سرنگوني حكومت ابوالخيرخان بخشي از طوايف به ماورأالنهر كوچيدند . خانات قزاق كه در اواسط قرن 15 م. ( 900 هجري ) تأسيس گرديد ، وارث خانات آق اوردا شد . اين حكومت بيش از 300 سال بر خلق قزاق فرمانروائي كرد . اساس خانات قزاق همان قلمرو خانات آق اوردا و طوايف قزاق ساكن آن بودند و به آن منطقه ژتي سو و طوايف اولوژوز پيوستند كه قبلاً تابع مغولستان بودند . تأسيس خانات قزاق يكي از مراحل مهم تاريخ خلق قزاق بود كه در نتيجه آن ، طوايف قزاق كه تابع خانات گوناگون بودند گرد آمده قلمرو قومي مشتركي را ايجاد و بدينوسيله فرايند شكل گيري قزاق به عنوان خلق تكميل شد .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ توسط جولای شادکام( بگي )
|
آشنايي با قوم قزاق ايران